زنگ سوم فارسی ۱۲/۶

سلام بالاخره بعد از سه هفته برگشتیم به مستند کردن چهارشنبه خب اگر فکر می کنید که الان میگم آقای صادقی وارد شد خیلی در اشتباهید چون من و رئیس جمهور جلسه با آقای اخوان داشتیم برای همین. دیر به کلاس اومدیم همین قدر می‌دونم که آقای صادقی تکلیف هارا چک کردند من که وارد کلاس شدم آقای صادقی از من پرسیدند که شما مشهد بودید من هم گفتم بله وبعد از من  پرسیدند که این کسانی تکلیف ندارند شما نظر بدید هر کاری گفتید انجام می دهیم من هم گفتم ببخشید و دفعه بعد اگر تکرار شد منفی بگزارید خب بگذریم بعد آقای صادقی جناس را توضیح دادند و مثال هایی زدند و بعد به بچه ها گفتند که همه از کتاب جناس پیدا کنند بچه مشغول پیدا کردند بودند که زنگ خورد راستی جلسه دیگه کوییز داریم

 

یاعلی

۱۱/۸ زنگ سوم فارسی

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند. و نشستند روی صندلی کلاس در سکوت فرو رفته بود و هیچ کسی حرف نمی زد آقای صادقی لبخند می زند تا اینکه سکوت کلاس شکسته شد و همه خندیدند آقای صادقی گفتند که کدوم از شما با مدرسه می‌روید مشهد تعدادی از  بچه ها دست گرفتند و آقای صادقی از بچه های که می روند مشهد خواستند بعضی از بچه ها را دعا کنند و بعد شروع به درس دادن وابسته ی پسین و پیشین دادند بعد آقایان عبداللهی و یزدانی جزی و سعیدی و منعمیان نمایش ابوالقاسم فراهانی را اجرا کردند و بعد آقای صادقی شعر می خواندند و ما می گفتیم به به و بعد زنگ خورد

 

 

پایان

۱۱/۱ زنگ سوم فارسی

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند و امتحان بچه ها را که زنگ قبل وقت نشده نمره اش را خواندند.وبعد یک کتاب آقای صادقی از کیفشان در آوردند و برای ما شعر خواندند. اسم کتاب از خودت برایم بگو بود وبعد یک کتاب از فاضل نظری برایمان که اسمش کتاب بود خواندند. و کتاب بعدی دوباره از فاضل نظری بود که اسمش آنها بود همین طور که آقای صادقی کتاب می خواندند کتاب قبلی هم که به ما داده بودند بخوانیم یکی از بچه ها آن را لوله کرد برای همین آقای صادقی گفتند کتاب هایتان را باز کنید . و درس ۹را نصفش را خواندیم وبعد آقای درباره ی اینکه کتاب های فارسی شما بدرد نمی خورد و داشتند درباره ی همین چیز ها می گفتند که زنگ خورد.

 

 

 

پایان

۱۰/۱۸ زنگ سوم فارسی

سلام بالاخره بعد از ۳ هفته برگشتیم به مدرسه خب بریم سراغ زنگ سوم فارسی آقای صادقی وارد کلاس شدند و دیدند که کلاس بهم ریخته است برای همین ما را مثل سرباز ها تو سربازی ما را سرا پا نگه داشتند و ما حق نداشتیم که که لبخند بزنیم . وبعد آقای صادقی تک به تک به ما می‌گفتند که بشینیم بعد آقای صادقی نمرات کسانی که زنگ قبل وقت نشد خواندند . بعد حکایت خودشناسی را خواندیم وآقای صادقی معنی حکایت را می گفتند وبعد سراغ درس ۸ رفتیم و آقای صادقی به بچه ها گفتند که چه کسی می تواند که درس ۸ را بخواند و بعد چند نفر از بچه ها خواندند و بعد آقای صادقی معنی شعر را تا بیت ۶ معنی را گفتند وبعد. زنگ خورد.

 

 

 

 

پایان

۹/۲۶ زنگ سوم فارسی کوشش

سلام آخرین مستند سازی ترم اول من یعنی روز آخر در ترم اول زنگ سوم بود . بچه ها سر صدا می کردند که یهو آقای صادقی وارد کلاس شدند. بچه ها اول اسرار می کردند که آقای صادقی ازشون امتحان روخوانی بگیرد. ولی آقای صادقی گفتند حالش رو ندارم . اما بعد   بچه ها به آقای صادقی گفتند که نمره های مستمر آبان رو بگید .آقای صادقی گفتند که گوشیم تو شارژ هست . به یکی از بچه ها گفتند که گوشیه آقای صادقی رو بیاره. وبعد آقای صادقی نمره هارا خواندند. و تاکید کردن که من به شما نمره قرض دادم اگر در امتحان دی نمره تان کم شود از مستمر  اردیبهشت کم می شود گفتند که برای امتحان دی این موارد را بخوانید.😜

    1. درک مطلب درس ها

    2. تاریخ ادبیات

    3. معنی شعر ها

    4. معنی کلمات

    5. نقش های دستوری.                                                                             پس بچه بخوانید تا نمره تون خوب بشه😜.                                                        به امید دیدار تا در ترم دوم ☺️.                                           پایان

