مستند فارسی زنگ اول404/8/28
بسم الله الرحمن الحریم
امروز آخرین جلسه ی نگارش در آبان ماه بود امروز آقای نصر با ورود به کلاس کلاس فرهنگ و هنر و نگارش رو قاطی کردن و یک سری موضوعاتی که بیشتر میخورد مربوط به فرهنگ و هنر باشه رو توضیح بدن بعد به رمضان تاش سپرد که پوشه ی بچه ها رو درست کنه بعد هم دونه دونه بچه ها رو صدا کرد تا بیان و یا انشایشان رو بخونن یا ایراداتشان رو بگن بعد چند نفری شروع کردن به خوندن انشای هفنه قبل یعنی انقلاب دانش آموزا و گرفتن مدرسه بعد هم دوباره طبق معمول هر هفته کلاس ریخت بهم و بچه ها شروع کردن به صحبت و آقا هم به زور تونستن با چند گذاشتن چند منفی بچه هارو ساکت کنند بعد هم تکلیف رو گفتند و تمامم
تکلیف و موضوع انشای هفنه بعد:پدر و مادرتان به شما گفته اند که آنها شمارا به دنیا نیاورده اند و شما از طرف آدم فضایی ها آمدید
پایان خداحافظ
استاد با روی خوش وارد کلاس شده روی صندلی خود نشستند به سر و صدای بچهها کاری نداشتند بعد از چند دقیقه به بچهها گفتند ساکت باشید میخواهند مطلب مهمی بگویند یکی از بچهها پرسید نمرات ما چند شده است استاد گفتند به همه ما ارفاق کردهاند و گفتند به همه ۲۰ دادند ما خوشحال شدیم و کمی دوباره سر و صدا اوج گرفت سر و صدا همینطور پیش رفت تا اینکه تقریباً نصف کلاس تمام شده بود بعد از ۲۰ دقیقه ابطحی توانست برای ما یک اسپیکر بیاورد استاد میخواستند فیلمی برای اما به خاطر سر و صدای زیاد بچهها برای ما فیلم نگذاشتند و چند دقیقه آخر کلاس هم به سر و صدا تمام شد
سلام به هممگی .
وقتی تقای معتمدی وارد کلاس شدند یکم خوش و بش کردند و با بچه ها شوخی کردند و بعد شروع کردن به تدریس
من پای تخته رفتم از من پرسیدند اگر هوا پیما اتش بگیره ما باید چگونه حرکت کنیم داخل هوا پیما بایستیم یا چهار دست و پا بریم ؟ من جواب سوال رو بلد نبودم و یک چک خوردم و نشستم استاد جواب سوال را دادند و نسبت به همون تدریس کردند
استاد پنج شیش تا از همین دسته سوالات از بچه ها پرسیدند و نسبت به همون ها خاطره گفتند و تدریس کردند و بعد کتاب وزارتی را باز کردند و چند صفحه را خواندند و فرمول حفاظت کاتدی را گفتند و زنگ خورد
پایان