علوم. ۱۴۰۴/۱/۱۳


وای وای خسته شدم بیچاره شدم اینقدر تکلیف نوشتم چقدر دیگر اینقدر آقای فیروزنیا تکلیف علوم داده که فکر کنم امروز راهی بیمارستان سینا هستم که باید 20 تا سوال علوم از درس 📚 12 بنویسم 


والا بچه ها حالا طوری شده که پایتخت 7 هم دیگه به بدن ما ربط داره

حالا میدونم چه سوالاتی تو ذهنتون ایجاد می شه اون هم اینه که…

  1. نکنه تو معده ی مان نقی معمولی وجود داره؟
  2. یا سیستم عصبی مون با بهداشت کار می کنه ؟

نه 👎 🚫 ربط این فیلم 🎥 به این نیست که ….

خوب شما فکر می کنید من صلاح شما را می خوام نه من امروز آمدم تا همین جا کنم که ذهنت منفجر بشه از این حرف ها

 

خوب از اینجا به بعد می خوام رو سرت راه برم .

باید درس 📚 12 علوم طوری بلد باشی که همه ی نمراتت تو این درس بیست باشه .

شروع درس پایتخت 7:

آیا می دونستی ما دو شخصیت تو درسمون داریم که شما هم آن رو خیلی دوست دارید این هم نقی داستان و ارسطو دوستانمون هستن که این دو تا آدم شبیه پروتئین هستند که نقی جانوری و ارسطو گیاهی است.

اما الان بهداشت می آید جلو و یک تو گوشی محکم به نقی می زنه و نقی روی زمین پرت می شه و به آمینواسید تبدیل می شه . که اگه این ضربه رو بهروز بزنه نقی بیمارستان رفتنش ضروری می شه اما اگه بهداشت بزنه غیر ضروری است.

و حتی اگه بهروز. را دو تیکه کنیم لیپید یا همون چربی می یاد از بدنش بیرون که می  بینیم دو نوع چربی از بدنش بیرون می آید که آنها گیاهی و جانوری هستند .

اما از اینجا به بعد به پایتخت کاری نداریم حالا می ریم سراغ ویتامین ها

ویتامین a.              بینایی

ویتامین d.              کلسیم

ویتامین c.               سلامتی پوست

ویتامینb.                کم خونی و ایمنی بدن

حالا می دونستی که آب در همه جای بدن وجود داره و حتی همین آب هم می تواند  این مواد رو دفع کنه .

حالا درون ذهنت یه سوال در می آید که آیا من چی کار کردم که تو از دستم 😠 💢 😡 🗯 بشی اون هم این کت همان تکلیف ها که من نوشتم را هم باید خودت هم بنویسی .

اون هم نوشتن 20 سوال داخل دفتر علوم از درس 📚 12 طرح کنی و بنویسی و اگر هم دلت خواست کتاب کار علوم حل کن .

اگه چیزی از این مطالب نفهمیدی از این عکس و پی دی اف استفاده بکن.

لینک اول https://uploadkon.ir/uploads/52a707_25olum7-booklet12-4-1-.pdf

لینک دوم[url=https://uploadkon.ir/uploads/339e07_25۲۰۲۵۰۴۰۶-۱۰۴۳۳۵.jpg][img]https://uploadkon.ir/uploads/thumbs/339e07_25۲۰۲۵۰۴۰۶-۱۰۴۳۳۵.jpg[/img][/url] این لینک را کپی کن و بعد برو تو گوگل .

بای بای 👋👋👋😡😡📚📚🥰🥰

مستند سازی پیامها 2/10/1403

سلام  برای کسانی که به نوع نوشته من ایراد میگیرند نوع مستند سازی من همین است وبس

اقای ناصری وقتی وارد کلاس شد و گفت مادر کلاس به صورت گروهی بشینیم

امتحان غول کش برای امادگی برای امتحان و این امتحان گواهینامه ی قواعد را تشکیل میدهد و امتحانه که چند هفته پیش ازمون گرفتند گواهینامه ترجمه را تشکیل میدهد

و سپس درمورد نکات واحادیثی در مورد مادر و پدر گفتند

سپس استاد ….. را به دلیل بی انظباتی تعهد بدهد و چند نفر دیگر هم تنبیه بدنی کرد.

