علوم13

سلام به بچه‌ها ایشالا حال دلتون عالی باشه اما حال منو زیاد خوب نیست چون آقا جونم مشکل گوارش پیدا کرده این این آقای فیروزنیا ما هم به فکر من نیست اما آقا جون من امروز بیمار شده میگن که امروز ه مشکل گوارشی پیدا کرده  این  دستگاه گوارش یعنی که غذا از ۴ طرف عبور پیدا می‌کنه وقتی که عبور پیدا وارد مری میشه وقتی که وارد مری شد سپس وارد معده میشه معده یه شیره‌ای با اون مخلوط میشه سپس برای همین غذا خیلی نرم میشه وقتی غذا نرم شد میاد وارد رود باریک میشه رود باریک با یک کسی رفاقت خیلی چندین ساله داره به نام جناب آقای لوزالمعده لوزالمعده آنزیم‌ها را تولید می‌کنه و از طریق یک لوله وارد روده باریک می‌شه سپس اون‌ها وارد خون‌هایی میشن چون اون‌ها خیلی ریز شدن غذاها وقتی که مواد غذایی هامون غذاها وارد خون‌ها شدن میان آنها وارد کبد می‌شود وقتی که وارد کبد شدند د مواد مغذی را به بخش‌های مختلف بدن می‌رساند سپس اگر آب و مواد معدنی چون وارد رود باریک می‌شوند موجب می‌شود وارد فراخ روده شود و از آن طریق دفع شود حالا من هر روز نیم ساعت ورزش می کنم تا سلامتی دستگاه گوارشی بدن من حفظ شود.

ادامه ی مستند سازی تاریخ 2/2

و بعد طبقه   اخر   خداین کشاورز وصنععت گر هستند و اینا عقاید ایرانی ها قبل از زرتشت و بعد زرتشت   میاد و میگه که این خدایان که شما می پرستید همه اش دیو هستند و باید شما فقط اهورا مزدا را بپرستیدو خدای اصلی و بزرگ اهورا مزدا است و زرتشت اینا را میگه و هیشکی ازش حساب نمی بره و این هی میکه و هیشکی هم کاریش نداره که دیگه خسته میشن و مغ  mogh ها روحانیان ان زمان میکفتند که ما باید دیو ها را بپرستیم و مجیک ها magic   جادوگران ان موقع هم بودن و مجیک ها از نسل مغ ها ن  و اینا با زرتشت مخالفت میکنه و زرتشت را میبرن و میندازن زندان  و بعد گرشاسب پادشاه  ان زمان ایران  خواب بوده و خواب عجیبی میدیده که وقتی بیدار میشه میبینه که اسب شاه دستاش رفته تو شکمش و هی درباریان زر میزن دست را در بیارن کهه نمی نتونن  و بعد خبر به زرتشت میرسه ه همچی شده وا اینا بعد زرتشت میکه دواش دشت منه وزرتشت را میبرن پیش اسب و زرتشت شروع میکنه به دعاع خوندن یه چیزای میخونه مثلا میگه بک یا اهورا مزدا و اینا و همین طور که میخونه دستا اسب از تو شکمش در میاد و گرشاسب پادشاه ایران میگه به به  منم زرتشتی شدم و وقتی شاه زرتشتی میشه همه زرتشتی میشن و همه اهورا مزدا را میپرستن و تاااا این که زرتشت میمیره                و متاسفانه یا خوشبختانه مردم دئباره شروع میکنن به دیو پرستی و بعد هم که کتاب اوستا نوشته میشه اوستا 2 بخش بوده یه بخش گات ها بوده که در ان اهورا پرتی بوه و در بخش دیگری که نام دارد یشت دیو پرستی بوده و گفتند ما تو دنیا 2تا ادم داریم که اسم یکی دروج و دیگره واشع بوده دروج یعنی دروغ و واشع یعنی عدالت و گفتن دین و عقاید رو اداب و روسوم تاثیر میزاره و بعد من ص 144 و 145 ررا خوانم                     خیلی ممنون که خوندین تا دیداری دیگر بدرودددددددددددددد

