زنگ نگارش سه شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۸

سلام به روی ماه تک تک دوستان گلم! حالتون چطوره؟ انشاالله که همگی خوب و خوش و سرحال باشید. 🌻💚

امروز قراره براتون یه ماجرای جذاب و پر از هیجان از یکی از زنگ های مدرسه رو تعریف کنم. با من همراه باشید! 😊
امروز یه روز کاملاً متفاوت و پر از ماجراهای عجیب و غریب تو مدرسه بود. از همون اول صبح، به خاطر این که بعضی از بچه ها رفته بودن مشهد، کلاس ها با هم ادغام شده بود و جو کلاس یه جور دیگه ای بود. اولین اتفاق جالب، ورود آقای نصر به کلاس بود. 😅
همین که ایشون وارد شدن، پزشکی عزیز که همیشه پیش قدمه، مثل یه کنه به جان آقای نصر افتاد و شروع کرد به پاچه‌خواری! آقای نصر هم به لهجه مصری بهش گفتن که انشاها رو از بچه ها جمع کنه. خلاصه جو کلاس حسابی داغون بود! 🥴
بعد از اون، آقای نصر مشغول تصحیح برگه های انشا شدن. یه لحظه صادقی رفت جلو تا یه پیشنهاد بده برای این که بچه ها یه کم ساکت بشن، ولی تا رفت نزدیک، آقای نصر یه دعوای حسابی راه انداختن! صادقی هم بیچاره با کلی افسردگی برگشت نشست سر جاش. 🫤
بعدش هم آقا یه سری از بچه ها مثل انصاری، سلی، طبا و حسنی رو کردن بیرون از کلاس. جو کلاس خلوت تر شد! بعد از اون نوبت به خوندن انشاها رسید. پزشکی اومد پای تخته و شروع کرد به خوندن انشاش. جالبی ماجرا این بود که بعد از هر جمله ای که میگفت، بچه ها با یه حرکت خاص (زدن به کف راست پای چپ) شروع می‌کردن به مسخره کردنش! واقعاً خنده دار بود! 😂
ولی یه نفر بود که همه چی رو تغییر داد؛ عبدلی عزیز! وقتی اومد پای تخته، درست برعکس پزشکی، با همراهی بچه ها و بعضی وقتا خود آقای نصر، اون حرکت رو به کتف چپ انجام میدادن و همه می‌خندیدن. 😂👏
اما جنجال اصلی امروز، مثل همیشه، زیر سر پزشکی بود! پاکدلان رفته بود دستشویی و وقتی برگشت، دو تا احتمال وجود داشت:
۱. پاکدلان با پاش پای پزشکی رو لگد می‌کنه و دعوا میشه! 🤯
۲. پزشکی براش گل پایی می‌گیره و باز دعوا میشه! 🤯
خلاصه هر کدوم از این اتفاقا که افتاده بود، جو کلاس حسابی داغون شد! اما یه چیز دیگه هم بود که باعث ناراحتی صادقی شد؛ بطری آب پزشکی که از شانس بدش درش باز بود، ریخت روی کیف و کتابهاش و همه چی خیس شد! ولی ذولی عزیز، دمش گرم، سریع دوید و کتابها رو برداشت و خشکشون کرد. دستش درد نکنه واقعاً! برای اولین بار عالیهههههه❤️
بعد از این همه ماجرا، صادقی و پاکدلان و پزشکی و ذولی رفت پیش آقای محمودیان و کلی اشک پزشکی رو در آوردیم! آخرش هم زنگ خورد و کلاس تموم شد. 📚🛎️
و اما خبر خوب اینکه امروز هیچ تکلیفی نداریم! پس می‌تونید برید حال کنید و استراحت کنید. 🥳📚
و قبل از خداحافظی، یه پیام کوچولو دارم برای پزشکی عزیز:
پزشکی جان، تو روحت! امیدوارم همیشه شاد و پرانرژی باشی و به همه لبخند بزنی! ❤️😄
خداحافظ دوستای گلم! تا فردا و یه ماجرای دیگه… 👋😊

