۲۱
بهمن
۲۱
بهمن
مهارت نجوم
امروز استاد سریع آمدند و گفتند تحقیق ها را بدید و بعد جزوه ها را گرفتند و گفتند
امتحان و ما همه سکته زدیم امتحان را که گرفتند جزوه جدید را دادند و خواندیم و سوالات آخر را جواب دادیم و بعد استاد نظر سنجی کرد که امتحان ها را صحیح کنند یا درس بدند و قرار شد امتحان صحیح کنند من 18 شدم
ویک نکته درسی چرا ما فصل داریم شاید بگید چون یه موقعی ما از خورشید دور میشیم ولی نه به دلیل………….. این است همه چیز محرمانه است
۲۰
بهمن
دوشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۰ فرهنگ و هنر
سلام به همه
استاد باز هم طبق معمول دیر آمدند و ما میخواستیم فیلم ببینیم که استاد آمدند و پاورپوینت نکات فیلمبرداری برای ما گذاشتند و چند نکته باقیمانده را توضیح دادند. بعد فیلم کمال الملک و چند نمونه دیگر از فیلمهای کمال الملک را نشان دادند .
بعد یک فیلم از مستند خودشان برایمان گذاشتند و گفتند تا ۲ اسفند به طور گروهی مستند با تمام نکاتی که درس دادند با موضوع مدرسه درست کنی
۱۹
بهمن
شنبه امتحان زبان
سلام بر برو بچ همتی انشاالله حال و هواتون خوب باشه و دلتون اصلا پر از غصه نباشه امروز می خوام دوباره در مورد مدرسه ای در دهکده ی همتی آباد کلاس زبان a های دانشمند و انیشمینگ براتون بگم .
اون روز من وارد کلاس شدم و نشستم رو صندلی چوبی و زیبایم . معلم زبان وارد کلاس شد و مهرش به خیلی ها باز شد و لبی از مهر به روی دانش آموزان انیشمنگ باز شد و همه با صدایی دانشمندان و مطیعانه های مهری را به کار بردند . در ادامه آقای مهری درس 7 را تدریس کردند و گروه آقای یزدانی پور ، یزدانی جزی ، بقایی و فرخ نژاد آزمون خود را گرفتند . و آزمونی 10 سوالی بود که اگر کسی غایب می کرد جلسه ی بعد از آنها می گرفتند زمانی که آقای یزدانی جزی این خبر مهم را به ما رساندند صدای خنده های شیطانی بقا شیطون بلا دل هرکس را به ترس آورد . سپس دوباره آقای مهری توضیحی درباره ی درس 7 دادند و کلاس با خنده های استاد مهری به پایان رسید .
۱۹
بهمن
زنگ اول یکشنبه (حساب)1404/11/19
سلام بچه ها
از اونجا که حوصله ی نوشتن ندارم زود می روم سر اصل مطلب و مثل دفعات قبلی (که فقط یک صفحه ی دفتر مقدمه می گفتم) مقدمه نمی گویم!
آقا که وارد شدند اول از همه یک کار خیلی طنز ولی دردناک کردند که باعث ناراحت شدن دو نفر شد اگر دوست دارید که بدانید آقا چه کردند باید تا آخر این مستند را بخوانید زیرا من در یک جایی از این مستند ماجرا را می نویسم.
بعد آقا گفتند:(( سریعا تکالیف روی میز!)) سپس گفتند:(( برای اینکه وقت هدر نرود، تا دارم تکالیف را چک می کنم شروع کنید فصل جبر در کتاب وزارتی را که هفته پیش پاک کردید را کامل کنید.)) بعد سلیمانی و جعفری و چند تا ازبقیه بچه ها گفتند:(( آقا ما فکر کردیم که این تکلیف بوده و تا آخر حل کردیم و امضا کردیم!)) بعد آقا گفتند:(( پس بروید و فصل جبر را در کتاب کار حل کنید.))
(((می خواهم ماجرا را بگویم فقط چون افراد این ماجرا که دو نفر بودن رازی به گفتن اسمشان نبودن اسمشان را نمی آورم. آقا که وارد شدند دیدن که یک نفر در حال نوشتن تکالیف از روی کتاب دیگری بود (نفر اول فرد X نفر دوم فرد Y) آقا کتاب هر دو را گرفتند و شروع به چک کردن تکالیف از ته کلاس کردن وقتی به اون دو نفر رسیدن به نفر y (که کتاب را داده بود) گفتن:(( با صداقت بگوی که خودت کتاب را دادی یا او از تو گرفت(دزدید)؟)) فرد Y با کمی تاسف گفت:(( خودم دادم)) بعد آقا به پاکدلان که مسئول وارد کردن نمرات بود گفتن که برای فرد y از پنج، چهار بده و برای فرد X از پنج، صفر بده! بعد به فرد Y گفتن که این یک نمره ای که کم کردم هم برای تنبیه!)))
بعد از تمام شدن چک کردن تکالیف توسط استاد، استاد شروع کردن به رفع اشکال. در این مدت کوتاه کار در کلاس صفحه ی 53 را حل کردیم و تقریبا کل بچه ها در این سوال مشکل داشتند.