دومین جلسه چاپ لینو

به نام خدا

سلام به دومین جلسه چاپ لینو خوش آمدید
این دفعه هم فکر نکنم به درد کسی بخوره اما خوب دیگه مینویسم که شاید به درد یکی خورد
وقتی وارد کلاس شدیم استاد در کلاس بودند و داشتند لینو هایی را که برایمان خریده بودند¹ به اندازه های استاندارد (15*25 و 15*10) برش میزدند
همینطور که داشتند برش میزدند 17 تا کاغذ به دادند
میدونی روی کاغذ ها چی بود ؟
بله روی هر کاغذ یک طرح چاپ شده بود
استاد به ما گفتند که از بین این طرح ها یکی را برای خودمان انتخاب کنیم
هر کس یک طرح برای خودش انتخاب کرد و بعضی ها طرح هایشان را با هم معاوضه میکردند
بعد استاد لینو هر کس را نسبت به طرحش به او داد و با طرح پزشکی به ما آموزش داد
اول باید لینو خود را با تینر تمیز کنیم (تینر باید از 12 هزار تا 24 هزار باشد و باید تینر فوری باشد تا طرح را خراب نکند)
بعد باید طرح را روی لینو تطبیق دهیم و با تینر (محکم) روی آن بکشیم تا طرح روی لینو چاپ شود
بعد باید تمام قسمت های سفید طرح را با مغار بتراشیم
ما دو مدل مغار داریم² که یک نوع مغار V و یک نوع مغار U (کلیک کن رو اسمش)است مغار V (کلیک کن رو اسمش) برای برش دور کار یعنی مرز قسمت های سیاه و سفید استفاده میشه و مغار U برای قسمت های سفید استفاده میشود
زمانی که استاد داشتند این ها را درس میدادند یک دفعه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آقای اخوان (یک کلیک بکن روی اسمشون)از پشت سرمان ظاهر شد و مشغل عکاسی و فیلمبرداری شد در حدی آقای اخوان ساکت بودند که چند تا از بچه ها متوجه ایشان نشدند
بعد استاد گفتند که برای جلسه بعد باید لینو های خود را آماده کنیم

پایان

راستی من هنوز نفهمیدم که چرا مدرسه به اون اسم لینو رو صدا میکنه اگه کسی میدونه بگه
¹=آقای شفیعی پنجشنبه در گروه اعلام کردند هر کسی که لینو نخریده من میتونم براش بخرم و یک تعدادی توی گروه اعلام کردند که برای من بخرید
²=ما ۵ مدل مغار داریم که دو تا از آنها برای تراش چوب و یک نوع از آنها خیلی کمتر استفاده میشود

اینم از انواع مغار

زبان دوشنبه گروه A

سلام و ادب خدمت شما دوست عزیز. امروز مسابقه بین گروه دینامیت ومهین تاج (فکر نکنم درست باشه) بود و برنده مهین تاج بود.

شنبه بین گونی پور(برنده) و بویوک(بازنده) است….

اولین جلسه چاپ لینو

به نام خدا 
میدونم دیره ولی خب بلاخره شاید به درد یکی خورد
سلام 

جلسه اول چاپ همه مشتاق بودیم که ببینیم که این کارگاه چاپ چیه که اینقدر توی مدرسه سر وصدا کرده 
استاد کمی دیر وارد کلاس شدند و اول خودشونو معرفی کردند 
حالا شاید بپرسید توی معرفی چی گفتند 
اسم ، فامیل ، سن ، رشته تحصیلی و از اینجور موارد رو بهمون گفتند
بعد گفتند که هر سوالی که دارید بپرسید¹
و یکی پرسید : 
چرا دندون جلوییتون نیست (بی ربط و شاید بی ادبی باشه ولی پرسید
مشخص شد که توی تصادف با موتور دندون شکسته و دچار عفونت شده و ایشون به ناچار دندون رو کشیدند (البته مقصر خودشون بودن)
بعد درباره این کار بهمون توضیح دادند و گفتند که …
گفتند که باید چه موادی رو تهیه کنیم ، چه موادی رو برای جلسه بعد نیاز داریم و چه موادی رو میتونیم خرد خرد تهیه کنیم 
اصلی ترین ماده برای چاپ لینو
مغارِ
احتمالا خودتون متوجه شدید که مغار نیست و قطعا از اسمشم پیداست که لینو 
و در یکی مونده به آخر آقای شفیعی گفتند که برای جلسه بعد یک نفر یک گروه بزنه 
و این بار در آخر چون کاری برای انجام دادن نبود درباره فیلم صحبت میکردیم 
تا شنبه بعدی (جلسه بعدی رو میگم که گذشت) بدرود
¹ = با اینکه گفتند هر سوالی دارید بپرسید من هنوز یه چیزی برام مبهمه 
اینکه چرا با اینکه خود استاد میگن لینو مدرسه میگه لئونیوم تازه اگه دو تا اسم هم داشته باشه لینو راحتتره

چرم دوست داشتنی

                                                                        به نام خدا

آقای مطهری توی آبدار خونه بودن و نماز که تموم شد الگو های کیف پول رو بهم دادن و گفتن توی کلاس بهم بده.

