علوم سه‌شنبه

امروز آقای معتمدی یه خبر بد دادن و گفتن سال دیگه به ما درس نمی دن بخاطر رفتار بد بعضی از دانش‌آموزان.

برای موضوع درسی هم فقط درباره ی یک موضوع که عکسش توی گروه هست صحبت کردن همونو بخونید همچیو می فهمید اگه بازم  نفهمید می تونید تو همون گروه از معلم سوال بپرسین.

هندسه کوشش ۹/۲۶

به‌نام خالق اعداد

خب امروز استا بعد از ورود به کلا سبرگه های امتحان که 3 سوال بود را داد وگفت که نیم ساعت وقت دارین بعد از امتحان تمام سوالات را حل کردند و جواب هر را گفتند به از آن استاد رفت سر کار فیساغورس و بعد از آن کلاس با باران تمام شد🕯️🫧🫧

۹/۲۶ زنگ سوم فارسی کوشش

سلام آخرین مستند سازی ترم اول من یعنی روز آخر در ترم اول زنگ سوم بود . بچه ها سر صدا می کردند که یهو آقای صادقی وارد کلاس شدند. بچه ها اول اسرار می کردند که آقای صادقی ازشون امتحان روخوانی بگیرد. ولی آقای صادقی گفتند حالش رو ندارم . اما بعد   بچه ها به آقای صادقی گفتند که نمره های مستمر آبان رو بگید .آقای صادقی گفتند که گوشیم تو شارژ هست . به یکی از بچه ها گفتند که گوشیه آقای صادقی رو بیاره. وبعد آقای صادقی نمره هارا خواندند. و تاکید کردن که من به شما نمره قرض دادم اگر در امتحان دی نمره تان کم شود از مستمر  اردیبهشت کم می شود گفتند که برای امتحان دی این موارد را بخوانید.😜

    1. درک مطلب درس ها

    2. تاریخ ادبیات

    3. معنی شعر ها

    4. معنی کلمات

    5. نقش های دستوری.                                                                             پس بچه بخوانید تا نمره تون خوب بشه😜.                                                        به امید دیدار تا در ترم دوم ☺️.                                           پایان

مستند فارسی زنگ اول 403/9/26

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

اقا این دفعه که خیلی هم بارون می امد برخلاف همه روز ها دور امدند بعد کلی که من شک کردم که اقا ی صادقی توی دفتر استراحت دبیران باشد رفتم به اقا ی اخوان گفتم که اقای صادقی اینجا هستند و اقای اخوان هم فهمیدند که ما معلم نداریم و بعد امدند سر کلاس ما و تحلیل های کارنامه بچه ها ودفتر بر نامه ریزی انها را دیدند که تا میومد به غیور برسه اقا ی صادقی امدنددد و بعد یکم تعریف کردند چرا دیر شدو بارون و ترافیک و این حرفا بعد اقا گگفتند برای روخوانی اماده هستید ما هم گفتیم بله  ونفرات اول لیست بهشان  درس 3 کتاب برای روخوانی افتاد تا حدود علیرضا سلطانی درس 3 را خواندند  و نفر بعدی او یعنی پویا سلطانی درس 4 راخواند و بعد در زمان همان دانش اموز به درس 7 پریدیم و بچه های دیگر درس 7 را خواندند و باز هم چندی از بچه درس 3 را خواندند

زندگی سه شنبه کلاس کوشش زنگ آخر

به نام خدا 

سلام
آقای اخوان دیر به کلاس وارد شدند و داشتند با کلاس تلاش صحبت میکردند(هم اکنون جاسوسان کلاس اطلاعاتی درباره مطالب گفتگو به دست آورده اند اما به دلیل امنیت نمیتوان اطلاعات را در اینجا نوشت😉)
بعد از اینکه وارد شدند اول به رییس جمهور گفتند که جلوی تابلو بایستد و نقد روز مادر را انجام دهیم …
بعد از نقد استاد پرده‌نگاری¹ را روی داده‌نما² نمایش دادند که صفحه ای از کتاب باشگاه مغز بود یک چیزی شبیه این صفحه بود (برای دیدن صفحه اینجا کلیک کنید)  و بعد درباره نیم کره چپ و راست گفتند و گفتند که برای اینکه بتوانیم درس بخوانیم باید از هر دو همزمان استفاده کنیم نیم کره راست برای خلاقیت و … و نیم کره چپ برای منطق و … و اگر هر دو را همزمان استفاده کنیم به نتیجه میرسیم
درباره خصوصیت های هرکدام گفتند و تمرین هایی انجام دادیم
و حتی قرآن صبحگاه یکی از این تمرین هاست (جلل خالق😲)
تا یک زنگ زندگی دیگر خدانگهدار 👋👋

 

