فارسی زنگ سوم ۱۴۰۴/۷/۳۰

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند و شروع کردند به کامل کردن درس۳یعنی ارمغان ایران و گفتند یک نفر ادامه درس را بخواند. بعد به سراغ خود ارزیابی درس ۳رفتیم و بچه ها یکی یکی جواب های خود را می گفتند.بعد آقای صادقی گفتند که آقای آزادی از روی دانش ادبی بخوانند.دانش ادبی در مورد واج آرایی بود.وبعد به سراغ فعالیت نوشتاری درس اول و بعد درس دوم رفتیم و جواب های آن را بچه ها گفتند. بعد آقای صادقی گفتند برای هفته آینده تکالیف شما

  1. انجام فعالیت نوشتاری درس۳

  2. املا از درس ۳ می گیرند

  3. روخوانی و پرسش از درس ۳

  4.  دانش ادبی واج آرایی را بلد باشید

  5. شعری از فردوسی درباره ملی میهنی از ایران پیدا کنید و بیاورید.

  6. یک بیتی که واج آرایی دارد بیاورید آقای صادقی تأکید کردند که بیت هایی که می‌آورید مثل بقیه نباشد.
    و در پایان کلاس آقای صادقی یک بیت از شعرهای معروف حسین منزوی گفتند.
    چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم.                                   تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود.

    پایان

 

زبان گروه 04/07/26B

سلام 

امروز من می خواهم برایتان کلاس زبان شنبه رابگویم

اقای عباسی وارد کلاس شدند

بعد به ما کلمات درس یک را درس دادند بعد به سمت تابلوی کلاس رفتند و روی ان مثال های درس اول را حل کردند

این کار 35 دقیقه طول کشید در ادمه ی کلاس اقا کلمات درس دو را به ما یاد دادند

کلمات درس دو کلمات زیبا وکاربردی بود

خدانگهدار

زنگ نگارش 29 مهر

سلام امروز آقای نصر تا وارد کلاس شدند گفتن آزمون نداریم و تا اینو گفتن بچه ها شروع کردن به خوشحالی ولی بعدش گفتن ولی آزمونک داریم و بعدش بچه ها افسرده شدند بعد آقا چند نفر از بچه ها را بیرون بردند تا امتحان را شروع کنند بعد آقا آزمون را شروع کردن اما این امتحان بیشتر شبیه آزمون بود تا آزمونک چون 13 تا سوال بود وسط امتحان کلی خندیدیم به چند دلیل یک چون سلطانی داشت چشاش زرد میشد و هر چقدر هم التماس کرد بازم آقا نذاشتن که بره دستشویی دومی اینکه اونور تو کلاس تلاش صدای انسان های اولیه میومد سومی اینکه سلطانی یه طوری تو سالن وسط امتحان دراز کشیده بود انگار تو ساحل دراز کشیده بود چهارمی اینکه آقای نصر دم در یه صندلی گذاشته بودن بعد خواستن ازش برن بالا که بهو سرشون دارقی خورد به میله قهوه ای بالای در و ما از خنده پاره شدیم اونم نه یه بار بلکه 2 بار بعد آقا خیلی یهویی برگه هارا ازمون گرفتن و امتحانم تموم شد بعد که رفتیم تو کلاس آقا موضوع انشای جلسه بعد را گفتن و جلسه تمام شد

خداحافظ

زنگ ورزش ۱ آبان ماه

به نام خدا 

 آقای اخوان کلاس را زود تمام کردند تا ما برای عوض کردن لباس وقت کافی داشته باشیم. وقتی تمام کارهایمان را کردیم و هر دو کلاس سوار اتوبوس شدیم، به سمت سالن حرکت کردیم. در اتوبوس والیبالی ها یک طرف و فوتبالی ها هم طرف دیگر اتوبوس نشسته بودند و هر کدام شعار مخصوص به ورزش خودشان را می دادند.

به سالن رسیدیم. و به کلی زحمت بچه ها آرام ایستادند تا آقای حامی صحبت کنند.

این هفته ما باید فوتبال می کردیم ولی دوباره با نامردی تعداد والیبالی ها بیشتر بود و مجبور شدیم والیبال بازی کنیم. هرچند ما فوتبالی ها پشت دروازه فوتبال بازی کردیم.برای همین والیبالی ها به دو گروه تقسیم شدند و تیم کشی کردند.

نظریه علمی: استخوان های عبدالهی از یک گربه نرم تر است، می پرسین چرا چون وقتی ما توپ فوتبال را شوت کردیم و به آن طرف نرده ها رفت. آقای عبدالهی به ما کمک کردند و از سوراخ نیم متری رد شدند و توپ را آوردند.

والیبالی ها بازی کردند و بازیشان تمام شد؛ ولی این هفته تیم آقای آزادی بردند و تیم آقای منعمیان باختند.

حالا یک سوال فوتبالی :《رونالدو نازاریو چند توپ طلا دارد؟》 لطفا از جایی تقلب نکنید جواب را حضوری یا در بله به من بگویید.

