کسب‌و‌کار

امروز آقای صیادزاده درباره این که هر شغلی جه تبلیغاتی دارند

برای مثال مغازه های کوثر تبلیغات به صورت تخفیف  میگزارند وسایلی که نیاز دارید را درآخر فروشگاه میگزارند که ما اول آنهارا می خریم

 

تا جلسه بعد

 

کلاس قران

در کلاس قران جلسه پیش آقای پورواسعی برگه هارا توضیع کردند وگفتند :

 

جلسه اینده مورخ 1404/2/16امتحان روانخوانی قران از کل کتاب برا قرار است

سپس گفتند که در تاریخ1404/2/23امتحان حفظ و پرسش کلمات برقرار است.

تمامی تمارین درس 11 حل شد وتا آخر کتاب باید حل شود

کسب وکار 3

سلام امروز آقای صیادزاده درباره این که مشتریان هر شغل چه کسانی هستند صحبت کردنند  واین که برای هر شغل  چه جایی باید باشد یا چه موقع باید چنس را وارد بازار کنند برای مثال لوازم واتر پلو مشتریان باشگاهی دارند نیاز به شهرک صنعتی دارند ودر تابستان  که مسابقات شروع می‌شود.این آن ها را وارد بازار کنند. 

 

تا جلسه بعد

جلسه سوم مطالعات مسؤلیت

سلام دوستان قبل از اینکه بریم سراغ مستند :

1- برای فهمیدن تکالیف باید کل متن را خواند

مستند: بچه ها یادشان نبود که ـآقای محمودیان از اون معلمایی است که به تمیزی کلاس اهمیت زیادی میده برای همین هم یادشان نبود و کلاس را تمیز نکردندن و کل کلاس یک منفی انظباطی خوشگل گرفتند استاد از بچه ها از بچه ها پرسید جا های گردشگری و دلیل آن را بیان کنید ؟

آقای حاتمی= شیراز. تاریخی زیارتی     آقای جعفری هم پرسید فصلش رو هم باید بسنجیم؟        آقای حسن پور . اصفهان تفریحی     آقای موسویان . سیاحتی کرمان   آقای رفیعی سیاحتی یعنی چه؟      اقای خورشیدی  تهران زیارتی تفریحی      آقای عبد الهی یزد زیارتی سیاحتی    آقای جعفری همدان     و در همین هنگام هم آقای حاتمی داشت از سر گرسنگی اتود میجوید و آ قای یزدانی دهنوی و کیان هم به قول آقای فیروز نیا حموم زنونه راه انداخته بودند البته آقای جعفری و خورشیدی هم همین اتفاق براشون افتاده بود آقای موسویان هم با ماژیک هایی که روی میزش بود تمرین نقاشی میکرد  و همان موقع آقای آزادی یه خمیازه ای کشید که انگار از شب تا صبح به خاطر مسابقات خوابش نبرده و آقای خورشیدی به استاد گفت تا همدان 3 ساعت بیشتر راه نیست و استاد هم در جواب گفت چرت نگو خورشیدی و در ساعت 8:25 دقیقه آقای یزدانی پور آمدند و آقای محلوجی به باز پرسی آقای فیروز نیا رفتند و آقای زجاجی هم گشنش شد و شروع به جویدن خودکار کردند همان موقع حاتمی شروع به تمیز کردن عینک کرد یزدانی پور هم مثل همیشه تک میزد و یک مگس هم همان موقع به جعفری کرم میریخت و آقای آزادی یه جوری استاد را نگاه میکرد که انگار استاد براش منفی گذاشته و در همان موقع آقای حاتمی سر کلاس مزه ریخت و آقای میر عظیمی هم به هایلایترش ور میرفت و هی صدای تق تق تولید میکرد و آقای حاتمی و غیور هم با این کار آقای میر عظیمی را همراهی میکردند و همین الان همون مگس کرم ریختن به من را هم شروع کرد و آقای جزی هم پاهایش را روی میله های صندلی من گذاشت  آقای دبیعی هم همان موقع اجازه روشن کردن کولر گرفت  و آقای کمالی نژاد هم اجازه بیرون رفتن از کلاس را گرفت و رفیعی هم اسرار میکرد که از روی کتاب بخونه و همان موقع آقای یزدانی پور چشمش را مالید و انگاری کیان خوابش میآمد و البته آقای رفیعی و زجاجی سر کلاس لباس ورزشی پوشیده بودند البته آقای محمودیان هم نفهمید و راستی آقای محمودیان گفت تحقیق در باره  بوم گردی امتیاز داره  و آقای حاتمی هم دستش را کرد تو دهنش و آقای رفیعی هم سر کلاس یه مزه ای ریخت عماد هم سرش را روی نیمکت گذاشته بود و صدای معلم برایش مثل یک لالایی میموند و آقای خورشیدی هم داشت با خودکار قرمز روی نیمکت تمرین نقاشی میکرد و آقای فرخ نژاد هم همینطور کلا به نظر میرسید بچه ها از مطالعات بیزارند و آقای آزادی درباره آبشار آب ملخ پرسید چرا بهش میگن آب ملخ و آقای رفیعی هم در پاسخ گفت چون توش ملخ هست آقای محمودیان گفت هفته دیگه باهم کلاس نداریم و امتحان ترمیم نمره مطالعات از درس 9 تا 16 داریم  بچه ها از اینکه دیگه کلاس مطالعات ندارند آنقدر خوشحال شدند که انگار توی المپیاد مقام آوردن و تا سر امتحان باز شد غمگین شدند آقای خورشیدی به خاطر بی نظمی یک منفی انظباتی گرفت و همان موقع آقای محلوجی از باز پرسی بازگشتند و آقای شهیر رفتند و آقای مظاهری هم یک منفی انظباطی گرفت راستی کاربرگه شماره 9 را بنویسید البته ما کاربرگه 10 را در کلاس حل  کردیم و وقتی آقای محمودیان از کلاس خارج شد آقایان زجاجی رفیعی میرعظیمی صدای گوسفند را تقلید کردند و دو تا از بچه ها هم حمله بردند به نماینده تا اسم ننویسه و افرادی که سر و صدا کردند و منفی گفتند زجاجی میر عظیمی خورشیدی یزدانی حسن پور بودن راستی آقای محمودیان تکالیف دفتری از اول سال تا الان را چک میکنند  راستی خداحافظ

