زنگ آخر کلاس مسوولیت
آقای محمودیان وارد کلاس شدند و نماینده های جدید را مشخص کردند که
نماینده ی انظباتی : کیان سعیدی نماینده اجرایی : محمد صدرا منعمیان نماینده ی نظارتی: آقای یزدانی جزی
بعد به بچه های کلاس گفتند که میخواهند آزمونک * بگیرند آزمونک دو سوال بود و ایشان به آقای یزدانی و آقای سعیدی گفتند که به بیرون کلاس بروند و آنها را صحیح کنند
بعد بچه ها از روی کتاب خواندند و سپس زنگ خورد
*موصب فرهنگ زبان فارسی(quiz)
مهارت رزین (اپوکسی)
آقای ذوالفقاری دیر رسیدند و ما در تایم اول کلاس گل یا پوچ بازی کردیم
بعد از رسیدن آقای ذوالفقاری نمونه کار های هفته پیش رو بهشون نشون دادیم و ایرادات نمونه ها رو گرفتن
بعد گفتن که هرکس یه قالب انتخاب کنه و رزین و هاردنر رو که بهمون داند توش بریزیم
من بزرگترین قالب رو انتخاب کردم و رنگ سفید رو به نصف مواد و ورق طلا رو به نصف دیگه مواد اضافه کردم
من رفتم فندک بیارم تا حباب هاشو بگیریم
با فندک سخت بود و من یک تکه چوب را سوزاندم و روی رزین ها گرفتم و توی کارگاه بوی دود پیچید
تا هفته دیگه فعلا خداحافظ
مهارت کتاب خوانی
امروز در روش کتاب خوانی ماامتهان دادیم وبعد در شغل های همدیگر میگشتیم مانند ۰۰۰۰ وبعد زنگ خورد
مستند سازی کارگاه اندیشه ورزی جلسه ی دوم!!!!؟؟!!
سلام بچچه ها علیرضا حاتمی هستم!
واومدم تا درباره ی جلسه ی دوم کارگاه اندیشه ورزی.
*راستی داشت یادم میرفت این کارگاه کارگاهی محرمانه است و نمی شود همه چیز کلاس را گفت!
در جلسه ی قبل ما به یک مسئله برخورد کردیم و آن مسئله این بود که (آیا امکان دارد که فکر نکنیم؟؟!؟!؟!؟!)و در پی این مور به سوالی دیگر برخورد کردیم که(اصلن فکر چیست؟؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!!؟؟) من دیگر نمی توانم توضیح بشتری دهم و برای اطلاعات بیشتر به کارگاه بیایید.
بعد استاد افروز گفتند که هر کس افکاری دارد مثلا: من می گویم هوا خوب است ولی دوستم می گوید هوا بد است. این اتفاق به دلیل تفاوت معیار ها است.
اما وسط کلاس بحث داشت سیاسی می شد که یکهو!!!…………………………………………… گوشی استاد زنگ خورد و جو کلاس را به هم زد پس بجه ها هم شلوغ کردند…
بعد هم ادامه ی داستان جالبی را که از هفته ی پیش منتظر ادامه ی آن بودیم را خواندیم(باز هم درگر نمی توانم توضیح دهم!!)
فقط می تونم بگم که در داستان به کلمه ای به نام(زانقارپینگولدمین) برخورد کردیم که وسط داستان یک دفعه!…………………………………………………… گوشی استاد باز هم زنگ خورد و همزمان زنگ کلاس هم خورد و به خانه رفتیم.
*امید وارم خوشتون اومده باشه و فهمیده باشید که این کلاس چقدر محرمانه است…
خلاصه زندگی 4شنبه 30 ابان
اقای فیروز نیا گفتن که هر هفته گروهی میز و نیمکت هارا جمع کنه و دور کلاس بگذارند و ان روز نوبت گروه 2بود و انها با کمی تاخیر این کر را کردند و بعد ما وارد کلاس شدیم و اقا امد و اول نکاتی را به ما گفتند .گفتند که ما نباید شوخی ها ی بی مورد کنیم و شوخی هارا زود جمع کنیم و نباید ابومون بره و ما همه در برابر هم مسعولیم ونباید عین برره باشیم و نباید شوخی هایمان بیرون درز کنه مانند ان ارد که رفتیم با اینکه بمون تذکر دادند باز هم ما وقتی یه کلاس دیگه دیدیم شروع کردیم بگیم که اه این چرا چک و چله است چرا این یکی دستش تو چشاشه یا وقتی این یارو یه چی گفت ما هی چنگیز و ………. در اوردیم و و ما و اینا و معلمان از دستمان کفری اند و خلاصه انقدر گتری زندگی نکنین و انقدر من فلاور نباشید وبعد ما رفتیم سراغ باشگاه مغز اول از همه اقا در مورد حامد اختیاری نویسنده کتاب و اینکه الان ایشون در امریکا هستن و میروند و می ایند که خودش به همین روش باشگاه مغز توانسته انقدر رشد کنه که ایشون در شه ها و روستاهای مختلف