۱۶
بهمن
۱۶
بهمن
هندسه براتی 5 شنبه
سلام یک هفتخ دیگر گذشت…………
بچه های مشد یک هفته دیگه مونده!!!
بریم سراغ اصل مطلب…………………………………………………………..
خب اول از همه آقا .ادر کلاس شدند و یکمی از کتاب کار را حل کردند و بعد رفتند سراغ دیدن تکالیف که البته بعضی ها تو کلاس نوشتند با کپی کردند
راستی تکلیف نداریم!!!
۱۶
بهمن
دوشنبه زبان A
با نام و یاد خدا
در زنگ گذشته گروه آقای یزدانی جزی ارایه داشتند
چه ارایه ای 🙄🙄
درسی که تدریس شد درس ۷ بود که اول از همه متن درس خوانده شد سپس گرامر ها و بعد قسمت تمرین ها آخر زنگ برامون دو تا گزینه انتخاب کردند
گزینه اول : امتحان
گزینه دوم : بازی
بی تردید معلومه که ما بازی رو انتخاب کردیم بازی اینطوری بود که یک کلمه انتخاب میکردیم بعد باید در مورد اون کلمه یک جمله میگفتیم راستی تکلیفمون ورک بوک درس ۷ هست
۱۵
بهمن
کلاس حساب یکشنبه زنگ اول(1404/11/12)
سلام بچههای شاد!
امروز اتفاق جالب ولی دردناکی افتاد!
قطعا تمام کسانی که حاضر بودند می دانند که چی میخواهم بگویم
پس برای کسانی که فراموش کردند و یا غایب بودند می گویم:
وقتی آقا وارد شدند معلوم بود که از چیزی بسیار ناراحت بودند و می خواهند یک تکلیفی بدهند که شیطان هم از انجام اون ترس دارد
شاید آن هایی که فراموش کرده بودند یادشان آمده باشد
آقا یکم دیر تر از ساعت 8 آمدند و به فکر بعضی ها این آمده بود که آقا نمیآیند و فیلم میبینیم ولی آمدند و گفتند:
همگی در کتابتان فصل جبر را کاملا پاک کنید
بچه ها مبهوت مانده بودند که چرا این کار را بکنیم!؟
یکی این سوال را پرسید و آقا جواب دادند:
امتهاناتتان را صحیح کردم همگی در فصل جبر مشکل داشتید یعنی بهترین ها هم وقتی به قسمت سوالات جبر رسیده بودند گند زده بودند
همه ی بچه ها با گریه و گلایه شروع به پاک کردن کردند ( باز از خودم بگویم. در گوشی بگم که من پاک نکردم!)
شاید برایتان سوال شده باشد که استاد در این زمان چه میکردند؟
استاد در حال برسی تکالیف بودند ولی برای چک کردن تکلیف هر کس بیشتر وقت گذاشتن برای همین بیشتر از نصف کلاس در حال این کار بودند
بعد از اینکه پاک کردن بچهها تمام شد استاد گفتند همه را از اول بنویسید تا جبرتان بهتر شود
با غم تمام،همه شروع به نوشتن دوباره کردند.
حدود 5 دقیقه به زنگ بود که استاد برگه ها را دادند و به قول معروف قوز بالا قوز شد!
کلاً کلاس یکشنبه را میتوان در جملات بالا خلاصه کرد و در واقع هیچ کار خاصی انجام ندادیم به جز گرفتن برگه ی امتحان
خداحافظ
۱۵
بهمن
زبان دوشنبه گروه B
استاد عباسی وارد کلاس شد و در ابتدا مکالمه درس ۵ که در جلسه گفته بود در جلسه بعد آن را حفظ کنید و اختیاری بود را پرسید و فقط دو نفر توانستند آن را بخوانند سلطانی و نصر بودند وبعد استاد شروع به پرسیدن کلمات درس ۵ شدند
وبعد هم درمورد جهت های شمال و جنوب و شرق و غرب و شمال شرقی و شمال غربی و جنوب شرقی و جنوب غربی صحبت کردند
ودر مورد فرد شمالی و جنوبی صحبت کردند
وگفتند که اگر کسی در جلسه بعد تمرین درس سوم لیسنیگ را ارائه دهد پایان ترم آن۱۸ به بالا رد می شود
پایان
۱۵
بهمن
مستند سازی زندگی سهشنبه
سه شنبه آقای اخوان خودشون نیومدن درس بدن و یه معلم دیگه رو که توی موضوعات بلوغ و این جور چیزا چیز های بیشتری می دونستن را آوردن تا برای ما صحبت کنن. هر کس صحبت های ایشون رو توی جزوه می نوشت دو نمره از آقای اخوان می گرفت و اگه نوشتین باید هفته آینده بدین آقای اخوان، هر کس هم ساکت بود سر کلاس دو نمره می گرفت که جمعا میشه ۴ نمره.
۱۵
بهمن
تاریخ 04/11/14
سلام دوباره
استاد وارد کلاس شدند و برای اینکه قرار بود امروز از دوتا درس امتحان بگیرند (۱۲و۱۳) شروع کردند به یک مرور مختصر تا بعدش امتحان بگیرند
اول در مورد غزنویان گفتند و گفتند هر سه حکومتی که در این پرس میخونیم از ترکان ان سوی ماوراء النهر می ایدند و همه شان سنی اند
بعد از غزنویان نوبت سلجوقیان شد که امدند و تهدید هایی از حکومت های صفاریان و ال بویه و فاطمی را برداشتند
و بعدش هم رسیدیم به حکومت خوارزمشاهیان که فقط بخش خوراسان رو داشتند و در نهایت به دلیل ضعیف شدید در حکومت با حمله ی چنگیز خان به ایران نابود شدند
و بعدش هم شروع به گرفتن امتحان تا زنگ کردند
۱۵
بهمن
زبان دوشنبه(A)
استاد وارد کلاس شدند و کلاس رو به گروه۴که باید درس ۷ (درس اخر کتاب)رو درس میدادند دادند.
گروه ۴که از اقایان یزدانی پور و یزدان یجزی و فرخ نژادو و بقایی بود تشکیل شده بود شروع به درس دادن کردند.
یزدانی جزی مسئول درس دادن، بقایی برای منفی گذاشت،فرخ مژاد مسئول پاور پوینت و یزدانی پور هم تابلو اعلانات بود هی هرچی یزدانی جزی میگفتو تکرار میکرد
گروه درسشونو دادند گفتند تکلیف هم میدهند و برای جلسه ی بعد از همین درس ۷ازمون خواهند داشت
Byeee
۱۴
بهمن
زنگ نگارش 14 بهمن
سلام امروز آقای نصر وارد کلاس شدند و برگه های انشا را گرفتند و بعد درس دادند که باید متن به چه شکل باشد بعد بچه ها افتادن به جون حسنی که موهاش رو خراب کنن و موفق هم شدن حسنی هم فشار خورد بعد بعضی از بچه ها فحش میزاشتن که مثلا هر کی نشسته یا هرکی رو زمین نخوابه و … آقا هم که اصلا انگار نه انگار بعد تکلیف انشا دادن همین
تکلیف:یک مرد حساس بهش یه مزرعه ارث میرسه و داخل مزرعه پر از کندو است البته کندوی زنبور عسل نه کندوی خر مگس
شما را به ناو آبراهام لینکلن میسپارم بای بای
۱۳
بهمن