۱۱/۱ زنگ سوم فارسی

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند و امتحان بچه ها را که زنگ قبل وقت نشده نمره اش را خواندند.وبعد یک کتاب آقای صادقی از کیفشان در آوردند و برای ما شعر خواندند. اسم کتاب از خودت برایم بگو بود وبعد یک کتاب از فاضل نظری برایمان که اسمش کتاب بود خواندند. و کتاب بعدی دوباره از فاضل نظری بود که اسمش آنها بود همین طور که آقای صادقی کتاب می خواندند کتاب قبلی هم که به ما داده بودند بخوانیم یکی از بچه ها آن را لوله کرد برای همین آقای صادقی گفتند کتاب هایتان را باز کنید . و درس ۹را نصفش را خواندیم وبعد آقای درباره ی اینکه کتاب های فارسی شما بدرد نمی خورد و داشتند درباره ی همین چیز ها می گفتند که زنگ خورد.

 

 

 

پایان

مستند فارسی زنگ اول 404/11/1

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اقای صادقی که وارد کلاس شدند سپس اقای محمودیان وارد شدند و دنبال رضایت نامه های فوتبال بودند که کارشان را انجام دادند و رفتند و بعد ماا بد بخت شدیم  و بعد اقا سوالات امتحانی که قرار بود بگیرند را پای تابلو نوشتند و سوالات از معنی درس 8 و و مشخص کردن گروه اسمی و بعد امتحان که تمام شد اقا جواب امتحان را پای تابلو نوشتند و هیچ کس همهی گروه اسمی هارو کامل ننوشته بود و خیلی بد شد و بعد مظاهری مهر تکلیف های ردیف راست که فعالیت نوشتاری درس 8 بود را دیدو ازادی سمت چپی هارو و بعد برگه ها را اقا به خودمان داد و خودمان نمره دادیم از 8 نمره بود و خوب نمره کامل که صد درصد نداشتیم و خوب اکثر نمره ها خوب نبوود ولی شاید قابل قبول بود و بعد زنگ خورد….

مستند فارسی زنگ اول 404/10/17

به نام خدا

ما امروز امتحان املا داشتیم و امتحان مارا زنگ اول گرفتن امتحان هفتمی ها زنگ دوم امتحان نهمی ها یا زنگ سوم یا چهارم بعد که ما زنگ اول اقای محمودیان دستشان درد نکنه خیلی خوب و اروم متن املا را برایمان خواندند و بعد از این که امتحان تموم شد به کلاس رفتیم و خوب فهمیدیم اقای صادقی هنوز نیومدند و اقای صیاد زاده اومدن سر کلاس و به ما گفتن که العان پنج دقیقه به جای زنگ صبحگاه اگه چیزی میخواهید بخورید’بخورید تا دبیر صادقی بیایند سر کلاس و بعد ما بعد از خردی که اقای صادقی امدند و بچه ها را یکی یکی صدا زد و نمره برگشون رو خیلی سریع تصحیح کردند و نمرشون رو بهشون میگفتن و ثبت میکردند که خوب نوبت هممه نشد………

۱۰/۱۸ زنگ سوم فارسی

سلام بالاخره بعد از ۳ هفته برگشتیم به مدرسه خب بریم سراغ زنگ سوم فارسی آقای صادقی وارد کلاس شدند و دیدند که کلاس بهم ریخته است برای همین ما را مثل سرباز ها تو سربازی ما را سرا پا نگه داشتند و ما حق نداشتیم که که لبخند بزنیم . وبعد آقای صادقی تک به تک به ما می‌گفتند که بشینیم بعد آقای صادقی نمرات کسانی که زنگ قبل وقت نشد خواندند . بعد حکایت خودشناسی را خواندیم وآقای صادقی معنی حکایت را می گفتند وبعد سراغ درس ۸ رفتیم و آقای صادقی به بچه ها گفتند که چه کسی می تواند که درس ۸ را بخواند و بعد چند نفر از بچه ها خواندند و بعد آقای صادقی معنی شعر را تا بیت ۶ معنی را گفتند وبعد. زنگ خورد.

