فارسی زنگ دوم

به نام خدا

 

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ    پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ

 

هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییسسس

 

تنها صدایی که از بچه ها در میامد همین بود و دلیلش داستان قیصر امین پور بود که باید گزارش می کردیم .

بلاخره بعد از کلی کلنجار توانستیم آقای صادقی را راضی کنیم تا داستان را به

زمان دیگری موکول کنند.

بعد از تمام شدن این ماجرا استاد بودجه بندی امتحان را اعلام و خاتمه کلاس را

اعلام کردند.

فارسی درس های 1تا 7
املا درس های 2 و 3 و 4 و7

۹/۲۶ زنگ سوم فارسی کوشش

سلام آخرین مستند سازی ترم اول من یعنی روز آخر در ترم اول زنگ سوم بود . بچه ها سر صدا می کردند که یهو آقای صادقی وارد کلاس شدند. بچه ها اول اسرار می کردند که آقای صادقی ازشون امتحان روخوانی بگیرد. ولی آقای صادقی گفتند حالش رو ندارم . اما بعد   بچه ها به آقای صادقی گفتند که نمره های مستمر آبان رو بگید .آقای صادقی گفتند که گوشیم تو شارژ هست . به یکی از بچه ها گفتند که گوشیه آقای صادقی رو بیاره. وبعد آقای صادقی نمره هارا خواندند. و تاکید کردن که من به شما نمره قرض دادم اگر در امتحان دی نمره تان کم شود از مستمر  اردیبهشت کم می شود گفتند که برای امتحان دی این موارد را بخوانید.😜

    1. درک مطلب درس ها

    2. تاریخ ادبیات

    3. معنی شعر ها

    4. معنی کلمات

    5. نقش های دستوری.                                                                             پس بچه بخوانید تا نمره تون خوب بشه😜.                                                        به امید دیدار تا در ترم دوم ☺️.                                           پایان

مستند فارسی زنگ اول 403/9/26

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

اقا این دفعه که خیلی هم بارون می امد برخلاف همه روز ها دور امدند بعد کلی که من شک کردم که اقا ی صادقی توی دفتر استراحت دبیران باشد رفتم به اقا ی اخوان گفتم که اقای صادقی اینجا هستند و اقای اخوان هم فهمیدند که ما معلم نداریم و بعد امدند سر کلاس ما و تحلیل های کارنامه بچه ها ودفتر بر نامه ریزی انها را دیدند که تا میومد به غیور برسه اقا ی صادقی امدنددد و بعد یکم تعریف کردند چرا دیر شدو بارون و ترافیک و این حرفا بعد اقا گگفتند برای روخوانی اماده هستید ما هم گفتیم بله  ونفرات اول لیست بهشان  درس 3 کتاب برای روخوانی افتاد تا حدود علیرضا سلطانی درس 3 را خواندند  و نفر بعدی او یعنی پویا سلطانی درس 4 راخواند و بعد در زمان همان دانش اموز به درس 7 پریدیم و بچه های دیگر درس 7 را خواندند و باز هم چندی از بچه درس 3 را خواندند

فارسی

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد صادقی وارد کلاس شدند و مقداری با بچه ها صحبت کردند و گفتند امتحان املا را زنگ اخر می گیرند و بعد گفتند امتحان از درس ستایش تا درس هفتم است که امروزدرس خواهم  داد .بعد پزشکی که بدون اجازه داشت چایی می خورد را استاد دیدندش و با نماینده و بطری فلاسکش او را در پی منفی انظباتی  فرستادند. او هم ترسید و فلاکسش را بر بالایی ترین پله ی منتهی به پشت بام مدرسه انداخت و استاد گفتند حالا بشین سرکلاس و سلیمانی را بدلیل انکه  پزشکی که توسط سلیمانی دست گیر شده بود را بدیل اینکه اجازه داده بوده پزشکی مدرک جرم را از بین ببرد خیلی سسرزنش کردند و بعد هم درس هفتم را درس دادند راستی فعالیت های نوشتاری را هم خودم جعفری که نماینده استاد بودیم چک کردیم. اقایان مصری نژاد و پزشکی ننوشته بودند. و من انها را در لیست ذخیره کردم  و بعد از درس دادن درس هفت گفتند که برای زنگ اخر یک برگه برای املا جلویتان باشد. این بود سرگذشت ذنگ فارسی هفته ی گذشته.

