چهارشنبه 1404/12/6 فیزیک ادامه فصل ۱۰ و شروع فصل ۱۴

سلام به دوستان روزه دار

امروز آقای عمو مهدی بعد ورود به کلاس ابتدا از تمام گروه ها در مورد مولد و موتور برق سوال پرسیدند و نمره ی آن را گذاشتند و بعد از روی کتاب فصل 10 را خواندیم و در آخر فصل 14 که نور و ویژگیهای آن است را تدریس کردند و جزوه دادند.

جزوه ارسال می گردد.

 

علوم سه شنبه

سلام بر خواهران محترم …چیز داداشای  گل 😁

خوبین طاعات قبول مارو دعا کردین ؟

بگذریم بریم سراغ استاد معتمدی ودرس بساااااار شیرینشون 

استاد با لبخند وارد شدند (خیلی عجیبه ) سپس کمی وارد حاشیه شدند و آقای سلطانی رو مورد تخریب قرار دادند سپس متن درس ۱۱ رو مرور کردیم که متاسفانه یا خوشبختانه زنگ خورد توجه داشته باشید مطالب درس ۱۱ رو به خوبی مطال۵کنید کامل هم مسلط باشید 

یاعلی 🫡


هندسه ی چهار شنبه

به نام خالق اعداد

سلام امروز استاد بعد از ورود به کلاس با سخنان ما علما کلاس شروع شد 🧑‍🎓 و بعد استاد تکالیفی که هفته‌ی پیش داده بودند را برای امتحان فردا رفع اشکال و حل کردند و در پایان نا 10 دیقه زود تر از کلاس به بیرون رفتیم و استاد برای فردا تکلیف نداد
خداحافظ 🙌 🙌

کلاس قرآن ۱۲/۵

بسمه تعالی 

آقای پورواسعی وارد شدند و شروع به صحبت کردند اول رفتند درباره جشنواره سوره فتح صحبت کردند که هر کلاس چقدر در جشنواره ثبت نام کرده اند و شروع به بحث کردند بچه ها سوال می پرسیدند استاد جواب می دادند و جشنواره را توضیح می دادند و حرف آخر درباره جشنواره این بود که فرمودند امشب که نمودار را نگاه می کنم میخواهم این عدد شده باشد ۲۱ و رفتند سر درس بچه ها را صدا زدند و درس ۹ را کامل حل کردند و در آخر هم گفتند که ما کلا ۷ جلسه باهم داریم که احتمالا ۴ جلسه امتحان داریم پس برای هر جلسه از درس هفتم تا جایی که تدریس شده است آماده برای امتحان باشید.

 

تکلیف: انجام کل درس ۱۰ 

زنگ نگارش 5 اسفند

این ده نیم آف گاد

خب امروز آقای نصر با مقداری تاخیر وارد کلاس شدند و برگه انشاهای مشهدی هارو گرفتند بعد آقا طبق معمول کلاس فرهنگ هنر رو با نگارش اشتباه گرفته بودن و از اینترنت یک کتابی که نام نویسنده اش هم عباس نمیدونم چی بود خواندن وسط خوندنشون ذولی بلند داد زد به به و اقا یه راس فرستادش بیرون من هم که از باد پنکه یخ کرده بودم رفتم روی زمین کنار آقای نصر نشستم بعد که ذولی اومد تو آقا بهش گفت که برو صندلیت روبردار و بیرون از کلاس بشین که هی ذولی ریز ریز میومد تو که یهو آقا درو روش بست یه ذره که گذشت آقا طبا و مساح رو هم انداخت بیرون بعد هم هی برای ساکت کردن بچه ها میکوبید به در و در هم سوراخ سوراخ شد بعد رمضون توش شروع کرد به حرف زدن که آقا به اون هم گفت برو بیرون و آقا براش منفی گذاشت ولی رمضون نرفت بیرون و اعتراض کرد و آقا اعتراضش رو پذیرفت ولی یهو همه ی بچه ها شروع کردن به اعتراض که چرا رمضون نرفت بیرون و یهو وسط این اعتراض ها زنگ خورد راستی بگم که تکلیف هم داریم