تا مستند بعدی خدانگهدار

💻زنگ فناوری کوشش 04/8/1💻

گل گل :(گل سوم فوتبال دستی)

-استاد دم کلاسه

-بدو بدو  تا منفی نگرفتیم.😯

بچه ها ساکت باشید.بلاخره استاد زمان بیشتری برای تکلیف داده است.🤩(الان قرار نیست تکلیف ها  دیده شود.)😎

یه اقایی دیدیم که صدا ی خیلی از شخصیت ها  رو در می اورد.(دوبلر بود)

الان ساعت 9:45 دقیقه است و حدود 45 دقیقه از کلاس باقی مانده.😯

اوه اوه الانه که استاد بگه که دفتر ها رو باز کنید.😒

به چه بچه ی زرنگی——–سوال های رنگی رنگی(شروع سوالات بدرد نخور بچه ها)

جالبه تازه یاد گرفتیم که فایل های مختلف را به فایل دیگرتبدیل کنیم.(مثلا-فایلaup3 به mp3)

الان ساعت10:15 دقیقه است و حدود 15 دقیقه ی دیگر جنگ جهانی چهارم (بر سر ورزش والیبال یا فوتبال)شروع می شود.

فلش ابطحی مثل موشک پاناسونیک از دست اقای اخوان پرتاب شد.

یه جمله ی سنگین:

یکی از بزرگان اهل خرد          برای خرش ساندویچ می خرد.😎

هندسه زنگ دوم پنج شنبه جناب آقای براتی

خب دوستان اول از همه یک قانون برای کلاس هندسه ایجاد شده آن هم این است که عکس از تکالیف انجام شده میگیرید و در همکلاسی ارسال میکنید 

این از صحبت اول و اما صحبت دوم استاد توی کلاس صفحه 49 کتاب وزارتی را انجام دادند و تا سوال 74 کتاب کار را هم پیش رفیتیم

راستی یک نکته دیگر هم استاد عرض نمودند آن هم این بود که دیگر فقط در کلاس کل سولات کتاب را حل نمیکنیم و فقط سوالات نکته دار و سوالاتی که بچه ها مشکل دارند و بقیه ی کلاس را هم تدریس میکنیم

تکالیف : ار سال تکالیف قبلی در همکلاسی + از فصل 3 استاد جلسه بعدی امتحان میگیرند + تا سوال 79 کتاب خیلی سبز را هم انجام دهید

زنگ ورزش پنجشنبه یکم آبان ماه

سلام 

امروز همه بچه ها اشتباه وارد کلاس ها شدن 

یعنی نصف تلاش رفتن تو سالن کوشش و نصف کوشش هم رفتن تو سالن تلاش 😐

بعد از اینکه هر کس فهمید سالن کلاسش کجاس 

رفتیم سر کلاس 

آقای نصر گفتن که حلقه بزنیم و گرم کنیم 

بعدش تیم کشی کردیم 

برای والیبال 😇

تیم ما اولش خیلی ضعیف بود 🫤

آقای نصر اومدن تو تیم ما و سه بازی پشت سر هم رو بردیم 😎

بعد از سه بازی بچه های اون تیم گفتن نامرده آقای نصر با شما باشه و آقای نصر رفت با اونا 😐

۱۰ به ۳ باختیم 😐

تیم ستاری هم که تیم نبود 

دو تایی با هم می‌رفتن زیر یه توپ و میخوردن به هم و توپ هم میخورد به زمین 😂

یا هیچ کس نمی‌رفت و بازم توپ می‌خوابید تو زمین 😂

خلاصه ورزش این هفته هم خیلی زود تموم شد 🫤

فیزیک چهارشنبه 1404/7/30 ادامه فصل 9

سلام به دوستان

آقای عمو مهدی بعد از ورود به کلاس اول جواب آزمون های دو هفته پیش را دادند و از چند نفر درس پرسیده شد ، جزوه های چند نفر را هم چک کردند . بعد شروع به دادن ادامه ی فصل 9 کردند در ادامه جزو ارسال می گردد.

تکالیف را در سامانه همکلاسی چک کنید و جزو را برای هفته آینده حتماً بخوانید.

زنگ سوم((هندسه)) کلاس تلاش ۱۴۰۴/۷/۳۰

سلام به همگی عزیزان👋

ساعت حدودا ده و پنجاه دقیقه بود🕚.اما هیچ استادی سر کلاس نبود!
یکم عجیب بود ولی هیچ کس توجهی نداشت و همه داشتند شیطونی میکردند یا با هم حرف میزدند.😁
تا اینکه آقای صیاد زاده اومدند توی کلاس و شروع به حل سوال ۶۲و۶۳ کتاب کار کردند.
همه ساکت شده بودند و تازه متعجب شده بودند.😐
همان موقع که استاد آخر سوال ۶۳ را حل کرد آقای برایت از راه رسید و سریع گفتند:( کتاب هایتان را بگذارید روی میزتون.) و شروع کردند به چک کردن تکالیف.
**تکلیف مان صفحه ۴۵ کتاب اصلی بود**
بعد از آن هم این صفحه را حل کردیم و رفع اشکال کردیم.
**تمارین این صفحه آسان بود و احساس میکنم نیاز به گذاشتن عکس نیست**
و رفتیم سراغ صفحه ۴۶ و از روی کتاب خواندیم.
دیگه وقتی برایمان نمانده بود برای همین استاد تصمیم گرفت کتاب کار را حل کند.
اولاً رفتند سراغ چک کردن تکلیف خیلی سبز و ثانیاً رفتند که سوال ها را حل کنند اما در وقتی که باقی مانده بود فقط توانستند سوال ۶۲و۶۳ را حل کنند.(یعنی همان سوال هایی که آقای صیادزاده برایمان حل کردن😂😂)
تکالیف:((حل کردن صفحه ۴۶ تا ۴۹))

✋️به امید دیدار