عکس حل کامل و درسته این صفحه:
بعد از اینکه بچه ها سوالاتشان را پرسیدند استاد گفتند حالا که این قسمت از درس را فهمیدید آنها که مرامشان می کشد پاک کنند و آنها که نمی کشد دوباره کنارش بنویسند. کجا را !؟ کل صفحه ی پنجاه و سه را این را گفتند تا مشکل بچه ها به کلی در این قسمت درس برطرف شود.
بچه ها در حال پاک کردن و نوشتن و حرف زدن بودند که زنگ خورد! قرار شد زنگ بعدی سوالاتی که تکلیف بود را حل کنیم و اکثر بچه ها در این قسمت مشکل داشتند که دوست عزیزمان آقای شهیر آن زنگ را به اطلاع شما می رساند
خداحافظ
۱۹
بهمن
مشتند مطالعات
به نام خدا
سلام من محمدامین ستاری فر هستم امدیم با یک جلسه ی دیگرمطالعات ما سر مطالعات استاد برای جلسه ی قبل هرکسی تحلیل خود را نکرده بود امروز باید انجام میداد بعد چند نفر از بچه امدن و تحلیل های خود را کردند بعضی ها بایکدیگر مخالف وبعضی ها هم بایکدیگر موافق بودند
وقتی همه تحلیل هایشان را کردند استاد امدندکتاب را باز کردن و به ما درس میدادند درس ما در مورد ضرر های مواد عوارض اش و…
ما این دری راخواندیم و ناگهان زنگ مدرسه خورد وهمه بچه ها به سوی خانه رفتند تا جلسه ی بعدی…
خدانگهدار
تهیه کننده:محمدامین ستاری فر
معلم:استاد سنبلستان
درس:مطالهات اجتماعی
زمان کلاس:۷۰دقیقه
۱۹
بهمن
ریاضی زنگ دوم
https://uupload.ir/view/inshot_20260208_191000978_7tpq.mp4/
سلام مستندمو توی این لینک بارگزاری کردم
۱۹
بهمن
نگارش سه شنبه7بهمن ماه1404
سلامممم
دمت گرم که داری به این مستند رو میخونی و این مژده رو بهت میدم که قراره خیلی حال کنی!
بچه ها بعد از نماز یه انرژی خاصی میاد تو وجودشون که واقعا نمیشه توصیفش کرد. تقریبا شبیه حس قدرته یا هیجان زنگ آخر یه همچین چیزی👈🤪
برپا؛آقای نصر اومد توی کلاس و طبق معمول انشا ها را گرفت و بهتریناش رو انتخاب کردند تا بچه ها بخوانند.🥱
از اونجایی که هر اتفاق یه دلیل و یه تحریکی از یه نفر شروع کننده داره ، پس باید یکی یه مرضی داشت که شروع کنه😈
اون یه نفر هم میدونید کیه🤡🤡
ولی خب اصل کاری اون حرکت بود (توصیفی براش ندارم). انجام دادنش خیلی سادس! فقط باید دستت رو بلند کنی و محکم بزنی به کتفت.👈💪
این حرکت نشاندهنده اینه که من اهمیتی به حرف شما نمیدم.
استاد از انشا های بچه ها یکی رو انتخاب کرد و آوردش پای تابلو ولی نمیدونست بچه ها می خوان باهاش چیکار کنن☻️☻️
دونه دونه بچه ها میزدن به کتفشون و بعضیا هم از ته دل میزدن
این کار از ۱۰۰۰ تا فحش براش بدتر بود ، خلاصه من عطسه مسری شده بود تا اینکه کلللل کلاس شروع کرد زدن به کتف! (فکرشو بکنین!)
این کار روی استاد هم تاثیر گذاشت و دیگه استاد اهرم اصلی رو گرفت و خودشون علامت میدادند که بزنید به کتفاتون🤣🤣
کل کلاس رفته بود رو هوا.همه از ته دل میخندیدن و اصلا به انشا توجهی نمیکردند. (دقیقا معنای به کتفم رو به تصویر کشیدند)
بعضی بچه ها زرنگ بازی در آوردن و کاپشن پوشیدن که این حرکت با صدای بیشتری کلاس رو ببره رو هوا🧠
استاد دیگه نمیتونستند کاری کنن و اهرم از دستشون خارج شد💥
در آخر هم استاد تکلیف جالبی دادند (که با انشا های منطقیشون فرق میکرد):
گفتند:فرض کنین توی یه اتاقید و یه پنجره رو تصور کنید که یه پیرمرد از تو کوچه یه مرد رو با بچه اش اشتباه گرفته و داره باهاش دعوا میکنه
تو که همه ی این متنو خوندی یعنی کارت خیلی درسته و با این کارت به من انگیزه دادی تا بازم بنویسم
۱۸
بهمن
کلاس انگلیسی
سلام
استاد به کلاس امد وسلام و احوال پرسی کردند وسط درس دادن به دلیل عصبانیت بسیارشون سه بار حیدر و حسنی را بیرون کرد وسط بیرون کردن اینها هم وقت شد که کلمات درس جدید را بخوانند و معنی کنند کنند
باییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
۱۸
بهمن