تکلیف:باید یک صفحه ی کامل با استفاده از کلمات الهی-خدایا-بار الها-پروردگارا جمله بگیم مثل{خدایا از پیشم نرو پون تویی داروی تمام دردام} اینطوری

گود بای

شنبه زبان پایه ی هشتم گروه یک

سلام به دانش آموزان محترم متاسفم که یکم دیر این مستند سازی را انجام دادم اما

زیاد کاری برای روز شنبه نداشتیم فقط در زنگ زبان استاد گفتند که ما سوال از کتاب از دروس 5 تا 7 طراحی کنیم و جلسه ی بعدی آزمون از این سه درس داریم که این سوال هایی که گروهی طراحی کرده بود را استفاده می کنم . پس به خوبی امتحان را خوانده باشید تا فردا آماده سر جلسه ی آزمون بیایید . و دانش آموزان عزیز در عید مبارک فیلم های آموزشی قرار گذاشته می شود . 

5 شنبه هندسه براتی

سلام بچه ها !!!!!!!!!!!!

شرمنده بخاطر تاخیرم ……..

بودون فوت وقت میخوام برم سر مستند…………

بزن برییییییم …….

هندسه هم کاردرکلاس ۹۷ و صفحه ۹۸ توصیح دادند و سوالات ۵۷ و ۶۰ و ۶۵و ۶۷ کتاب کار و تمرین صفحه ۹۹ برای پنجشنبه تکلیف بود

پنجشنبه همین سوالات کتاب کار را حل کردند
تکلیف سوالات ۶۱ و ۶۶و ۶۸ و ۷۰ کتاب کار
پنجشنبه هفته دیگه امتحان از فصل ۶

زنگ زندگی

امروز گروه مانیان و اینا آقا معلم داشتن دو تا فیلم گذاشتند و با یه پاورپوینت ارائه دادند که اول کار نمیومد☹️
بعد هم یک نفر به نمایندگی از هر گروه توی مسابقه ی سوالات شرکت می کرد همه ی گروه ها نفری ۳ مثبت گرفتند جز گروه میرشمشیرگران و اینا که نمایندشون آقای اخوان بودند.
در نهایت هم چون وقت اضافه اوردند هیچ کاری نمیکردند بچه ها یکم با خودشون حرف زدند و وقتی زنگ خورد این چی (گوسفند) دور از جونش به فوتبال دستی حمله کردند

زنگ تاریخ مورخ 12/5

سلام    (❁´◡`❁)
زنگ : تاریخ 
استاد : اقای محمد قاسمی
زمان کلاس : 60 دقیقه زنگ سوم 
استاد بلافاصله بعد از زنگ خوردن وارد کلاس شدن ،
اکثر بچه های در حال خوندن ازمونک بودند استاد گفتن خوب 10 دقیقه زمان میدم بخونید.😊 بعدش ازمون خواهیم داشت بچه ها  تکی یا با بقل دستی خود شروع به خوندن کردنند تا اینکه زمان به پایان رسید 
اقا گفتن برگه هارو در بیارید 😥{{ یا علی}} این لحظه خیلی بد و درد ناک هست که با دست خود برگه ی ازمون رو در بیاری ازمون 3 تا سوال داشت و اگه خونده باشی راحت 🤓بود.
بعدش درس جدیدی را شروع کردیم { درس 15} درس در مورد مغول بود و ذوالفقاری که مغول هست درس به جاهای باحالش کشیید 😂بعد از توضیحات استاد بچه ها کلاس رو با تیکه از خوشکی خارج میکردند بعد یک درس باحال زنگ خورد 🤗
تا زنگ بعد یا علی .🟥

مهارت”پادکست”(1404/12/4)

god

خب امروز معلم بعد از دوهفته ی کم جمعیت امروز رو درس دادن و گفتند که بعد مدرسه هم از ساعت 1 تا 2 کلاس جبرانی می گذاریم.

خیلی رو مخ بود چون روزه هم بودیم و…

من نموندمو رفتم!

خلاصه چون نمی تونم درس رو بنویسم(در حالت عادی هم نمی فهمیدیم چه برسه به اینکه بخوام بتویسم)کلاس بدون پارازیت برگذار شدو ما کلی چیز یلد گرفتیم.

خدافیظ