کلاس قرآن

سه شنبه                       بسمه تعالی                  ۱۴۰۴/۸/۱۰
آقای پورواسعی با کمی تاخیر وارد کلاس شدند فرمودند که اگر مثل الان تا آخر کلاس ساکت باشید تا تمامی بچه ها امتحان بدهند یک مثبت تشویقی کلاسی برای همه بگذارند بعد درباره امتحان روخوانی و کتبی توضیح دادند امتحان شفاهی ۱۰ نمره و امتحان کتبی ۱۰ نمره دارد امتحان کتبی شامل حفظ،تدبر و تمامی بخش های ترجمه است از درس ۱و۲ حالا امتحان روخوانی ۲ ملاک دارد روان خوانی ۲ نمره  و روخوانی ۸ نمره دارد و این توضیحات را دادند و شروع به امتحان روخوانی کردند و این دفعه از آخر لیست شروع کردند خداروشکر تمامی بچه ها خواندند اگر همه نمی خواندند منفی می گرفتیم، آقای پورواسعی فرمودند که مثبت را می گیرید داخل سامانه همکلاسی بودند که زنگ خورد محلوجی بلند شد و بدون اجازه استاد از کلاس بیرون رفت و استاد برای ما مثبت نگذاشت .

 

تکلیف: یک جلسه دوم درس سوم را حل کنید و برای امتحان فردا آماده باشید.

 

 

هنر

۲۷ مهر استاد وارد کلاس شده برای ما از پاد کست سخن گفتند ما باهم در بارهی پادکست صخن گفته و تمرین اااااااااااییییییییییییی ای ای ای ای ممممممممننم

تمرین کردیم و چند پاذ کست را گوش دا دیم

و در اخر هیچی تکلیف نداریم 

هنر

۶ ابان استاد داخل کلاس شده و دوباره ابدالاه ۴خوان رستم با یکم کمتر تپق را گفت و یزدانب ۳خوان بعدیرا گفت او با۱ تپق که رکرد ابدالاهی هنوز سر جاشه

وبعد اقای رمزان تاش با اهنگ ها الیشان به همراه کیان و شایان صادقی مارا تا پایان زنگ همراهی کردند (با کمی تپق)

تکلیف هم نداشتیم 

هنر

۲۲ مهر استاد تقریبا ۱۵ دقیقه دیر امدند و تا کلاس را آرام کنند ۱۰ دقیقه تول کشید ابدلاهی  بنری نسب کرد و چهار خوان رستم را برای ما با چندین تپق ازیم توزیع داد و کلاس زود تر از همیشه بخوان. ابدلاهی تعطیل شدیم که آقای پور واسعی این کار را توهین به معلم تلقی کرد

در پایان دوباره تکلیف نداریم

 

هنر

۱۵ مهر استاد وارد شدند و گفتند برای مان فیلم می کزارند و هر کس جک کند منفی می گرد و بعزی ها ۳تا۳تا منفی هارا زدن لا بقل فیلم دربارهی بچه ها بود که از انها باز پرسی میکردند استاد گفتند این جور فیلم ها خوب نیستند

در انتها باز هم ما تکلیفی نداشتیم

فیلم بسیار جزاب بود اگر اشک های ان پسر درون کلاس میریخت میتوانستیم شنا کنیم

هنر؟

۸ مهر استاد وا رد شدند و گفتند ما باید تا اخر سال باکمک اقای اخوان پادکستی درست کنیم وبرایما یک پاور پنت دربارهی پاد کستی به ما اراعه دادند و دوپاد کستی که یکی خوب و یکی بدمود را به ما نشان دادند استاد میخواستند به ما بگویند پدکست بسازیم اما چون بلد نبودیم از زورش در رفتیم

در نتیجه تکلیفی نداریم

هنر

۱ مهر استاد وارد شدند گفتند ای بابا دیکه نمیشود وقت را با معرفی گزراند به ما گفتند که ما هفتوم گوگولی بودیم هشتم نیمه گوگولی و نهم گوریل هستیم

و بقیی کلاس به خنده و شادی باچند منفی گزشت

تکلیف ..نداشتیم

شنبه 04/08/10 درس پیامهای اسمانی اقای عاصمی

زنگ اول کلاس پیامها

زنگ اول که امتحان داشتیم در حد نیم ساعت امتحان دادیم و بعد کلاس شروع شد.

