اخرین زنگ فارسی مهر ماه

سلام به همگی دوستان گرامی 

مثل همیشه شروع با شعری زیبا اما از جناب حافظ:

در محفلی که خورشید اندر شمار ذره ست       خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد

 

استاد صادقی وارد کلاس شدند و فرمودند  حکایت را باز کنید  پس از کامل شدن رو خوانی با اعتراض به محل قرار گیری ….و ایجاد دعوا بین او و ….. استاد به ان ها گفت بیاید بیرون و پس از صحبتی کوتاه اون هارو به کلاس برگردوندند البته … و … هم به خاطر تشویق به همراه ان دو نفر با استاد صحبت کوتاهی داشتند

بعد ازاون پزشکی هم بخاطر  انداختن مزه بی جا و شل با استاد صحبت کوتاهی داشت  بگذریم………….

استاد پس از اطمینان از بی سواد بودن بچه ها فرمودند برای جلسه بعد فعالیت نوشتاری درس 3 را بنویسید و به دانش ادبی  املا  و  رو خوانی درس 3 کاملا مسلط باشید .

و البته هر کدام از شما یک بیت دارای ارایه واج ارایی برای جلسه بعد حفظ و همراه خود داشته باشید  استاد تاکید کردند در گروه با هم هماهنگ شوید تا بیت ها تکراری نباشد. 

تا مستند دیگر خدانگهدارتان

درس علوم یکشنبه هشتم تلاش

با سلام
در روز یکشنبه استاد فصل 1 را شروع به تدریس کردند و نکاتی را به عنوان جزوه گفتند.
ماده به دو دسته همگن و ناهمگن تقسیم میشود و مواد همگن به دو دسته خالص و محلول و مواد خالص به دو دسته عنصر و ترکیب و عنصرها به فلز و نافلز تقسیم میشوند
و استاد جداگانه تعریف عنصر و ترکیب را هم گفتند.
آلیاژ : مخلوطی همگن با خاصیت فلزی است که حداقل یکی از اجزای آن(حلال) فلز باشد.
آلیاژ از نظر ماکروسکپی همگن و از نظر میکروسکپی ناهمگن است.

تعریف کلوئید:مخلوط های همگنی که ذرات آنها به اندازه محلول کوچک است و رونشین و ته نشین نمیشوند و فاصله ی ذرات آن به اندازه ای است که نور را نشان میدهد.

مقداری از مباحث مال سال قبل بود البته.
و استاد گفتن باید نکاتی که بصورت جزوه گفتم را برای جلسه بعد مطالعه کنید.

موفق باشید


علوم دوشنبه

  1. امروز وقتی آقای معتمدی وارد کلاس شدن گفتن که درس ۸ تموم شده و کتاب هارا باز کنین تا درس ۱ را بدم.(کاری به کتاب خیلی سبز نداشتن) یکی از بچه ها بخشی از درس یک را با صدای بلند خوند وقتی خوندنش تموم شد استاد روی تابلو چیز های زیادی نوشتن در مورد مواد که می تونید عکس اون ها رو از گروه علوم پیدا کنین. این بود از خلاصه ی کلاس امروز خدانگهدار.

زنگ تاریخ

زنگ تاریخ

در این زنگ وقتی استاد وارد شدند(اسمشان را یادم رفت)گفتند امتحان داریم ولی به کلاس ما نگفته بودند چون حتی پاچه خواران هم یادشان نبود.

به هرحال استادبا دیدن جمعیت زیاد مخالفان گفتند امتحان از کل درس 9 برای هفته ی بعد

سپس کتاب را باز کردند و دو صفحه ی اول را خواندند در مورد ریشه ی بعضی از جهالت های اعراب مثل زنده به گور کردن دختران گفتند و در 20 دقیقه ی پایانی فیلم محمد رسول الله(ص) را گذاشتند و ما دیدیم

 

تکالیف:خواندن کل درس 9 برای امتحان هفته ی بعد

کلاس حساب بهترین کلاس

آقای خدایی وارد شد گفت بخوانید می‌خواهم امتحان بگیرم نمی‌ دانستیم چی کار کنیم شروع کردیم به خواندن کتاب کار و کتاب گروه ما تشکیل شده بود از شهیدی و فرخ نژاد و پاکدلان و ستاری و محمد صالح شهیر ما خواندیم و خواندیم که ناگهان استاد گفت وقت تمام است و از گروه یک شروع کرد نماینده آمد و صفر گرفت گروه دوم آمد گروه سوم آمد گروه چهارم آمد و گروه پنجم که گروه ما بودیم ستاری رفت و نمره ۳ رو برایمان آورد و استاد گفت همه سوال ها را  داخل دفتر بنوسید و زنگ خورد و کلاس تمام شد

کلاس حساب زنگ اول یکشنبه(1404/7/27)

سلام بچه ها

امروز می خوام بدون هیچ مقدمه چینی درس رو شروع کنم.

قبل از اینکه آقا بیان سر کلاس بین رفیعی و انصاری دعوا شد و اصلاً ولش کنید. وقتی دعوا تموم شد آقا وارد کلاس شدن، تکالیف رو چک کردن و بعد من برای اولین بار در تاریخ (امسال!!!) صفر گرفتم.

وقتی دیدن تکالیف تمام شد آقا گفتند:(( یک نکته. شما باید هم فیلم منو ببینین و هم فیلم آقای گنجی را.)) بعد جهان بخش که کنار من است، آرام گفت:(( مگه اینترنت را از سر راه آورده ایم ؟)) بعد فرخ هم حرف جهان را تایید کرد.