 

 

 

 

پایان

مستند فارسی زنگ اول 404/10/24

به نام خدا

 

اقا بعد از اینکه وارد کلاس شدند سوال محلوجی را جواب دادند که از حکایت بود و بعد گفتند یه پرسش کلاسی داشته باشیم و بعد فقط از 2و3 نفر روانخوانی درس 8 که شعر بود را پرسیدند که یکی از انها خودم بودم و بعد رفتند سراغی معانی بیت های همین شعر که نصف اش مانده بود را گفتند و بعد وقتی بیشتر معانی را گفتند اقا به ذوالفقاری گفت چرا ساکتی سرماخوردی ؟ او گفت که نه دندانم درد میکند و از این جا بود که ماجرا به دندان عقلو اینها کشیده شد و اقا  گفت یکی از بد ترین لحظات عمرتون شاید کشیدن دندون عقل است و یکم بحث کردیم و بعد بقیه معانی رو هم گفتند که تازه بد بختی شروع شد بعد گفتند هفته اینده ازمونک داریم از همین درس 8 و حکایت قبلیش و بعد گفتند زنگ بعدی گروه اسمی که تنها چیزی که تو امسال یکم سخته و یاد میگیرین همین است و زنگ بعد هم یاد دادند و گفتند تو امتحان میاد و خوود ارزیابی درس 8 را هم گفتند و حل کردیم و نگفتند فعالیت نوشتاری را اش را هم حل کنیم ولی حل کنید

فارسی زنگ دوم

به نام خدا

 

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ    پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

 

هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییسسس

 

تنها صدایی که از بچه ها در میامد همین بود و دلیلش داستان قیصر امین پور بود که باید گزارش می کردیم .

بلاخره بعد از کلی کلنجار توانستیم آقای صادقی را راضی کنیم تا داستان را به

زمان دیگری موکول کنند.

بعد از تمام شدن این ماجرا استاد بودجه بندی امتحان را اعلام و خاتمه کلاس را

اعلام کردند.

فارسی درس های 1تا 7
املا درس های 2 و 3 و 4 و7

۹/۲۶ زنگ سوم فارسی کوشش

سلام آخرین مستند سازی ترم اول من یعنی روز آخر در ترم اول زنگ سوم بود . بچه ها سر صدا می کردند که یهو آقای صادقی وارد کلاس شدند. بچه ها اول اسرار می کردند که آقای صادقی ازشون امتحان روخوانی بگیرد. ولی آقای صادقی گفتند حالش رو ندارم . اما بعد   بچه ها به آقای صادقی گفتند که نمره های مستمر آبان رو بگید .آقای صادقی گفتند که گوشیم تو شارژ هست . به یکی از بچه ها گفتند که گوشیه آقای صادقی رو بیاره. وبعد آقای صادقی نمره هارا خواندند. و تاکید کردن که من به شما نمره قرض دادم اگر در امتحان دی نمره تان کم شود از مستمر  اردیبهشت کم می شود گفتند که برای امتحان دی این موارد را بخوانید.😜

    1. درک مطلب درس ها

    2. تاریخ ادبیات

    3. معنی شعر ها

    4. معنی کلمات

    5. نقش های دستوری.                                                                             پس بچه بخوانید تا نمره تون خوب بشه😜.                                                        به امید دیدار تا در ترم دوم ☺️.                                           پایان