همه بچه ها برای ازمون مخصوصا قسمت درست و نادرست اعتراض داشتند.اقای عاصمی هم گفتندمن با ارفاق به همه نمره می دهم بچه ها هم با این حرف استادخوشحال شدند.

استاد بعد از حل کردن سوال های امتحان شروع به درس دادن کردند.اول به یکی از بچه ها گفتند که از روی متن بخواند.بعد از خواندن درس استاد شروع به توضیح دادن درس کردند.بعد گفتند که هر کسی در این دنیا تسبیحات اربعه را بگوید در ان دنیا برایش خانه و یا قصری از خشت های طلا و نقره می سازند.سلطانی گفت در بچگی به ما می گفتند هر صلواتی که در این بفرستد در ان دنیا یک اجر برایش درست می کنند.بعد بچه ها شروع به صلوات فرستادن کردند.

پایان این زنگ

زنگ نگارش 6 آبان

سلام من شایان صادقی هستم و این اولین جلسه ی نگارش تو ماه آبانه آقای نصر با ورود به کلاس شروع کردن به حضور و غیاب و البته در حین حضور و غیاب تکلیف ها هم میدیدند و مثل همیشه در حین اجام این کار کلاس رو هوا بود بعد از اتمام حضور و غیاب آقای نصر گفتند امروز همه انشا هایشان را میخونند و بعد دونه دونه همه اومدن برای خوندن انشا ها و آقای نصر هم برای انشاهای ترسناک آهنگ ترسناک میذاشتن و چراغ هارا هم خاموش و پرده رو هم میکشیدند تا کلاس وایب ترسناک پیدا کنه چون موضوع انشا بیماری گوشت خواری گاو و گوسفند ها بود که البته مال بعضی ها هم مثل خودم ترسناک نبودن آقای نصر هم بعد از تموم شدن هر انشا نمره هارا میدادند و چون دیگه امتحان ها شروع شده آقا هیچ تکلیفی برای جلسه ی بعد ندادند                                                                                                               پایان

به نامه خدا

سلام آمدیم با جلسه ی مهارت روانشناسی زنگ آخر بود اقا معلم روانشناسی مون سرشون شلوغ بود و این جلسه نیامدند ‌بجایشان داداششون آمدند

داداششون خیییلی شبیه خود استاد بودند خوب بگذریم استاد وارد کلاس شدند مقدمه ای درباره ی خودشون گفتند وبه ما گفتند اگر تا آخر زنگ آرام باشید یک مثبت به کل کلاس میدهم

بچه ها خیییلی سعی کردند ارام باشند اما نتوانستند تازه چند تا منفی گرفتیم استاد درباره ی جلسات قبلی میگفتن که در جلسه ی قبلی چی می گفتیم ؟

میگفتم که نباید به کسی دروغ بگوییم مثلا من امتحان ریاضی ام را۰ گرفتم اما برای اینکه مامانم دعوا نکنند یک ۲بغلش گذاشتم تا بشود ۲۰اما این بود که مامانم باور کردند اما خودم باور کردم که من خودم ۲۰گرفتم و برای امتحانات بعدی ریاضی لای کتاب را باز نکردن و هیچی نخواندم به این کا میشه گفت دروغگویی به خود البته به بقیه هم دروغ میگوییم که کار خیییلی بدی هست اما ما نباید خودمان باور شود که واقعا من ۲۰ گرفتم یا کار های روزمره ..

معلم داشت این حرف هارا میزد تا زنگ خورد و بچه ها مثل … از زندان آزاد شدند البته اشتباه گفتم زنگ آخر نبود زنگ یکی مونده به زنگ بود .😀♥️

«امید وارم از مستند سازی جلسه ی اول من خوشتون بیاد تا مستند سازی دیگه خدانگهدار🖐️

تهیه کننده :محمد امین ستاری فر