خلاصه زندگی 4شنبه 30 ابان

اقای فیروز نیا گفتن که هر هفته گروهی میز و نیمکت هارا جمع کنه و دور کلاس بگذارند و ان روز نوبت گروه 2بود و انها با کمی تاخیر این کر را کردند و بعد ما وارد کلاس شدیم و اقا امد و اول نکاتی را به ما گفتند .گفتند که ما نباید شوخی ها ی بی مورد کنیم و شوخی هارا زود جمع کنیم و نباید ابومون بره و ما همه در برابر هم مسعولیم ونباید عین برره باشیم و نباید شوخی هایمان بیرون درز کنه مانند ان ارد که رفتیم با اینکه بمون تذکر دادند باز هم ما وقتی یه کلاس دیگه دیدیم شروع کردیم بگیم که اه این چرا چک و چله است چرا این یکی دستش تو چشاشه یا وقتی این یارو یه چی گفت ما هی چنگیز و ………. در اوردیم و و ما   و اینا و معلمان از دستمان کفری اند و خلاصه انقدر گتری زندگی نکنین و انقدر من فلاور نباشید وبعد ما رفتیم سراغ  باشگاه مغز اول از همه اقا در مورد حامد اختیاری نویسنده کتاب و اینکه الان ایشون در امریکا هستن و میروند و می ایند که خودش به همین روش باشگاه مغز توانسته انقدر رشد کنه که ایشون در شه ها و روستاهای مختلف میرند و می ایند و این کتاب را اموزش میدهند تا  مغز همه واشه و گفتن یکی از رفیقاشون تو اردوی مشهد به نام ازاد پرور در نیم ساعت کتاب ابراهیم هادی  را خونده و خلاصه اش را گفته وبعد یک ص باشگاه مغز را باز کردیم و در ان ص 15شکل بود که باید در 20ثانیه باید حفظ می کردیم بعد هیشکی نتونست بگه کلشو ولی خود اقا با استفاده از داستان سازی همه را گفت و فت این طوری حفظ کنی تا 10 سال یادت میمونه ولی اگه ساده حفظ کنی فرداش یادت میره و ما می انیم درس را این جوری حفظ کنیم که طوری هم نیست اگه 4 تا مطلب چرت و پرت را به هم ربط بدی ویک مثال برای علوم زدند = وحید شمسایی گفتن ایشون پیش ما عیت بتن میمونه و ش اش برای شن و م اش برای ماسه وس اش برای سیمان و ا اش برای اب است و این مواد سازنده ی بتن است و رفتیم سراغ یه چالش دیگه تو باشگاه به نام سبز سفید زرد قرمز و اقا به هرکی تونست بگه بلیسی میداد و رفتیم سراغ یه چالش دیگه که باید فرق 2 شکل را که هواپیما بودند را می فهمیدیم و زمان مون رو هم بویسیم باید 7 تا فرق پیدا  میکردیم بعد رفتیم سراغ ص 13 تمرین 4 چالش اسم فامیل و چند تا اسم خود اقا گفتن به نامه چکامه وچکامک ویکی دیگه که من 1کلمه اش را روی کیبورد پیدا نکردم و تو این چالش اگه زیر 3 دقیقه میزدیم یعنی مخ ها اکبند است و در هر چالش اقا به هرکی تونست بلیسی میداد وبعد رفتیم ص 11چاش بعدی چن تا دست بود وما باید دست چپا را می شموردیم و اگر مغز فعال بود باید زیر 13 ثانیه بدست می اوردیم  و بعد ص 14 را خواندیم =مشکلات مغزی شایع و اقا گفتن 5 دقیقه دیکه وقت تمومه و زنگ میخوره هن هستند به غول اصفهانیا یعنی دیر لود میکنند و بعد گفتند 4شنبه ص20تا21 را حل کن 5شنبه ص22و23را حل کن6شنبه اه جمعه  ص24 و0شنبه اه شنبه ص25و26 حل کنید

مستندسازی روزچهارشنبه 1403/8/30(زنگ اول=علوم)

سلام رفقا


وقتی وارد مدرسه شده بودم خیلی استرس داشتم چون می خواستم حدیث کساء بخوانم! من کلاَ وقتی میخواهم یه کار مهمی بکنم همینجور استرس می گیرم.

بلاخره با لرزش دست و صدا توانستم نصف حدیث کساء را بخوانم. بعد از حدیث کساء ازما  با چایی پذیرایی شد.

زنگ اول علوم داشتیم باید سریع وارد کلاس می شدم نه الا سر و کارم با آقای فیروزنیا بود و دفتر.  با تمام سرعت دویدم تابه کلاس برسم. وقتی استاد آمد به ما گفت:

“بچه ها  هر کس با گروه خودش به طبقه ی پایین بره و درس5 را با هم دیگه بخونید مزاحم کلاس ها هم نباشید.یاعلی بفرمائید”

بچه ها قبل از اینکه به طبقه ی پایین بیایند از استاد از امتحان ها پرسیدند اما استاد گفت:(من اصلاَ آنها را تصحیح نکرده ام!) بچه ها که ناامید شده بودند به طبقه ی پایین رفتند.

هرگروه سر جایش نشسته بود و درس5 را می خواند.

درس نسبتاَ سختی بود و خیلی نکته داشت برای همین استاد نکات مهم درس را روی تخته می نوشت مثلاَ توضیح داد که چگونه آهن را بدست می آورند.