پایان

۹/۱۹ زنگ سوم فارسی

سلام دو باره روز چهار شنبه و زنگ فارسی  ولی این دفعه شیشه فروش تعطیل نکرده بود . 🥴 و کلاس ها حضوری بود . آقای صادقی با کتاب کار ریاضی و علوم وارد کلاس شدند. بچه هایی که جلوی کلاس بودند .تعجب کردند . و بعد آقای صادقی گفتند یک برگه روی میز بگزارید.😨😵‍💫و بعد گفتند کی میگه که نمره املاش ۲۰میشه بیشتر بچه ها ادعا می کردند . و بعد  آقای از  آقای الماسی دعوت کردند که از متن درس ۲ را بخوانند. و قسمتی از درس ۳را خواندند و بعد آقای صادقی آقای را ذوالفقاری را صدا زدند . ایشان هم قسمتی از سه را خواندند . و بعد آقای ابطحی قسمتی از درس ۴ را خواندند وآقای صادقی گفتند که برگه ها بالا😨😓و بعد برگه هر کس را به یکی از بچه ها دادند. بچه ها باید تصحیح می کردند بعد از تصحیح باید نمره ی برگه ای که دست شما بوده را می خواندید. وبعد که همه نمره هارا گفتند آقای صادقی از روی لیست همش را خواندند .😳😳 بالا ترین نمره آقای الماسی با نمره ۲۰شدند.من خودمم هم دوم با نمره ی ۱۹.۵وبقیه بچه ها بعد معلوم شد که کتاب کار مال نصر از کلاس تلاش بوده وآقای صادقی از اون کتاب هایش را گرفته بود .ونصر کتاب هایش را می خواست😀😀☺️وبعد زنگ خورد.                                                                                                                                                                      پایان

ساکت ترین زنگ فارسی

به نام خالق جهانیان


ماییم و می و مطرب و این کُنجِ خراب           جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

 

خیام

 

خب سلام به همگی عزیزان

آقای صادقی وارد کلاس شدند و املا را شروع کردند.

اما نه خودشان املا را به آقای نصر سپرده تا ایشان املا را بخوانند.ایشان بعداز

خواندن چند خط سوتی عجیبی داده و آقای صادقی خود سکان املا را بر عهده

گرفتند.

اما بعد از جمع آوری برگه استاد فرموندند اگر سکوت را تا پایان زنگ رعایت کنید.

یک تا دو نمره به نمره همه اضافه خواهند کرد.

و بچه ها همه دست به دست هم داده تا کل کلاس دو نمره را بگیرند.

و صد درصد میتوان به این زنگ آرام ترین و ساکت ترین و با نظم ترین زنگ فارسی

عمرمان بود.

فعلا خدانگهدار

مستند فارسی زنگ اول 404/9/19

بسم الله الرحمن الرحیم

 

     اقا وارد کلاس شدند و سپس درس7 را به مساح گفتند بخواند ولی قبلش گفتند که هفته بعد امتحان روخوانی میگیرند از درس 1 تا درس7 و بعد گفتند 5 نمره دارد روخوانی و درضم فعالیت نوشتاری های درس 6 را دیدند و بعد هم گفتند تو امتحان کتبی سوال شعر حفظی هم میاد یه سوال از شعر شوق مهدی و یک سوال از شعر قوی زیبا و گفتند فقط لازمه جواب یکی اش را بنویسید و هر کدوم را که دووست دارید حفظ کنید و تو امتحان جوا ب بدید و اقا اطلاعاتی درباره بحلول دادند که مال درس 7 بودکه گفتند که هنوز بر سر بودن و راست بودن بحلول و وجود اون بحث و جدل و گفتند که بحلول خیلی ادم دانایی بوده و لی در ضاهر خودشو یه ادم دیوانه و روانی به همه نشون میداده و بعد اقا به حسن پور گفتند که بخواند وبعد اق توضیحاتی   درباره زمان عباسیان دادند که با چه شعاری به حکومت رسیدند و این جور حرف ها و بعد تمام شدن متن بحث به روز مادر کشیده شد اقا گفتند که قدر مادر هایتان را بدانید و انها برای بزرگ کردن شما خیلی زحمت کشیده اند واقا گفتند حتما حتما میرید خونه دست مادر هاتون رو ببوسید

فارسی سید امیر عباس موسویان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بچه ها اومدم با یک مستند سازی جالب دیگه برای شما و معلمان عزیز.

از انجا که کلاس انلاین بود، با تاخیر کمی وارد کلاس شدند استاد. استاد گفتد درس شش را معنی کنیم و بخوانیم و گفتند در بیت شماره 9 شعر راه نیکبختی گفتند آن رًوی است نه روی و گفتند روی یک فلز زینک است. و بعد شعر را معنی کردن

                                                                                معنی درس6

 

– زین گفته، سعادت تو جویم ◈※◈ پس یاد بگیر هرچه گویم

معنی: من با این سخن به دنبال خوشبختی و نیک بختی تو هستم، به آنچه می‌گویم گوش بده و آن را به خاطر بسپار.

 

– می‌باش به عمر خود سحر خیز ◈※◈ وز خواب سحرگهان بپرهیز

معنی: در تمام طول عمر خود سحر خیز باش و از خواب شیرین صبح‌گاهی دوری کن.

 

– با مادر خویش، مهربان باش ◈※◈ آماده خدمتش به جان باش

معنی: با مادر خود مهربان باش و با جان و دل آماده خدمت کردن به او باش.

 

با چشم ادب نگر پدر را ◈※◈ از گفته او مپیچ سر را

معنی: با ادب و احترام به پدرت رفتار کن و به سخنانش گوش کن و سر پیچی نکن.

