نگارش سه شنبه7بهمن ماه1404

سلامممم
دمت گرم که داری به این مستند رو میخونی و این مژده رو بهت میدم که قراره خیلی حال کنی!

بچه ها بعد از نماز یه انرژی خاصی میاد تو وجودشون که واقعا نمیشه توصیفش کرد. تقریبا شبیه حس قدرته یا هیجان زنگ آخر یه همچین چیزی👈🤪
برپا؛آقای نصر اومد توی کلاس و طبق معمول انشا ها را گرفت و بهتریناش رو انتخاب کردند تا بچه ها بخوانند.🥱
از اونجایی که هر اتفاق یه دلیل و یه تحریکی از یه نفر شروع کننده داره ، پس باید یکی یه مرضی داشت که شروع کنه😈
اون یه نفر هم میدونید کیه🤡🤡
ولی خب اصل کاری اون حرکت بود (توصیفی براش ندارم). انجام دادنش خیلی سادس! فقط باید دستت رو بلند کنی و محکم بزنی به کتفت.👈💪
این حرکت نشاندهنده اینه که من اهمیتی به حرف شما نمیدم.
استاد از انشا های بچه ها یکی رو انتخاب کرد و آوردش پای تابلو ولی نمیدونست بچه ها می خوان باهاش چیکار کنن☻️☻️
دونه دونه بچه ها میزدن به کتفشون و بعضیا هم از ته دل میزدن
این کار از ۱۰۰۰ تا فحش براش بدتر بود ، خلاصه من عطسه مسری شده بود تا اینکه کلللل کلاس شروع کرد زدن به کتف! (فکرشو بکنین!)
این کار روی استاد هم تاثیر گذاشت و دیگه استاد اهرم اصلی رو گرفت و خودشون علامت میدادند که بزنید به کتفاتون🤣🤣
کل کلاس رفته بود رو هوا.همه از ته دل میخندیدن و اصلا به انشا توجهی نمیکردند. (دقیقا معنای به کتفم رو به تصویر کشیدند)
بعضی بچه ها زرنگ بازی در آوردن و کاپشن پوشیدن که این حرکت با صدای بیشتری کلاس رو ببره رو هوا🧠
استاد دیگه نمیتونستند کاری کنن و اهرم از دستشون خارج شد💥
در آخر هم استاد تکلیف جالبی دادند (که با انشا های منطقیشون فرق میکرد):
گفتند:فرض کنین توی یه اتاقید و یه پنجره رو تصور کنید که یه پیرمرد از تو کوچه یه مرد رو با بچه اش اشتباه گرفته و داره باهاش دعوا میکنه

تو که همه ی این متنو خوندی یعنی کارت خیلی درسته و با این کارت به من انگیزه دادی تا بازم بنویسم

کلاس انگلیسی

سلام

استاد به کلاس امد وسلام و احوال پرسی کردند           وسط درس دادن به دلیل عصبانیت بسیارشون سه بار حیدر و حسنی را بیرون کرد وسط بیرون کردن اینها هم وقت شد که کلمات درس جدید را بخوانند و معنی کنند کنند
باییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

حرفه فن

استاد جنگی وارد کلاس شد و گفتند یادم نیست چی گفتند بعد پرسیدند کی کارش را تمام کرده است و دیدن و به هرکی نمره دادند و بعد یه مقدار برای در آوردن نی ها توضیح دادند و به ترتیب از اول لیست کار پوشه را چک کردند و نمره دادند

کلاس پیام ها

استاد وارد کلاس شد امتحان گرفتند و بعد دادیم به بقل دستی هایمان تا صحیح کنند (بچه از موقعیت استفاده کردند و نمره ی کامل گرفتند) بعد گفتند گروه بشید و سوال تستی طراحی کنید بعد هم سوال از درس هفت پرسیدند

ورزش هشتم تلاش

سلام 
این هفته تا رسیدیم 
یکمی گرم کردیم و بعدش رفتیم سراغ تیم کشی برای والیبال 
تیم ما خیلی افتضاح بود 😶‍🌫️
تیم جهانبخش و اینا اول 
تیم شهیدی و اینا دوم 
و تیم پاکدلان ( تیم خودمون) سوم 😶‍🌫️😂
بعدشم رفتیم خونه 🚶‍♂️

کلاس مهارت”پادکست”(1404/11/13)

  1. GOD

  2. GOD

  3. GOD

امروز معلم جدید ما در کلاس تلاش به نام آقای یزدا خاستی آمدند تا به ما با برنامه ی اف ال استودیو ساخت پادکست حرفه ای را یاد دهند.

البته درباره ی پول هم صحبت کردند که این کار
خلاصه از اول توضیح دادند و به موارد ضبط و وسایل و مکان و غیره و چند خاطره از کار خودشان.

تکلیف:نصب برنامه ی اف ال استودیو.