استاد به هر گروهی که مشکلی داشت کمک می کرد و برای آن گروه بیشترتوضیح می داد.

و بعد از خواندن کمی از درس زنگ خورد.

در پناه حق

مهارت های امیر عباس جعفری

بسمه تعالی

باسلام

من امیر عباس جعفری هستم و امروز اومدم مهارت هایم را تبدیل به مستند کنم

  1. یکی از مهارت های من در درست کردن کیک است

2.یکی دیگر از مهارت های من مهارت در هوش مصنوعی است

3.یکی دیگه از مهارت های من که شاید مهارت به حساب نیاد اطلاعات عمومی هست من بسیار ازلاعات را درون دهنم دارم اما دیگه نمیشه از دهنم عکس گرفت برای سند دار کردنش

4.یکی دیگه از مهارت های من های من ساختن خانه است البته نه توی دنیای ئاقعی بلکه در دنیای ماینکرافت

5.البته من توی رشته های بدمینتون و شنا و کتابخوانی هم مهارت دارم البته عکسی ندارم که بخواهم ان را ثابت کنم

پس تا درودی بد بدرود

معرفی من بخون تا بفهمی کیم

به نام خدا
اگه گفتی من کیم ؟سلام پس جوابت کو
من یه اصفهانیم و خیلی سعی می‌کنم لحجه داشته باشم من والیبالو خیلی دوست دارم من با بابام میرم کار نصب پرده من موتور خیلی دوست دارم ولی هیچی ز موتور نمی‌دونم بسیجیم کارت دارم چرخ سواری خیلی خوب بلدم من علاقه زیادی به گوشی تلویزیون کامپیوتر و چیزهای الکترونیکی دارم من عاشق ماکارونی کله پاچه خیلی خیلی آبگوشت دوست دارم به قول مادر بزرگم آبگوشت غذای لذیذی است می خوام دکترای دکتری بگیرم قبلاً مکانیک رفتم ولی هیچی از ماشین بلد نیستم آپاراتی رفتم لوازم تحریری رفتم یعنی کار کردم در ضمن یادم رفت اصلاً اصلاً فوتبال دوست ندارم به جاش عاشق گل یا پوچ م و مهارت نسبتاً زیادی توش دارم

معنی زندگی من بسیجی شدن و رئیس بسیج شدن و هدفم رئیس بسیج و دکتر شدن

 

من امیرعلی رفیعی زاده ۱۰ اسفند سال ۱۳۹۰ هستم

زندگی نامه امیرحسین خورشیدی

زندگی ،من امیر حسین خورشیدی متولد: (سال ۱۳۹۰ ) (ماه اسفند) (روز یکم)
نام پدر : نمی‌گویم نام مادر : نمیخوام بگم
کد ملی 🚫 محل تولد: یه جای باصفا
خب بریم سراغ مطالب دیگر:

  1. من در رشته ورزشی کاراته رتبه ی سوم کشوری را دارم.
  2.  من در رشته ی کشتی مقام اول استانی دارم. 
  3. و در رشته های زیادی از ورزش سر رشته دارم مانند🙁 اسکیت کفش ،شنا   و……………………)
  4. من به درس علوم تجربی بخش پزشکی و جغرافیا علاقه دارم.

 

بنده در آینده ه ه ه ه ه ه میخواهم جراح قلب و عروق شوم و در کنکور ،دیگه همونایی که میدونید
و همه میگن ولی من میخوام رتبه‌ی ۲ یا ۳ بشوم
دروغ گفتم میخواهم رتبه ی ۱ شوم .
بعد از آن من میخواهم پول دار ترین انسان موجود ویا برای سیاره های دیگر آدم فضایی روی زمین ،منظومه ی شمسی،کهکشان راه شیری، تمام کهکشان ها، تمام عالم و دنیا شوم (بی شوخی😑)

معرفی محمد پاکدلان

سلام فکر کنم همه ی شما من را می شناسید من یکی از یار های نزدیک کدخدایی در بازی چنگیز کشی هستم  و همینطور از افراد کلاس هدف .یکی از چالش های ذهنی من  درمورد درس پرسیدن است که به معلم بستگی دارد اما بیشتر درس هایی که ما خوانده ایم را از مانمی پرسند ودرس هایی که بلد نیستیم را می پرسند بگذریم من والیبال را دوست دارم اما فوتبال را نه خیلی اما چکار میتوان کرد چون مادر ورزش همیشه فوتبال داریم باید والیبالی ها مثل من و شهیدی و… با شرایط بسازیم من از بین درس ها علوم ،فارسی ،ریاضی را دوست دارم.من همه اطرافیانم را خیلی دوست دارم اما کمی هم زود عصبانی می شوم.

محمدحیدرمساح

سلام من محمدحیدرم من درسن13سالگی درمدسه زندگی یعنی همت درس میخونم من درماه اسفند به دنیا اومدم

من به رشته داروسازی علاقه شدیدی دارم چون من بادرس های تجربی خوب ارتباط میگیرم من درکلاس هدف هستم

دراین کلاس ما از بزرگ به کوچیک داریم من فوتبالو دوست دارم اما ادعاندارم برای این که حوصلم سرنره بازی میکنم

من درچند ماه گذشته درآکادمی سپاهان بودم امابخاطرمشکل در ناحیه پا درتاندونم از تیم کنار گذاشته شدم

من به شدت عاشق بستیم وانواع غذاهارو دوست دارم الا بادمجون خداحافظ