زنگ ریاضی دوم محلوجی 04/8/4

به نام خدا

قبل از گرفتن امتحان:

امروز آقای صیاد زاده کمی بعد از شروع کلاس گفتند دو ردیف کلاس صندلی های خود را برداشته و در سالن به ترتیب بگذارند.

 

بعد از شروع امتحان:

بعد از شروع امتحان مراقب کلاس آقای محمودیان روی صندلی خود با غرور نشسته و مواظب بچه ها بودند تا تقلب نکنند و آقای
صیادزاده مراقب سالن برای اینکه تقلب نکنند.سپس ده دقیقه قبل از اینکه زنگ بخوره استاد گفتند اونایی امتحان را تموم کردند
میتونند بدهند و صندلی هاشون را در کلاس قرار دهند.

 

 

بخاطر اینکه اطلاعات کمی داشتم و بیشتر مهم نبود مجبور شدم انقد مستند کنم ببخشید.

 

پایان

 

زنگ ورزش ۸ آبان ماه

مستند من را طوری بخوانید که انگار در دوره باستان هستیم.

ساعت ۱۰:۳۳ دقیقه بود؛ دقیقاً همان لحظهٔ مانند پرندگانی از قفس رها شدیم. مأموریت: پیدا کردن مکانی برای تعویض لباس. انگار در حال برنامه ریزی برای یک عملیات مخفی بودیم.

بالاخره پس از گم کردن مسیر و پرسه زدن در راهروها، مثل کاروانی کوچک به سالن ورزش رسیدیم.

در سالن، معلم محترم با ایمان راسخی که به علاقهٔ ما به والیبال داشت، دوباره مجبورمان کرد تا بدن های بیتاب خود را با نرمش های عجیب و غریب گرم کنیم. و سپس، نبرد بزرگ آغاز شد.

در یک سو، تیم آقای آزادی، با اتحاد و همبستگی مثال زدنی. در سوی دیگر، تیم آقای منعمیان، با روحیهای که مدام در حال تبخیر بود. نتیجهٔ نبرد؟ تیم آقای آزادی، تیم آقای منعمیان را «بردند» (با تشدید روی کلمهٔ بردند). و باز هم آقای منعمیان، در سنت همیشگی خود، باخت را مانند میراثی خانوادگی پذیرا شدند.

گویا قانون جهان این است:

کلاس فناوری تمام شود، والیبال باشد، آقای منعمیان ببازد.

 

زنگ نگارش 1 مهر

خب سلام میکنم از اولین روز مدارس تا آقای نصر وارد کلاس بچه ها خوشحال شدند و جیغ و هورا کردند بعد آقا برایمان گفتند که کلاس امسال قرار است چگونه بگذرد و چه کار هایی قرار است انجام دهیم بعد با باز کردن کتاب شروع کردن به توضیح و درس دادن کتاب بعد هم تکلیف دادند بعدش یه کم وقت اضافه آوردیم و با هم کلی خندیدیم و با خوردن زنگ کلاس هفته ی اول ما به پایان رسید

زنگ دوم حساب

این هفته در کلاس یک چالش داشتیم چالشی که نشون میداد ریاضی وجود خارجی نداره اما متاسفانه اقای خدایی دستور دادند که نگم چون از کار خودشو ن بی کار میشن و دیگه تمام

کلا کلاس مثل همشه و طبق فرهنگ سازمانی نیم ساعت اول را به درس خواندن اختصاص دایدیم بعد برای کوییز گروهی اماده شدیم

 

 

محمد صدرا منعمیان

به نام خدا

اقای معتمدی درس 8 را با هزاران خنده و شوخی به پایان رساندند و همچنین قرار است در جاسه بعدی امتحانی از این دزس زیبا داشته باشیم 

و اما خلاصه ای از مظالبی که باید در جلسه بعدی اماده باشیم

انواع تولید مثل
گیاهان و انواع انها
چهارنوع تولید مثل غیر جنسی

نگران نباشید

راحته

راااااحت

خوش باشید

 

اردوی علمی تحقیقاتی

دستگاه ها همه ساخته های نو اوران ایرانی بود

چقدر جالب و دیدنی

تولید برق با دوچرخه تا ربات پیانیست و یا سینمای سه بعدی یکی از ان با حال هایش چنگ دیجیتال در کل اردو . اردویی با جذابیت های باحال و دیدنی و اما اثبات این که باید از لامپ های کم مصرف استفاده کنیم

 