تاریخ 04/11/28

سلام

من مشهد بودم و سر کلاس نبودم از یکی از بچه ها خلاصه ی کلاس رو گرفتم و مستندش کردم

امروز تو مدرسه، توی زنگ تاریخ، یه مبحث فوق‌العاده جذاب و پرمحتوا رو با استاد عزیزمون کار کردیم. 🧑‍🏫✨
قرار شد بریم سراغ درس ۴ کتابمون، صفحه‌ی ۸۴؛ جایی که صحبت از «میراث فرهنگی ایران در عصر سلجوقی» بود. 🕌🏛️ راستشو بخواین، واقعاً مبحث جذابی بود. از هنر و معماری اون دوره گفتیم، از اون همه خلاقیت و ذوقی که تو اون زمان به کار رفته بود تا این همه اثر ارزشمند از خودشون به یادگار بذارن. انگار نه انگار که چندین قرن ازش می‌گذره! 🤯
ما توی کلاس، اول یه خوندن دقیق و گروهی از متن درس داشتیم، بعدش هم فعالیت‌های مرتبط باهاش رو با همکاری بچه‌ها انجام دادیم.🤝
حالا مهم‌ترین بخش ماجرا: استاد عزیزمون گفتن که جلسه‌ی بعد، دقیقاً از همین درس امتحان خواهیم داشت. 📝😬 پس چه اونایی که توی کلاس مشهد بودن (یعنی حضور داشتن) چه اونایی که مشهد نبودن (یعنی غایب بودن)، باید حسابی خودشون رو به درس برسونن و آماده باشن. پس همه‌ی ما موظفیم تا جلسه‌ی بعد، این درس رو مرور کنیم و خوب یاد بگیریم. 🤓📖
خلاصه اینکه کل تایم کلاس امروز رو پای همین درس و بحث شیرین و مفید نشستیم و واقعاً لذت بردیم. انگار یه سفر کوتاه تاریخی به دوران سلجوقی داشتیم! 🚀⏳
: راستی رفیق، نظرت راجع به این متن چیه؟ خوشت اومد؟ فکر می‌کنی چیزی رو کم داره یا باید یه جور دیگه نوشته بشه؟ حتماً بهم بگو!

هندسه ی روز پنجشنبه

به به دوباره رسیدیم و یک کلبه و یک روستای همت دیگه والا باید از اول کار  می گفتم یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کسی نبود ، واقعا این رو اینجا گفتم ببخشید یادم رفته بود دیگه شما ها بزرگ شدید و کلاس هشتم هستید . 

خوب داستان از این قرار بود که در روستای همت در مدرسه ی تلاش زنگ هندسه آغاز شد که همگی در حال شیطنت بودن که معلمان آقای براتی یا همون ( آقا معلم ) وارد کلاس شد که به صدای برپا دانش آموزان ایستادند و احترام معلم را نگه داشتند و در ادامه بچه شیطون کلاس که نام داشت کامیار کمی آقا معلم را اذیت کرد و همگی نشستیم در ادامه آقا معلم کتاب کار هندسه که خیلی آبی نام داشت را باز کردیم و فصل مثلث را یادآوری و رفع اشکال کردند ایشان از ابتدا شروع کردند و رفع اشکال کردند و تکلیف هفته ی قبل را انجام دادند ( کتاب ریاضی : ص 99 ، کتاب کار ریاضی : سوالات 57 و 60 و 63 و 70 را برای تکلیف دادند را انجام دادند . ) بدین صورت آقا معلم شروع به رفع اشکال کردند و من مانیان زاده سوالاتم را پرسیدم و چند تا از بچه ها تعریف هایی را پرسیدند که هنوز یاد نگرفته بودند که عبارتی از :

  1. وتر چیست : وتر ، ضلع روبه روی زاویه ی قائم را می گویند وتر .

خوب ایشان سوالات دانش آموزان را حل کردند من مانیان زاده هم سوالی داشتم که بهتر است براتون بگم که در مورد جمله بندی ها بود و اشکال بچه ها خیلی کوچک بود و با یک مطالعه  و تحقیق حل می شد .