بعد رفتیم سراغ رفع اشکال بعد سلطان حسین یا بقایی به شدت سوال می پرسید و خود را به شکل دانش آموزان دانشمند نشان می داد چون خیلی سوالات بچه ها بی خود و بی جهت بود آنها را نمی گویم فقط یکی را می گویم. یادم نیست کدام یکی از بچه ها یک سوالی پرسید و آقا گفتند ((سوال یک فعالیت صفحه ی شانزده)) را بیاورید و بعد گفتن تمام اعداد این سوال گویا هستند.

و در آخر هم جاهایمان را همان طور که در مستند سازی های قبلی گفتم، برای امتحان عوض کردیم.سوالات استاد دقیقاً بر اساس سوالات  کتاب است و فقط اعداد تغییر کردند. برای همین هم آنها را نمی گویم.

اجتماعی ستاری فر 🤎🤎🤎🤎

به نام خدا من محمد امین ستاری فر هستم

سلام من آمدم با جلسه‌ی اول مستند سازی مطالعات اجتماعی اقای سنبلستانی وارد کلاس شدند همه بر پا شدند اقای سنبلستانی مارا با سبک تدریس خود آشنا کردند چگونه بود ؟

ما هر جلسه از روی متن کتاب میخوانیم و اقای سنبلستانی نکات مهم را به ما میگویند که هایلایت کنیم و جلسه های بعد بدونه اینکه بگویند از ما آزمونک می گیرند.

بعد از توضیح سبک تدریس رفتند سر حضور و غیاب وقتی در حضور و غیاب به پزشکی رسید همه دستشان را بالا بردند☝🏻

بعد حضور و غیاب رفتند سر اینکه کدام درس های کتاب مال من و کدام مال آقای تاریخ است ‌آخر های کلاس بود که طبق معمول سلطانیان ۵۰ثانیه آخر هر زنگ ساعتش زنگ می خوره ساعتش زنگ خورد و همه به سوی زنگ تفریح رفتند این هم از یک زنگ مطالعات ما 😀

امید وارم بتوانید از مستند سازی من بهره ببرید♥️

کلاس هندسه جلسه‌ی چهارم

. به‌نام خدا .


سلام این جلسه استاد اول از همه تمام تکالیف را چک کردند که شامل ص71 تا 74 کتاب کار بود( اجباری) وبعد تمام سوال ها دونه به دونه جلو رفتیم و تمام اشکال های بچه ها که در این صفحه ها بوده رو استاد دونه به دونه حل کرد و تکلیف برای جلسه‌ی بعد ص 42 کتاب بود و آخر با بود جوجه کباب کلاس رو ترک کردیم.

کلاس علوم یکشنبه 27 مهر هشتم کوشش

سلام به همه دوستان برییم که همه چیز رو براتون تعریف بکنم . زجاجی طبق معمول با سخت گیری زیاد اسم همه رو مینوشت که اقای معتمدی وارد کلاس شدند . بعدش یکم باهامون شوخی کردند و پرسیدند بچه ها  شما میدونید چرا من از فصل هشت  شروع کردم برای تدریس طبق اقای سلطانی ( امیر پویا ) یک سری  چرت و پرت  گفت و همه خندیدن اما بعد اقای معتمدی گفتند که نه من به دلیل اینکه مدرسه بهم گفته بود از فصل هشت شروع کن شروع کردم به دلیل اینکه مدرسه ما رتبه اول رو دارهه توی اصفهان از لحاظ اهمیت دادن به سن بلوغ و شروع کردند به توضیح در مورد سن بلوغ اول گفتند که خانمها در طول زندگیشون چند اتفاق براشون میوفته که مثل این است که روی لبه تیغ راه بروند اما در مردان فقط یکبار این اتفاق میوفته   .
برای مثال یکی از مواردی که برای خانمها اتفاق میوفته افسردگی بعد از زایمان است اما در مردان سن بلوغ است و فوق العاده مهم است در اینن برای پسر ها خطر های زیادی وجود دارد
حالا بریم سراغ نکته ای هایی که اقای معتمدی گفتند .
1- اعتیاد که از خطرناک ترین اتفاق است . اعتیاد اولش کوچولو است ولی کم کم همین عادت کوچیک تبدیل میشود به خطرناک ترین و مضر ترین چیز برای بدن و اینکه عادت های کوچیک فوق العاده خطرناک است و کم کم بزرگ می  شود  .
2- اتفاق های بدنی مانند تغییر صدا – رویش مو در صورت و زیر بغل و اطراف اندام تناسلی – و ما در این برحه خیلی باید حواسمان رو جمع بکنیم وکار هایی نکنیم که بلوغمان به خطر بیوفته  مثلا از خوردن مواردی که گرم هستند خود داری کنیم  و اینکه مادرمان باید توی خونه نوع پوشش درسته داشته باشد و در بیرون از جامعه ما نباید به مواردی که باعث تحریک مان بشود نگاه کنیم  ویک سری موارد دیگر هم گفتند که روم نمیشه بگم خودتون بیایند مدرسه بپرسیند .
3- داشتن یک ادم که راز دار ما باشه اقای معتمدی گفتند که ما باید در برابر راستگو باشیم و همه راز هامون رو به مادرمون بگیم و هر وقت خواستیم کار بدی بکنیم به این فکر کنیم که اگر این کار رو انجام بدیم و اشتباه باشه بعدش باید به مادرمون دروغ بگیم و وقتی به این موضوع فکر کنیم دیگر این کار اشتباه رو انجام نمیدیم و کلا این که در سن بلوغ ما خیلی پرخاشگر میشویم ولی باید سعی کنیم همیشه با پدر و مادرمون با احترام حرف بزنیم  و بعد زنگ خوردددددددددددد………… .