¹ = PowerPoint

² = Datashow

زنگ نگارش 25 آذر

آقای نصر وارد کلاس شدند و بعضی از بچه ها جبرانی شان را دادند بعد آقا خواستند بتهوون بزارن که گذاشتن ولی چون دیدن بچه ها خیلی دارن حرف میزنن یه عکس آوردند رو دیتاشو و گفتن یه کدوم از متن ها را انتخاب کنیم بعد هم نشستیم و متن هارا به دلخواه نوشتیم آقا هم برای اونایی که نوشتن مثبت گذاشت راستی آقا هم در  و حین نوشتن متن برامون آهنگ ارامش بخش گذاشتن

کلاس روانشناسی دوشنبه9/24

سلام بیست دقیقه بود که استاد نیومده بودند و کلاس به دیوانه خانه تبدیل شده بود و یهو استاد وارد شدند 

استاد در مورد مورد سوم که واکنش وارونه است توضیح دادند

وبعد در مورد تکلیف توضیح دادند که باید یک انشا بنویسیم وبه آی دی آقا تو ایتا بفرستیم

تکلیف فقط باید انشا بنویسیم 

کلاس قرآن ۹/۲۴ کوشش

بسمه تعالی 

آقای پورواسعی وارد کلاس شدند و دفتر کلاسی شان را در آوردند و گفتند که نمره مستمر هر کس چند است و به چه صورت این نمره را گرفته است و چند نمره دیگر پیش من دارد نمره  هر یک از بچه ها می خواندند و می گفتند که من به شما چند نمره داده ام و باید در ترم جبران کنید و کسانی که ۲۰ گرفته بودند اگر نمره اضافه داشتند استاد می خواندند و گفتند به نمره روخوانی امروز اضافه می کنند. و شروع به امتحان روخوانی کردند 😱 گفتند از ابتدا یزدانی جزی و بعدم هم دوباره از ابتدا یزدانی و همین جور تا ابتدا که آزادی باشد و بعد هم که آزادی یک صفحه قرآن خواند استاد گفتند که آفرین که وقت کم نیاوردیم و همه امتحان دادند و بعد هم زنگ تفریح به صدا در آمد.

 

تکلیف نداریم 😄

 

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست

حساب یکشنبه زنگ اول(1404/9/23)

سلام خیلی شاد به بچه ها

امروز یکی از بهترین زنگ های حساب هشتمم را تجربه کردم.

ماجرا از اونجا شروع شد که:آقای خدایی وارد کلاس شدند و گفتند:((بچه ها سریع دفتر و کتاب هایتان را روی میز بگذارید تا سریع چک کنم و کلاس را شروع کنیم.))

بچه ها کتاب و دفترهایشان را روی میز گذاشتند آنقدر سر و صدا شد که هیچکس حرف های آقای خدایی را نمی شنید آقای خدایی تقریبا ردیف اول کلاس را چک کردند ولی هیچکس نفهمید که چی شد که بقیه را چک نکردند در گوشی به شما بگویم که من خودم ننوشته بودم و این خیلی به نفع من که ردیف دوم بودم شد.

بعد که این کار تموم شد آقای خدایی گفتند سه نفر را می آوریم پای تابلو تا سوالاتی که میگوییم را بنویسند و چک کنیم. یکی از آنها ستاری بود دیگری مصر نژاد و دیگری هم بنده بودم من از این اتفاق خیلی خوشحال شدم حالا دلیل آقا چی بود که کسی مثل من با این اُباهَت را از جایم بلند کردند؟! دلیل استاد امتحان قبلی بود که گرفته بودند سه نمره اول را پای تابلو آوردند البته نصر به جای ستاری آمده بود ولی چون که من و نصر دست چپی بودیم نصر نشست و جای نصر،ستاری بلند شد خلاصه وایسادیم پای تابلو آقای خدایی به من گفتن که سوالات 2 و 8 و … ،مصر نژاد سوالات 4 و 10و … و ستاری سوالات 6 و 12 و … را انجام بدهند ما رسیدیم تا سوال پنجاه را حل کنیم البته کل سوالات زوج یک تا پنجاه را حل کردیم یه البته ی دیگه هم وجود دارد اونم میرزا بنویس بودن ما است چون در واقع ما سوال را می نوشتیم جواب را هم می نوشتیم بعد هر چی که آقای x می گفت را در جواب خودمان اعمال می کردیم (یعنی جواب ما اصلا مهم نبود) بعد هم همه را پاک می کردیم!

آقای x:یکی از بچه ها که توسط استاد به صورت رندم انتخاب می شد.

با این حال، زنگ خوبی بود چون بل اخره من به عنوان یکی از سه نفر بهتر کلاس معرفی می شدم.

کل کلاس همین بود و بس. و خیلی هم ناجور تمام شد زیرا سوال 50 مال من بود و وسط این سوال زنگ خورد!!!

خدا حافظ کوچولو های همتی