تکلیف هفته ی آینده چهارشنبه و پنجشنبه : برای روز پنجشنبه استاد آزمون از فصل مثلث ها می گیرند . 
تکلیف روز چهارشنبه : سوالات فصل 6 سوال 61 و 66 و 68 و 70 باید انجام شود . 

زنگ دوم فارسی

سلام خدمت همگی عزیزان

اینبار بابیتی دل گشا از خیام 

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ

پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

می نوش که بعد از من و تو ماه بسی

از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ

اول تا آقای صادقی اومدن یکی از بچه ها داد زد گفت بر پااااااا 

آقای صادقی گفتن من دیدم کی اینو گفت 

اما می‌خوام ببینم خودش جرات داره بیاد بیرون بگه من بودم یانه 

حدود ۱۰ دقیقه وایساده بودیم تا طرف خودشو معرفی کنه😂

آقای صادقی گفت اگه نیای بگی 

برا همه منفی می‌زارم 

۱۰ تا از بچه ها داوطلب شدن که فقط خودشون منفی بخورن😂

اما یارو خودشو لو نداد و همه منفی کلاسی خوردیم 😐💔

 

بعدشم تا نشستیم 

عبدالهی مث چایخونه نشست رو صندلی و روضه خوند😂

آقای صادقی هم بیرونش کرد و ۱۰ دقیقه دیگه هم اینجوری سپری شد 

بعدشم آقا در مورد وابسته ها یکم حرف زدند 

و درس ۱۰ رو تدریس کردن 🦦

 

حرفه و فن 25 بهمن ماه

در روز شنبه 25 بهمن ماه :

استاد وارد کلاس شد ابتدا تمام بافتنی ها را برسی کرد سپس در مورد دستگاه جوجه کشی و دستگاه مادر توضیح داد و شرایط و وسایل مورد نیاز برای پرورش مرغ و جوجه را توضیح داد

شرایط :

گرما در بدن :بین 36 تا 37 درجه

رطوبت بالا

چرخش: روزانه 3 بار 180 درجه

اکسیزن رسانی : سوراح کردن جعبه یا باز بست کردن در ها و دریچه ها

وسایل مورد نیاز :

حعبه و دوشاخ وسیم ولامپ

بشقاب یک بار مصرف

چوب گرد یا سیخ

در صورت داشتن یک عدد فن

سپس استاد گفتند نحوه ساخت دستگاه را توضیح میدهیم همه چی سر کلاس

زبان شنبه

سلام و عرض ادب و احترام به بچه های مشهد و بچه هایی که قسمتشان نشد و نرفتند مشهد . 

بچه ها نگران نباشید به خاطر اینکه بچه ها رفته بودن مشهد و درس زبان جلو بود استاد فیلم که به زبان انگلیسی نوشته شده بود و زیر نویس داشت را برای ما پخش کردند و معنی آن را گفتند .

و همیشه بچه ها یادتون باشه همکلاسی رو چک کنید .

زنگ دوم کلاس ریاضی 26 بهمن

به به سلام بچه های همتی انشاالله حالتون خوب باشه بچه ها امروز استاد کار مهمی انجام دادند . امروز فصل 4 ریاضی را کامل کردند و رفع اشکال کامل کردند و تکلیف هفته ی گذشته که از صفحه ی 100 تا 108 را چک کردند و کسانی که امضا نداشتند نمره ی آنها کم می کردند .

پس همیشه امضا با خودکار داشته باشید تا یک وقت نمره ی شما کم نشود چون کسانی که امضا با خودکار نداشتند نمره ی آنها 3 از پنج شد . 

مستند نگارش کلبه ی دانش

سلام به بچه های کلبه ی دانش همت امروز خبرگزاری کلبه ی همت در کلاس بچه های نویسنده گفته شده استاد نصر امروز وارد کلاس شدند و فقط انشای هفته ی پبش رو خواندند و گفتند اونهایی که تکلیف نداشتند می توانند هفته ی بعد و مشهدی ها هم می توانند هفته ی بعد بیاورند تا نمره ی آنها ثبت گردد .

موضوع انشا = (“قبر معلم نگارس در سال ۱۴۱۴ قبر های هوش مصنوعی”)