مستند فارسی زنگ اول 403/9/26

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

اقا این دفعه که خیلی هم بارون می امد برخلاف همه روز ها دور امدند بعد کلی که من شک کردم که اقا ی صادقی توی دفتر استراحت دبیران باشد رفتم به اقا ی اخوان گفتم که اقای صادقی اینجا هستند و اقای اخوان هم فهمیدند که ما معلم نداریم و بعد امدند سر کلاس ما و تحلیل های کارنامه بچه ها ودفتر بر نامه ریزی انها را دیدند که تا میومد به غیور برسه اقا ی صادقی امدنددد و بعد یکم تعریف کردند چرا دیر شدو بارون و ترافیک و این حرفا بعد اقا گگفتند برای روخوانی اماده هستید ما هم گفتیم بله  ونفرات اول لیست بهشان  درس 3 کتاب برای روخوانی افتاد تا حدود علیرضا سلطانی درس 3 را خواندند  و نفر بعدی او یعنی پویا سلطانی درس 4 راخواند و بعد در زمان همان دانش اموز به درس 7 پریدیم و بچه های دیگر درس 7 را خواندند و باز هم چندی از بچه درس 3 را خواندند

فارسی

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد صادقی وارد کلاس شدند و مقداری با بچه ها صحبت کردند و گفتند امتحان املا را زنگ اخر می گیرند و بعد گفتند امتحان از درس ستایش تا درس هفتم است که امروزدرس خواهم  داد .بعد پزشکی که بدون اجازه داشت چایی می خورد را استاد دیدندش و با نماینده و بطری فلاسکش او را در پی منفی انظباتی  فرستادند. او هم ترسید و فلاکسش را بر بالایی ترین پله ی منتهی به پشت بام مدرسه انداخت و استاد گفتند حالا بشین سرکلاس و سلیمانی را بدلیل انکه  پزشکی که توسط سلیمانی دست گیر شده بود را بدیل اینکه اجازه داده بوده پزشکی مدرک جرم را از بین ببرد خیلی سسرزنش کردند و بعد هم درس هفتم را درس دادند راستی فعالیت های نوشتاری را هم خودم جعفری که نماینده استاد بودیم چک کردیم. اقایان مصری نژاد و پزشکی ننوشته بودند. و من انها را در لیست ذخیره کردم  و بعد از درس دادن درس هفت گفتند که برای زنگ اخر یک برگه برای املا جلویتان باشد. این بود سرگذشت ذنگ فارسی هفته ی گذشته.

پایان

۹/۱۹ زنگ سوم فارسی

سلام دو باره روز چهار شنبه و زنگ فارسی  ولی این دفعه شیشه فروش تعطیل نکرده بود . 🥴 و کلاس ها حضوری بود . آقای صادقی با کتاب کار ریاضی و علوم وارد کلاس شدند. بچه هایی که جلوی کلاس بودند .تعجب کردند . و بعد آقای صادقی گفتند یک برگه روی میز بگزارید.😨😵‍💫و بعد گفتند کی میگه که نمره املاش ۲۰میشه بیشتر بچه ها ادعا می کردند . و بعد  آقای از  آقای الماسی دعوت کردند که از متن درس ۲ را بخوانند. و قسمتی از درس ۳را خواندند و بعد آقای صادقی آقای را ذوالفقاری را صدا زدند . ایشان هم قسمتی از سه را خواندند . و بعد آقای ابطحی قسمتی از درس ۴ را خواندند وآقای صادقی گفتند که برگه ها بالا😨😓و بعد برگه هر کس را به یکی از بچه ها دادند. بچه ها باید تصحیح می کردند بعد از تصحیح باید نمره ی برگه ای که دست شما بوده را می خواندید. وبعد که همه نمره هارا گفتند آقای صادقی از روی لیست همش را خواندند .😳😳 بالا ترین نمره آقای الماسی با نمره ۲۰شدند.من خودمم هم دوم با نمره ی ۱۹.۵وبقیه بچه ها بعد معلوم شد که کتاب کار مال نصر از کلاس تلاش بوده وآقای صادقی از اون کتاب هایش را گرفته بود .ونصر کتاب هایش را می خواست😀😀☺️وبعد زنگ خورد.                                                                                                                                                                      پایان