امتحان ترم پیام ها از درس 1تا7

امتحان ترم عربی از درس 1و2

امتحان ترجمه را صحیح کردند ولی یادشون رفت بیارند

سپس استاد با ما عکس یادگاری گرفتند و بالا خره پایان

 

تکالیف فعالیت کلاسی و نفشه ذهنی درس 7 پیامها

سلام

دوباره استاد تکلیف ها را پرسیدند و بعد گفتند که درس جدید تایپو را حل کنید و فیلم را ببینید و خلاصه را در دفتر بنویسید

زنگ نگارش

سلام

یادتون هست در هفته ی قبل یک انشا در مورد هر فصل به چز پاییز بود در این هفته بقیه ی بچه ها انشا شان را خواندند و بقیه هم به انها نظر دادند البته باز هم چند نفری نخواندند

استاد گفتند تکالیف را در همکلاسی بارگزاری می کنند

تاریخ تشکیل کلاس 1403/9/16

گزارش جلسه‌ی پنجم کارگاه اندیشه‌ورزی

سلام دوستان!
این هفته با یک جلسه‌ی پرهیجان و شلوغ در کارگاه اندیشه‌ورزی همراه بودیم. از همان لحظه‌ای که وارد کلاس شدیم، معلوم بود که انرژی بچه‌ها از همیشه بیشتر است.


آغاز جلسه با شیطنت!

قبل از شروع کلاس، همه مشغول شیطونی بودند؛ انگار همه می‌خواستند هم را به قصد کشت بزنند. از صداهای خنده گرفته تا شوخی‌هایی که کاش میشد بگویم چون بچه ها مثلا می گفتند ……….، همه چیز نشان می‌داد که حال و هوای کلاس کاملاً مثل طویله ای شلوغ است.

با ورود استاد، مثل همیشه کلاس در یک لحظه ساکت شد، اما هنوز رد پای آن همه شلوغی روی چهره‌ی بچه‌ها دیده می‌شد.


ادامه‌ی داستان زانقار پینگُولدین:

استاد داستان را از جایی ادامه دادند که شخصیت‌های اصلی با یک پرونده‌ی عجیب روبرو شدند. ماجرا هیجان‌انگیزتر شده بود و همه با دقت به داستان گوش می‌دادند. اما درست در اوج داستان، استاد توقف کردند و لبخندی زدند که معلوم بود برنامه‌ی دیگری در ذهن دارند.


پرونده‌ی قتل در کلاس!

به‌جای اینکه داستان را ادامه دهند، استاد یک پرونده‌ی قتل را به گروه‌های کلاس سپردند. حالا وقت آن بود که ما خودمان به جای کارآگاه‌های داستان عمل کنیم و معما را حل کنیم! هر گروه مشغول بررسی سرنخ‌ها، تحلیل جزئیات و بحث‌های داغ شد.

این فعالیت به قدری هیجان‌انگیز بود که حتی کسانی که همیشه ساکت بودند هم درگیر شدند. صدای فکر کردن و گاهی خنده‌های ناگهانی در کلاس پیچیده بود. و بعد از گفتن جواب توسط استاد، احساس کاراگاهی کردیم کردیم.


من خودم به جز نوشتن به این جور کار ها یعنی کار های معمایی و این بحث ها هم خوشم می آید، شما چطور؟؟؟!!

حالا جواب معمای هفته ی قبل که همه ی شما منتظرش بودید این شما و این هم جواب:

عبارت اینگونه خوانده می شود: «گندم فروشا، ار، زنی آمد، نه خود آمد ماش (ما او را) فرستادیم، به رنجش مده، برنجش بده!!!

به همین آسانی!؛ حالا معمای جدید برای هفته ی دیگر:

عبارت زیر را بخوانید:H-M-B-A-A4-B-R

راهنمایی: در شیمی به {H} چه میگوییم؟؟

حل کن و جوابو توی پیوی  من بفرست و یا توی دیدگاه بنویس. ممنون…

مستند سازی پیام ها 18 اذر ماه 1403

امروز به جای زنگ پیام ها عربی کار شد .

ازمونک از همون معجم یا همون معنی کلمات از درس 2 هر 5 بخش گرفتند .پس برای همین 10 دقیقه فرصت برای تمرین و خوانش 

معنی کلمات دادند.بچه ها درخواست میکردند که گروهی امتحان بدهیم و استاد مخالفت کردند و گفتند امتحان باید فردی باشد .