۹/۱۹ زنگ سوم فارسی

سلام دو باره روز چهار شنبه و زنگ فارسی  ولی این دفعه شیشه فروش تعطیل نکرده بود . 🥴 و کلاس ها حضوری بود . آقای صادقی با کتاب کار ریاضی و علوم وارد کلاس شدند. بچه هایی که جلوی کلاس بودند .تعجب کردند . و بعد آقای صادقی گفتند یک برگه روی میز بگزارید.😨😵‍💫و بعد گفتند کی میگه که نمره املاش ۲۰میشه بیشتر بچه ها ادعا می کردند . و بعد  آقای از  آقای الماسی دعوت کردند که از متن درس ۲ را بخوانند. و قسمتی از درس ۳را خواندند و بعد آقای صادقی آقای را ذوالفقاری را صدا زدند . ایشان هم قسمتی از سه را خواندند . و بعد آقای ابطحی قسمتی از درس ۴ را خواندند وآقای صادقی گفتند که برگه ها بالا😨😓و بعد برگه هر کس را به یکی از بچه ها دادند. بچه ها باید تصحیح می کردند بعد از تصحیح باید نمره ی برگه ای که دست شما بوده را می خواندید. وبعد که همه نمره هارا گفتند آقای صادقی از روی لیست همش را خواندند .😳😳 بالا ترین نمره آقای الماسی با نمره ۲۰شدند.من خودمم هم دوم با نمره ی ۱۹.۵وبقیه بچه ها بعد معلوم شد که کتاب کار مال نصر از کلاس تلاش بوده وآقای صادقی از اون کتاب هایش را گرفته بود .ونصر کتاب هایش را می خواست😀😀☺️وبعد زنگ خورد.                                                                                                                                                                      پایان

۹/۱۲ زنگ سوم فارسی


سلام آقای صادقی وارد شدند اما دوباره کلاس مجازی در سایت اسکای روم بود .      آقای صادقی به بچه ها گفتند زنگ اول همه  شما خراب کردید و بعد شروع کردن شعری از قیصر امین پور بخوانند و معنی آن را می گفتند بعد از شهر قیصر امین پور به سراغ.  شعری از مهدی حمیدی شیرازی را خواندند . واقعاً شعر قشنگی بود .شعر بعدی از شهریار بود که بچه ها در پیام های سامانه ارسال کردند وآقای صادقی قسمتی از آن را خواندند و بعد شعری از گروس عبدالملکیان خواندند . بعد سراغ صفحه ۵۰ کتاب رفتیم  ویکی از بچه ها شروع به خواندن دانش ادبی و بعد گفت‌وگو را خواندند و بعد بچه تک تک به یکی از سوالات فعالیت نوشتاری جواب می دادند. وکلاس تمام شد.                                                                                      پایان

 

۹/۵ زنگ سوم فارسی،کوشش

سلام آقای صادقی وارد سامانه شدند اما مثل دفعه قبل نبود چون کلاس مجازی بود.اما بعد به سراغ ادامه درس ۶رفتیم که اسم آن راه نیک بختی بود.از بیت هفتم شروع کردند آقای صادقی معنی آنها را بگویند بعد از درس به سراغ خود ارزیابی رفتیم. آقای صادقی از بچه‌ها می خواستند که جواب سوال ها را بدهند . سوال چهار خود ارزیابی را باید خودمان می گفتیم و تقریباً آقای صادقی از همه بچه ها پرسیدند و بچه ها سوال خود را با جواب می گفتند و تکلیف ها

  1. فعالیت نوشتاری درس ۶

  2. املا از درس ۳و۴

پایان

 

۸/۲۸ فارسی زنگ سوم

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند و گفتند که داستان کباب غاز را که همه پرینت کرده بودند از کیف هایشان در بیاورند .

داستان را یکی از بچه ها شروع کرد به خواندن اما آنقدر متن سخت بود که بد خواند آقای صادقی گفتند خودم می خوانم آقای صادقی هم می خواندند وهم معنی کلمات نامفهوم را هم می‌گفتند.تااینکه داستان تمام شد که ناگهان آقای صادقی یکی از بچه هارا به خاطر اشتباه نشستن از کلاس اخراج کرد . آقای علیرضا سلطانی به آقای صادقی گفتند که شعری که دو هفته‌ی پیش گفته بودید درباره حضرت علی اکبر که شاعر این شعر ایرج میرزا است را می خواهم بخوانم .که دوباره یک نفر به خاطر مزه انداختن اخراج شد.داشت شعر را می خواند که دوباره یک نفر مزه انداخت و آن هم اخراج شد. آقای سلطانی شعر را تمام کرد .آقای صادقی سراغ کتاب رفتند ولی زنگ خورد.

۸/۱۴ زنگ سوم فارسی

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند و کلاس به هم ریخته بود . وآقای صادقی مارا دو دقیقه ایستاده نگه داشتند . بعد شروع کردیم به خواندن درس سوم وقتی که تمام شد آقای صادقی از آقای رمضان تاش خواستند که شعری که درباره ی مادر از ایرج میرزا بود را خواندند . بعد خود ارزیابی درس چهارم را کامل کردیم و بعد سراغ دانش زبانی رفتیم که در مورد

یاد آوری اجزای جمله بود خواندیم.                                                                            تکالیف جلسه بعد


  1. از درس ۳و۴روخوانی می پرسند

  2. روخوانی داستان کباب غاز و آوردن آن

  3. املا از درس ۳

  4. فعالیت نوشتاری درس۴.                                                               پایان

ادامه مطلب