مستند فارسی زنگ اول 404/7/30

بسم الله الرحمن الرحیم

اقا وارد کلاس شدند و گفتند درس 3 را باز کنید ص 30 بعد گفتند نه ص 29 را باز کنید و شروع فصل 2 بود شعرش را خواندیم و بعد سر این بیت هم  دوباره کلی سوال پیچی کردند مارا که تهش فهمیدیم جواب تو همون معنی شعری هست که اقا گفتند . و بعد اقا سرفه کردند  و بعد گفتند درس 3 را باز کنید و از روش بخوانید .  و بعد معنی هایشان را گفتند و بعد گفتن شما باید شب زود بخوابید و یکم در باره   نورون های ایینه ای گفتند و بعد دوباره خواندیم و بعد دوباره بحث به حافظ پژوهی و این جور چیزا رفت و گفتند کسی که ادبیا ت حرفه ای کار میکند  طبق میلش مثلا وضعیت اجتماعی مردم در دوران حافظ و ایل خانیان و در همین حین سلطانی که کتاب مطالعات را خوانده بود .  به سوال اقا که حافظ در چه دوره ای و چه پادشاهی بود درست جواب داد و مثبت گرفت بعد اقا گفتند حافظ در ان زمان به عنوان یک ادیب راهنما برای مردم بوده وگفتند الکی نیست حافظ به چند جور قران که تالیف شده هر چند نوع رو از بر بوده و گفتند حافظ مردم رو در ان زمان به تغدیر گرایی دعوت میکنه . تغدیر گرایی یعنی بزارید تغدیر خودش رغم بخوره و ما کاری نمی تونیم بکنیم و فقط صبر کنید تا بگذره . و یکم دیگه در مودر حافظ پژوهی واینا حرف زدن و بعد زنگ خورد.

فارسی زنگ سوم ۱۴۰۴/۷/۳۰

سلام آقای صادقی وارد کلاس شدند و شروع کردند به کامل کردن درس۳یعنی ارمغان ایران و گفتند یک نفر ادامه درس را بخواند. بعد به سراغ خود ارزیابی درس ۳رفتیم و بچه ها یکی یکی جواب های خود را می گفتند.بعد آقای صادقی گفتند که آقای آزادی از روی دانش ادبی بخوانند.دانش ادبی در مورد واج آرایی بود.وبعد به سراغ فعالیت نوشتاری درس اول و بعد درس دوم رفتیم و جواب های آن را بچه ها گفتند. بعد آقای صادقی گفتند برای هفته آینده تکالیف شما

  1. انجام فعالیت نوشتاری درس۳

  2. املا از درس ۳ می گیرند

  3. روخوانی و پرسش از درس ۳

  4.  دانش ادبی واج آرایی را بلد باشید

  5. شعری از فردوسی درباره ملی میهنی از ایران پیدا کنید و بیاورید.

  6. یک بیتی که واج آرایی دارد بیاورید آقای صادقی تأکید کردند که بیت هایی که می‌آورید مثل بقیه نباشد.
    و در پایان کلاس آقای صادقی یک بیت از شعرهای معروف حسین منزوی گفتند.
    چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم.                                   تمام عمر قفس می بافت ولی به فکر پریدن بود.

    پایان

 

زبان گروه 04/07/26B

سلام 

امروز من می خواهم برایتان کلاس زبان شنبه رابگویم

اقای عباسی وارد کلاس شدند

بعد به ما کلمات درس یک را درس دادند بعد به سمت تابلوی کلاس رفتند و روی ان مثال های درس اول را حل کردند

این کار 35 دقیقه طول کشید در ادمه ی کلاس اقا کلمات درس دو را به ما یاد دادند

کلمات درس دو کلمات زیبا وکاربردی بود

خدانگهدار

زنگ نگارش 29 مهر

سلام امروز آقای نصر تا وارد کلاس شدند گفتن آزمون نداریم و تا اینو گفتن بچه ها شروع کردن به خوشحالی ولی بعدش گفتن ولی آزمونک داریم و بعدش بچه ها افسرده شدند بعد آقا چند نفر از بچه ها را بیرون بردند تا امتحان را شروع کنند بعد آقا آزمون را شروع کردن اما این امتحان بیشتر شبیه آزمون بود تا آزمونک چون 13 تا سوال بود وسط امتحان کلی خندیدیم به چند دلیل یک چون سلطانی داشت چشاش زرد میشد و هر چقدر هم التماس کرد بازم آقا نذاشتن که بره دستشویی دومی اینکه اونور تو کلاس تلاش صدای انسان های اولیه میومد سومی اینکه سلطانی یه طوری تو سالن وسط امتحان دراز کشیده بود انگار تو ساحل دراز کشیده بود چهارمی اینکه آقای نصر دم در یه صندلی گذاشته بودن بعد خواستن ازش برن بالا که بهو سرشون دارقی خورد به میله قهوه ای بالای در و ما از خنده پاره شدیم اونم نه یه بار بلکه 2 بار بعد آقا خیلی یهویی برگه هارا ازمون گرفتن و امتحانم تموم شد بعد که رفتیم تو کلاس آقا موضوع انشای جلسه بعد را گفتن و جلسه تمام شد

خداحافظ