 

– چون این دو شوند از تو خُرسند ◈※◈ خرسند شود ز تو خداوند

معنی: وقتی که پدر و مادر از تو راضی باشند، مطمئنا خداوند هم از تو راضی می‌شود.

 

– چون با ادب و تمیز باشی ◈※◈ پیش همه کس، عزیز باشی

معنی: در صورتی نزد همه عزیز و گرامی هستی که مؤدب و پاک باشی.

 

– چون با ادب و تمیز باشی ◈※◈ پیش همه کس، عزیز باشی

معنی: در صورتی نزد همه عزیز و گرامی هستی که مؤدب و پاک باشی.

 

– می‌کوش که هر چه گوید استاد ◈※◈ گیری همه را به چابکی یاد

معنی: تلاش کن تا مطالبی را که استاد می‌فرماید سریع یاد بگیری.

 

– زنهار مگو سخن به جز راست ◈※◈ هر چند تو را در آن، ضررهاست

معنی: مبادا سخن دروغ بگویی، همیشه راست بگو حتی اگر باعث ضرر و زیان تو باشد.

 

– هر شب که روی به جامه خواب ◈※◈ کن نیک تأمل اندر این باب

معنی: هر شب هنگام خواب در رختخواب به این موضوع فکر کن…

 

– کان روز به علم تو چه افزود ◈※◈ وز کرده خود چه بُرده‌ای سود

معنی: که در آن روز چه مطالب آموزنده‌ای یاد گرفته‌ای و چه چیزی به دانش تو افزوده شده است و از اعمال خود چه بهره‌ای برده‌ای؟

 

– روزی که در آن نکرده‌ای کار ◈※◈ آن روز ز عمر خویش مشمار

معنی: روزی را که در آن کار مفیدی انجام نداده‌ای، آن روز را جزء روزهای عمر خود به حساب میاور.

 

تا استاد اینها را گفتند کلاس تمام شد و گفتند که تکلیفتان برای جلسه اینده فعالیت نوشتاری درس 6 است.

 

سعدیا عمر گران مایه به پایان آمد

همچنان قصه سودای تو را پایان نیست (سعدی)

پایان

با تشکر از شما که می  خوانید.

منتظر یک مستند سازی دیگه از من باشید……

مستند فارسی زنگ اول 404/12/9،کوشش

بسم الله الرحمن الرحیم

اقا پس از تاخیری کو چک واردد کلاس مجازی شدند .و بعد گفتند که روی درس 6 یه مروری داشته باشیم و بعد به مسا ح گفتند و او هم شعر درس 6 را یه بار دیگه خوند که خوب او هم خواندنش چنگی به دل نزد و بعد دوباره انکار کردن ها شروع شد  وبعد اقا گفت که شما باید شب قبلش درس را خوانده باشید و بعد اقا به ذوالفقاری هم گفت که بخونه و بعد صدای ذوالفقاری هم یک هو وسط خوندن قطع شد پس اقا مظاهری را برگزید و او برایمان خواند  وبعد اقا حسن پو را انتخاب کرد وو او هم ااز خود صدایی تولید  نکرد پس اقا  زجاجی را انتخاب کرد و زجاجی هم در بیت اول اقا را نا امید کرد بعد اقا گفت این 6 تا بیت فارسی هم نوشته هر کس می اید از قبلی بد تر و بعد به غیور گفتند بخونه که بد نخوند و بعد اقا الماسی را صدا زد برای خوندن و بعدش طباطبائیان خوند و بعد اقا گفت یه نکته و بعد گفتند اقا که من یه عکس نشونتون میدم و میخوام که با  دقت نگاه کنید اقا مرور گرشون رو برامون اورده بودند که تو ش  روی سرچ کرده بودند و به ما میگفتند که این تو شعر ما اصلا نیست و شعر ما روی است و بعد به پویا سلطانی گفتند بخونه و او هم اصلا صداش نمیومد فقط موقعی می امد که میگفت دارم میخونم  و بعد ازادی را صدا زد که خوب خواند و بعد سعیدی را برای خواندن انتخاب کردند و سعیدی هم خوب خواند و بعد به عبد اللی اقا گفت که میکروفنش رو باز کند وبیت 6 را معنی کند و او هم معنی اش را گفت وو بعد به رمضان تاش گفتند بیت 9 را بخوانند و معنی کنند و او هم اشتباه گفت و بعد به سلطانی گفت معنی همین بیت را بگه و بعد اقا به یزدانی گفتند که بیت اخر را معنی کند و او هم معنی کرد و درست هم بود و بعد به منعمیان گفت 3 تاا بیت اول را بخواند و معنی کند و او هم خیلی خوب معنی کرد و یه بیت دیگه هم معنی کردو رفت و بعد اقا غیور را صدازد که او هم جواب داد و بعد از من  و طباطبائان که اصلا خوب جواب ندادیم و گفتند حالمو بد کردید و بروید تا زنگ سوم