کلاس عربی استاد ناصری

کلاس شروع شد و استاد ناصری گفتم که امروز مراعات حال من را بکنید چون من مریض هستم و که کلمات درس ۷ و ۸ را بخوانید و بعد امتحان کلمه می‌گیرم و بعد هم گرفتند و به آقای سلطانی دادم ا برگه‌ها را تصحیح کنیم و بعد هم تمارین درس ۷ و ۸ را شروع به حل کردن کردند و محلوجی و الماسی حوار صفحه ۱۰۳ را خواندند و بعد از حل کردن و خواندن کلاس به اتمام رسید

گزارش جلسه‌ی اول کارگاه چوب

 


🪚 گزارش جلسه‌ی اول کارگاه چوب

 

سلام دوستان! 🙋‍♂️
این هفته با اولین جلسه از کارگاه چوب در مدرسه همراه شدیم و می‌تونم بگم که یه تجربه‌ی متفاوت و پر از اتفاقات جالب بود! از همون لحظه‌ای که وارد کلاس شدیم، همه از تصور اینکه قراره با چوب و دریل کار کنیم حسابی هیجان‌زده بودیم. اما خب، داستان پیچیدگی‌هایی هم داشت که باید تعریف کنم! 😅


🔧 آشنایی با استاد و ابزارهای کارگاه

اولین قدم، آشنایی با استاد بود. استاد با کمال محبت و البته یه کم مقدمه‌چینی طولانی شروع به معرفی خودش کرد. انگار داشت برای سارا و ارشاد تو دانشگاه حرف میزد 😆 دیدید وقتی از باباها یه سوال ساده می‌پرسی و اون‌ها شروع می‌کنن به شش ساعت مقدمه چینی کردن و حرف زدن؟ استاد ما هم یه همچین حال و هوایی داشت! 😜 حدود ۲۰ دقیقه حرف می‌زد و ما کم‌کم داشت خوابمون می‌برد، اما خب، چیزی که می‌گفتیم این بود: “خب دیگه، باید تحمل کنیم، همین که کار با دریل رو یاد می‌گیریم خودش خوبه!” 😆


🪚 شروع کار با دریل

حالا که استاد داستان‌های طولانی‌ش تموم شد، رسیدیم به بخش عملی! استاد به ما توضیح داد که کار با دریل چطور انجام می‌شه. کمی دست‌وپایمون گم شده بود چون دریل گروه ما خراب بود، اما خب، تصمیم گرفتیم که باید هر طور شده کار رو شروع کنیم.


🌲 مشکل چوب سخت

بعد از اون، نوبت به چوب‌کاری رسید. استاد یه تیکه چوب به هر گروه داد و گفت شروع کنید. اما چوب گروه ما خیلی سفت بود و اصلاً به راحتی نمی‌تونستیم با دریل روش کار کنیم! اینجوری شد که همه کلافه شدیم و کار یه کم سخت شد. 😅


🔔 پایان زودهنگام جلسه

همونطور که داشتیم تلاش می‌کردیم که دریل رو درست کنیم و چوب رو بهتر کنیم، ناگهان زنگ کلاس خورد و استاد گفت که وقت تمومه و باید بریم! 😱


🤔 حرف آخر

این جلسه برام خیلی جالب بود. البته که مقدمه‌چینی استاد خیلی طولانی شد، ولی در نهایت به یادگیری کار با دریل و مشکلاتی که در کارگاه چوب پیش میاد، رسیدیم! فکر می‌کنم که توی جلسات بعدی بتونیم همه چیز رو بهتر انجام بدیم. من خودم از این کارهای عملی خیلی خوشم میاد، شما چطور؟ 😁🪚

اگه یادتون باشه هر جلسه یک معما داشتیم حالا هم داریم:

من میتونم با p شارژ کنم گوشیمو

تو کامت ها معنیشو بهم بگو(:

مهارت کسب وکار 1

امروز آقای صیادزاده درباره این که ماباید در کسب‌و‌کار یک هدف داشته باشیم صحبت کردنند به ما هم کردنند باید اسم مغازه ازمحصولی که درآن به فروش می‌رسد تا آن که اسم بلند نباشد و —

ماامروز فهمیدیم که نباید در یک شغل عجله کرد مگرنه سرمایه از بین می‌رود

تا جلسه بعد

 

مهارت کسب‌و‌کار 2

امروز آقای صیادزاده درباره درآمد حاصل از فروش محصولات خود  صحبت کردنند هر کسی یک چیز  می گفت مثلا آقای زجاجی گفت  می‌توان از کار جرم 3برابر مخارج پول بدست می آید

وگفتند از جلسه بعد بیشتر صحبت می کنند

تا جلسه بعد

ادامه مطلب

درس قرآن جلسه 1404/1/26

بسم الله الرحمن الرحیم

فعالیت های انجام شده در کلاس عبارتند از:

1-روخوانی خط به خط درس ها 7وجلسه دوم 8

2-نکته بسیار مهم : آقایان رمضان تاش وپاکدلان برای جلسه دیگر باید امتحان دهند ودر غیر اینصورت نمره ی مستمر 0 برای ایشان لحاظ می گردد.

قابل توجه دوستان عزیز:4جلسه ی دیگر تاپایان کلاس قرآن باقی نمانده است ودر جلسه آخر ازلغات کل کتاب امتحان گرفته میشود

3-عزیزانی که نمره ی خوبی در امتحان روخوانی کسب نکرده اند لازم به ذکر است که جلسه دیگر یعنی مورخ 1404/2/2یک امتحان روخوانی از انها گرفته میشود وهمان نمره برای ایشان لحاظ میگردد

(یعنی مثلا اگراقای yدر جلسه ی امتحان قبلی 5گرفته بود ودر جلسه امتحان پیشرو 4.75 گرفت نمره ی 4.75 برای ایشان ثبت میشود.

امتحان ابان ماه هم از دروس 7و8و9و10گرفته میشود

*خدا نگهدار*

زنگ زندگی 20 فروردین 1404

استاد قبل از شروع در زنگ تفریح وسایل خود را در کلاس گذاشت و خارج شد

ایشان تو ذهنش فکر میکرد که این کار مخفیانه انجام شده اما چند نفر شاهد چنین فعالیت عظیم شدند

بچه ها در کلاس حاضر شدند و پس از تلاش های فراوان  موفق شدند اسم مدرسه را به باغ وحش تبدیل کنند و واقعا هم این اسم برازنده بود

چیز خاصی نبود فقط 10 تا ناسزا 3 تا دعوا 7 تا مشت و نه تا لگد بچه ها جوری به هم میپیچیدند که امیرحسین زارع در فینال المپیک به حریف خود نپیچید

تا اینکه استاد وارد شد

بچه ها به استاد جوری نگاه میکردند انگار در جام جهانی در مراحل حذفی المان و پرتغال و ارژانتین را شکست دادند و فینال را به گواتمالای جنوبی واگذار کردند و دارند جام را میبینند

بچه ها به برکت هیتلر موفق شدند از مهلکه جان سالم بدر ببرند

قبل از هر کاری ازمون استعداد های درخشان در عرضه پاچه خاری گرفته شد و بچه خیلی عجیب نمره خوبی گرفتند

استاد موفق نشد 6 خان از خان های رستم که ساکت کردن بچه هاست را انجام دهد ( اگر تا حالا استادی موفق شده ان استاد خبره است )

ولی معلم ها سلاحی ویژه دارند سلاحی که از فسفر سفید و بمب بالستیک بد تر است به نام

م

ن

ف

ی

استاد از سوال های علوم استفاده کرد تکلیف مشخص بود نگی منفی میگیری بگی مثبت میگیری ( مثبته به درد لا جرز دیوار میخوره ) فقط کافی یه کاری کنی شمشیر و تفنگ با هم بخوری

ولی خداییش رحم استاد از هفت تا گل المان درجام جهانی 2014 کمتر بود اخه یعنی چی سوال اجباری

اما جالب اینجا بود سوال ها برای بچه ها مثل پیروزی روسیه در برابر هیتلر در جنگ جهانی دوم اسون بود ( البته نه همه گاهی وقت ها هوش در حد جلبک بچه ها کار دستشان میداد )

بعد از پایان پرسش پاسخ بعضی ها در حال خفه شدن در دریای خوشحالی بودند و بعضی ها در حد ابشار نیاگارا و ابتاز های مالزی گریه میکردند

بعد از ان هم یک فیلم جالب گذاشتند ( کسایی که نبودند به من ربطی نداره حال ندارم بگم فیلم درباره چی بود حودتون برید سرچ کنید )

اسم فیلم کشاورز چینی بود

درباره کشاورزی بود که داشت به ضرب المثل در ناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است اشاره میکرد

و تنها کلمه ای که از دهنش خارج میشد شاید بود

( لازم نیست فشار  بخورید زیاد مالی هم نبود )

بعد هم درباره امتحانات گفتند و تمام