 

بچه ها سریع فرش رو جمع کردند و تابلو رو آوردند و آقای مطهری گفتن فعلا هیچ کی هیچ کاری نکنه تا صداش کنم و ببینم توی چه مرحله ای هست . فک کنم امروز فقط من نمره کامل رو گرفتم . آقای مطهری گفتن بیا جلو و یه پس گردنی بهم زدن و گفتن آفرین. بعد قرار شد اونایی که کیف پول دارند 7 تا و اوناییکه کیف کارت دارن 3 تا مستطیل 7*10 روی استر بکشیم و با کاتر ببریم.

برای آستر کشی باید یه کارت بانکی رو روی برش بالای زاریم و بکشیم بعد چسب بزنیم و همین کار رو ادامه بدیم تا جای کارت اخری که باید کل تیکه چرم رو آستر بزنیم.

خب دیگه کلاس تموم شد و بقیه کار ها هم موند برای خونه.

 

 

 

 

دوستان خدانگهدار

حرفه و فن محلوجی 1404/2/1

سلام

امرو اقای عزیز فرمودند که تو این هفته باید نمرات رو بفرستند و اونایی که فعالیت های پودمان ها رو نیورده اند با کسر نمره تو شاد یا بله یا همکلاسی اگه بهشون پیام دادم که نفرستادند یا فلان پودمان ناقصه تا پایان این هفته میفرستید برام .

شماره اقای شیخ الاسلامی عبارت است از 09134131152 است . ( از این شماره برای قصد مزاحمت استفاده نکنید )

استاد گفتند برای پودمان پوشاک برخی افراد رو هنو نکرده رو تو این هفته وارد میکنه .

و استاد امرو در مورد حمل و نقل غذا ها و نگهداری اونا حرف زد . 

سپس در مورد ساختن مربا و باکتری های تن ماهی و کنسرو حرف زد .

سپس در مورد غذاهای مضری مانند نوشابه گاز دار حرف زد . 

بعد در مورد بدی های کالباس و سوسیس فیلم دیدیم و خودشون توضیح دادند و بعد در مورد طرز وحشتناک تهیه سوسیس در کارگاه زیر زمینی حرف زدند .

تکلیف : نداریم

خدا نگهدار

زنگ سوم سه شنبه ۲/۲ تاریخ


سلام

آقای مدنی مثل همیشه وارد کلاس شدند. و بعد از احوال پرسی و حضور و غیاب شروع به درس دادن کردند. 

نام درس: تاثیرگذاری اعتقادات بر حکومت

ابتدا آقای مدنی برای ما انواع خدایان قبل از زرتشت را گفتند.

انواع خدایان قبل از زرتشت

خدایان فرمانروا و روحانی مثل اهورا مزدا

 ارتشتار یا جنگجو مثل میترا

خدایان کشاورزی و صنعت مثل آناهیتا

سپس آقای مدنی درباره ی مُغ (MOGH) گفتند. 

به روحانیون قبل از زرتشت مغ می گفتند. 

کلمه ی MAJIC یعنی جادو از مغ می آید.

سپس درباره اوستا توضیح دادند. 

اوستا 

گات ها = وحرانی

یشت =دیو پرستی

اشغ و دروج یعنی عدالت و دروغ

سپس آقای مدنی درباره ی پوشش

ایرانیان باستان و ورزش ایران باستان

صحبت کردند. 

تکلیف

آقای مدنی چیزی درباره تکلیف نگفتند. 

 

 

کلاس عربی استاد ناصری

کلاس شروع شد و استاد ناصری گفتم که امروز مراعات حال من را بکنید چون من مریض هستم و که کلمات درس ۷ و ۸ را بخوانید و بعد امتحان کلمه می‌گیرم و بعد هم گرفتند و به آقای سلطانی دادم ا برگه‌ها را تصحیح کنیم و بعد هم تمارین درس ۷ و ۸ را شروع به حل کردن کردند و محلوجی و الماسی حوار صفحه ۱۰۳ را خواندند و بعد از حل کردن و خواندن کلاس به اتمام رسید

مثل همیشه استاد نیومدند و ما کنده کاری کردیم و آقای اخوان  بالا سر ما بود