بچه ها در خواست میکردند که زمان اضافی برای خوانش عربی باشد استاددلش   سوخت و به خاطر فرخ نزاد که التماس میکرد وقت

اضافی براس خوانش عربی باشد استاد هم به خاطر این فرد عزیز و گرامی 3 دقیقه اضافی برای خواندن عربی داد . بعد از مدتی ازمونک

گرفته شد.

استاد ازمون را در سالن پایین مدرسه برگزار کرد . فرمودند اگر ببینم کسی تقلب بکند او را اخراج میکنم.این امتحان از همه ی کلمات درس 2

بود . این امتحان نمره ای بود . این نمره که همه دانش اموزان دریافت میکنند تحویل پدر و مادری داده میشود که فکر میکنند فرزندشان

عربی را بخوبی میخواند . این امتحان

خوشبختانه پله طبق تعداد صحیح امتحان دارد . این امتحان نمره منفی ندارد و هر غلط 25 صدم نمره کم میکند .

یک شنبه زنگ آخر

استاد ادیب وارد کلاس شدند و بعد صفحاتی که زنگ قبل گفته بودند را گفتند بنویسید .
آقای ادیب هر کس را صدا می زدند و خصوصی با او صحبت می کردند.
بعد آقای ادیب تکالیف را گفتند و تا آخر زنگ وقت دادن تا آنها را بنویسیم .

 

۱.تکالیف: صفحات ۸۶،۸۷،۸۸،۸۹،۹۰،۹۲،۹۳ کتاب کار

۲.تکالیف: صفحات ۴۸،۴۹،۵۰ در کتاب 

 

مهارت کتابخوانی مسوولیت

امروز استاد صبری بر خلاف همیشه که دیر می آمدند این دفعه زود تشریف آوردند سرکلاس.

پس از ورود استاد باز هم یک دعوای کوچکی سر نشستن گروه ها بر روی زمین یا مبل بود و پس از آن استاد صبری کلاس را روز تعیین کردند و بچه ها هم مانا جمع کردند  و پس از جمع کردن مانا هم استاد شب اعلان کردند و همه شروع به کتاب خواندن کردند و پساز از شب استاد یادشان رفته بود که پرچم هر گروه را چک کند و یک نکته ای را بگویند

نکته: برای خرید ملک باید به ترتیب رنگ که داخل کلاس توضیح داده شد و باز هم من میگویم باشد

ترتیب رنگ: آبی . قرمز . مشکی . سبز و هایپر دانا یا پیر دانا

چک کردن تکالیف : همان طور که انتضار میرفت هیچ یک از گروه ها پرچم نداشت به غیر از یک گروه که گروه کدخدایی بود که گروهشان همان پرچم را سریع و حول حولی درست کردند

البته گروه ما هم کم نیاورد و وسط کلاس این کار را کرد

تکلیف: خواندن کتاب البته به همان صورتی که روش پس ختام نام دارد انجام شود برای جمع آوری مانا 

مستند زنگ {فرهگ و هنر }

سلام به دوستان من امدم با یک مستند عالی انشا الله

بعد از روال هر جلسه که تخیر استاد هست استاد وارد کلاس شدند؛

تا همبن که امدند درس بدهند استاد چشمشان به تابلو افتاد که بسیار کثیف بود که پاک هم نمی شد

استاد گفتند که این تابلو خوب نیست واز مدرسه بخواهید تا عوضش کنند ، یا خودتان پول بگذارید عوضش کنید زیرا نور بازتاب شده از این تابلو بسیار بد هست .

بعد از کمی گفت و گو کیان گفت :  با الکل پاکش میکنیم پول کمی هم میخواهد .

استاد داستانی گفتند : یکی از روز های خدا ، مردی در قدیم با تیغ مو های مرد هارا میزد اما تیغ او کل شده بود و جای مو پوس سر هم میزد کسی به این مرد گفت چرا 20 دینار نمیدهی  تا تیغت نو بخری گفت : جای 20 دینار 2 دینار میدهم برای غذای بیشتر و جایش زورم بیشتر میشود و فشار بیشتر برای زدن مو های مردم میزنم 

بعد وارد درس شدیم که استاد جزوه ی دادند  چون همهی بچه ها در کلاس حضور داشتند من عکس جزوه ی اصلی را نمی گذارم . 

خدافظ دوستان عزیز و آقای فیروز نیا که انشا الله مستند من را خوانده اید و نمره کامل را برایم گذاشته اید