میرند و می ایند و این کتاب را اموزش میدهند تا مغز همه واشه و گفتن یکی از رفیقاشون تو اردوی مشهد به نام ازاد پرور در نیم ساعت کتاب ابراهیم هادی را خونده و خلاصه اش را گفته وبعد یک ص باشگاه مغز را باز کردیم و در ان ص 15شکل بود که باید در 20ثانیه باید حفظ می کردیم بعد هیشکی نتونست بگه کلشو ولی خود اقا با استفاده از داستان سازی همه را گفت و فت این طوری حفظ کنی تا 10 سال یادت میمونه ولی اگه ساده حفظ کنی فرداش یادت میره و ما می انیم درس را این جوری حفظ کنیم که طوری هم نیست اگه 4 تا مطلب چرت و پرت را به هم ربط بدی ویک مثال برای علوم زدند = وحید شمسایی گفتن ایشون پیش ما عیت بتن میمونه و ش اش برای شن و م اش برای ماسه وس اش برای سیمان و ا اش برای اب است و این مواد سازنده ی بتن است و رفتیم سراغ یه چالش دیگه تو باشگاه به نام سبز سفید زرد قرمز و اقا به هرکی تونست بگه بلیسی میداد و رفتیم سراغ یه چالش دیگه که باید فرق 2 شکل را که هواپیما بودند را می فهمیدیم و زمان مون رو هم بویسیم باید 7 تا فرق پیدا میکردیم بعد رفتیم سراغ ص 13 تمرین 4 چالش اسم فامیل و چند تا اسم خود اقا گفتن به نامه چکامه وچکامک ویکی دیگه که من 1کلمه اش را روی کیبورد پیدا نکردم و تو این چالش اگه زیر 3 دقیقه میزدیم یعنی مخ ها اکبند است و در هر چالش اقا به هرکی تونست بلیسی میداد وبعد رفتیم ص 11چاش بعدی چن تا دست بود وما باید دست چپا را می شموردیم و اگر مغز فعال بود باید زیر 13 ثانیه بدست می اوردیم و بعد ص 14 را خواندیم =مشکلات مغزی شایع و اقا گفتن 5 دقیقه دیکه وقت تمومه و زنگ میخوره هن هستند به غول اصفهانیا یعنی دیر لود میکنند و بعد گفتند 4شنبه ص20تا21 را حل کن 5شنبه ص22و23را حل کن6شنبه اه جمعه ص24 و0شنبه اه شنبه ص25و26 حل کنید
مستندسازی روزچهارشنبه 1403/8/30(زنگ اول=علوم)
سلام رفقا
وقتی وارد مدرسه شده بودم خیلی استرس داشتم چون می خواستم حدیث کساء بخوانم! من کلاَ وقتی میخواهم یه کار مهمی بکنم همینجور استرس می گیرم.
بلاخره با لرزش دست و صدا توانستم نصف حدیث کساء را بخوانم. بعد از حدیث کساء ازما با چایی پذیرایی شد.
زنگ اول علوم داشتیم باید سریع وارد کلاس می شدم نه الا سر و کارم با آقای فیروزنیا بود و دفتر. با تمام سرعت دویدم تابه کلاس برسم. وقتی استاد آمد به ما گفت:
“بچه ها هر کس با گروه خودش به طبقه ی پایین بره و درس5 را با هم دیگه بخونید مزاحم کلاس ها هم نباشید.یاعلی بفرمائید”
بچه ها قبل از اینکه به طبقه ی پایین بیایند از استاد از امتحان ها پرسیدند اما استاد گفت:(من اصلاَ آنها را تصحیح نکرده ام!) بچه ها که ناامید شده بودند به طبقه ی پایین رفتند.
هرگروه سر جایش نشسته بود و درس5 را می خواند.
درس نسبتاَ سختی بود و خیلی نکته داشت برای همین استاد نکات مهم درس را روی تخته می نوشت مثلاَ توضیح داد که چگونه آهن را بدست می آورند.
استاد به هر گروهی که مشکلی داشت کمک می کرد و برای آن گروه بیشترتوضیح می داد.
و بعد از خواندن کمی از درس زنگ خورد.
در پناه حق
مهارت های امیر عباس جعفری
بسمه تعالی
باسلام
من امیر عباس جعفری هستم و امروز اومدم مهارت هایم را تبدیل به مستند کنم
- یکی از مهارت های من در درست کردن کیک است

2.یکی دیگر از مهارت های من مهارت در هوش مصنوعی است

3.یکی دیگه از مهارت های من که شاید مهارت به حساب نیاد اطلاعات عمومی هست من بسیار ازلاعات را درون دهنم دارم اما دیگه نمیشه از دهنم عکس گرفت برای سند دار کردنش
4.یکی دیگه از مهارت های من های من ساختن خانه است البته نه توی دنیای ئاقعی بلکه در دنیای ماینکرافت

5.البته من توی رشته های بدمینتون و شنا و کتابخوانی هم مهارت دارم البته عکسی ندارم که بخواهم ان را ثابت کنم
پس تا درودی بد بدرود