خدافیظ

کلاس حساب(1404/11/12)

G

O

D

امروز اقا وارد کلاس که شدند البته برای بار دوم برگه های امتحان را دادند و گفتند که اعتراضی وارد نیست و بعد چند دقیقه برگه هارا گرفتند و گفتند : ساکت باشین میخواهیم گروه بندی کنیم بعد گروه بندی ها مشخص شد :
من گروه یک هستم و سر گروه واکبری معاونم (بقیه رو یادم نمیاد)

خلاصه گروهی نشستیم و کتابی رو که پاک کرده بودیم رو دوباره باهم کار کردیم و نوشتیم.

بعد هم گفتند که برای جلسه ی بعد آماده باشید که از فصل جبر امتحان می گیرم
.خدافیظ .

زنگ ورزش ۱۶ دی ماه

سلام به دوسـتان همیشگـی

این هفته هم مثل همیشه بعد از تعویض لبـاس با اتوبوس به سالـن ورزشی رفتیـم. 

سپس وقتی به سالن ورزشـی رسیدیـم آقای حـامـی ما را اسکوات نگه داشتند.  و از ما نظرسنجی کردند برای فوتبال یا والیبال 

اما نمی دانم که آقا همینطور یگفتند والیبال

کاری به این ندارم که والیبال شد اما حداقل وقتی والیالی ها با فوتبالی ها دعوا می کنند؛  توهین و حرف های زشت نزنند.  خودتان میدانید چه کسی را میگم: 

آقای x

ما فوتبالی ها که کلا ۶ نفر بودیم به کنار زمین رفتیم و اصلا از فوتبال کنار نمی کشیم. 

آقایان 

طباطبائیان 

مساح

الماسی

صادقی

ابطحی

غیور 

دو نفر به نمایندگی ما کاپیتان شدند

آقای طباطبائیان و آقای مساح

تیم آقای طباطبائیان: آقایان

ابطحی و صادقی

تیم آقای مساح: آقایان

الماسی و غیور 

در وقتی که ما بازی می کردیم توپ والیبالی ها به سقف گیر کرد و آقای حامی هم خواستند ما توپ فوتبال ما، آن توپ را در بیاورند‌؛  اما تازه توپ ما هم آن جا گیر کرد

بعد با یک میله با کمک آقای نصر هر دو را در آوردیم. 

وسط فوتبال ما هم دوباره جمعیتی رفتند داخل فضای کنار سالن برای پیدا کردن توپ کوچولوی آقای حامی که بعد از یک ربع،  آقای امیرپویا سلطانی توپ را پیدا کرد. 

بریم سراغ 

ترین های هفته

بهترین گلزن هفته

آقای مساح ۴ گل

آقای طباطبائیان ۴ گل

آقای غیور ۲ گل

بهترین پاسور هفته

آقای صادقی ۳ پاس گل

آقای مساح ۲ پاس گل

آقای الماسی ۲ پاس گل

بهترین دروازه بان هفته 

آقای غیور

بهترین مدافع هفته 

آقای الماسی

بهترین بازیکن هفته

آقای مساح ۹.۵۰

آقای طباطبائیان ۹.۲۵

آقای الماسی ۸.۵۰

آقای صادقی ۸.۰۰

تا هفته بعدی که آخرین هفته ما مشهدی هاست خدانگهدار 

مستند زندگی دوشنبه

سلام

خب من مستند زبان دوشنبه رو با موسویان عوض کردم و خودم زندگی رو برداشتم بریم سر مستند

 

دوشنبه استاد وارد شدند و در مورد نمره های شاهکار مادر ها حرف زدند که البته هنوز تصحیح نکرده بودند و پرسیدند که ایا کسی هست که هنوز مادر یا پدرش امتحان نداده باشد که فقط یک نفر در کلاس بود

 

بعد استاد کتاب ۱۵۰هشتگ رو دوباره بهمون دادند و بهمون گفتند که ما باید برگه های انهارا تصحیح کنیم
استاد روی هر برگه یک کد نوشتند و ان کد را در دفترشان وارد کردند سر برگه ها را کندند که فقط کد معلوم باشد و اسمی روی برگه نباشد تا عابروی کسی نرود و البته گفتند که این یک روش علنی در ازمون های بزرگ است

 

بعدش به هرکی یا برگه ی زوج یا برگه ی فرد داند و یک برگه هم که روی ان سوالات نوشته شده بود(برگه ی امتحان و سوالات جدا بود)
والدین نهایتا باید ۲۰نمره میگرفتند که هر سوال تستی نیم نمره و هر تشریحی یک نمره داشت که احتمالا کسی کامل نگرفته
و در نهایت هم استاد گفتند باید تا دوشنبه ی هفته ی اینده تصحیحش کنید تا بعد دوباره به خودتان بدیم تا برگه های تصحیح شده باز بینی شود تا هرکس نمره ی واقعی خودش را بگیرد

و تامام تامام

 

علوم یک شنبه 12 بهمن

 

استاد وارد کلاس شد سپس به مانیان گفت که بود وکله ماهی بیاورد مانیان با3کله ماهی وارد شد استاد معتمدی هر بچه سوسولی که از بوی ماهی بدش می آمد را با اعصبانیت بیرون انداخت سپس دهن ماهی را مانند یک بازی داستانی برای کنسول پاره کرد سپس مغزش را هم بادست خارج کرد وچشمش هم همین طور تشریحکردند ومقداری از فصل جدید را آموزش دادند