کلاس حساب(1404/11/12)

G

O

D

امروز اقا وارد کلاس که شدند البته برای بار دوم برگه های امتحان را دادند و گفتند که اعتراضی وارد نیست و بعد چند دقیقه برگه هارا گرفتند و گفتند : ساکت باشین میخواهیم گروه بندی کنیم بعد گروه بندی ها مشخص شد :
من گروه یک هستم و سر گروه واکبری معاونم (بقیه رو یادم نمیاد)

خلاصه گروهی نشستیم و کتابی رو که پاک کرده بودیم رو دوباره باهم کار کردیم و نوشتیم.

بعد هم گفتند که برای جلسه ی بعد آماده باشید که از فصل جبر امتحان می گیرم
.خدافیظ .

زنگ نگارش 14 بهمن

سلام امروز آقای نصر وارد کلاس شدند و برگه های انشا را گرفتند و بعد درس دادند که باید متن به چه شکل باشد بعد بچه ها افتادن به جون حسنی که موهاش رو خراب کنن و موفق هم شدن حسنی هم فشار خورد بعد بعضی از بچه ها فحش میزاشتن که مثلا هر کی نشسته یا هرکی رو زمین نخوابه و …  آقا هم که اصلا انگار نه انگار بعد تکلیف انشا دادن همین

تکلیف:یک مرد حساس بهش یه مزرعه ارث میرسه و داخل مزرعه پر از کندو است البته کندوی زنبور عسل نه کندوی خر مگس

شما را به ناو آبراهام لینکلن میسپارم بای بای

زنگ نگارش 7 بهمن

سلام امروز اومدیم با اولین زنگ نگارش بهمن قبل از اومدن آقای نصر عبدلی رفته بود فضا تا یه شعر جدید طراحی کنه دوباره آقای نصر اومدن بعد تکلیف هارا چک کردن بعد بعضی ها هم اومدن خوندن دوباره کلاس بهم ریخت آقا بی حواس بچه ها هرکس یه کاری میکرد تا آخر کلاس شد آقا تکلیف دادن که باید فک کنید دارید از پنجره یکیو میبینید که پیره و یه نفرو با فامیلش اشتباه گرفته همین بای

کلاس زبان اقای عباسی

اقای عباسی وارد کلاس شدند ودیکته را شروع کردند.بچه ها هم دیکته را نوشتند.

بعد املاهای بچه ها رو صحیح کردند.بعد هر شخصی باید هر کلمه ای را که اشتباه داشت باید 25 مرتبه 

از روی ان کلمه مینوشت. بچه ها هم شروع به نوشتن کردند و اکثریت بچه ها نتوانستند کاری را که اقا گفته بود را انجام دهند

تکلیف جلسه بعد هم همین شد.بااای

زنگ دوم حساب(1404/11/5)

ONLI GOD

امروز آقای خدایی برای ما صحبت هایی درباره ی کاربرد ریاضی در زندگی توضیح دادند و بعد یک انیمیشن گذاشتند که فقط در کلاس ما کامل پخش شد(به دلیل ذیق وقت)

یعنی کلاس به دو بخش تقسیم شد:

1-صحبت آقای خدایی.

2-پخش فیلم.

مطالب صحبت:

خلاصه بگم که اگه برا زندگی می خواهید ریاضی بخونید تا کلاس پنجم کافیه ولی اگه یخواهیم کار خواصی بکنیم مثلا معلم ریاضی شویم قضیه فرق می کند.

فیلم هم در باره ی این بود که هرکسی در هر بعد مثلا بعد1 نمی داند و نمی تواند آن را ببیند یا خیال کند که اینجا ریاضی می آید و به ما این امکان را می دهد که به بعد های دیگر را کشف کنیم ولی بدون آن که آن را ببینیم خیال منیم توصیف کنیم و

پایان

 

زنگ دوم حساب(1404/10/28)

 


ONLI  GOD


به دلیل اینکه یادم نمی آید از دوستانم پرسش کردم وآنها این گزارش را به من دادند.


در ابتدای جلسه، پس از حضور و غیاب، معلم گرامی مبحث درس جدید را مرور کرد و نکات کلیدی را روی تخته توضیح داد.


سپس کلاس به چند گروه تقسیم شد تا دانش‌آموزان بتوانند به صورت «رفع اشکال گروهی» به حل تمرین‌های کتاب بپردازند. در این مرحله، دانش‌آموزان سوالات خود را با همکلاسی‌هایشان در میان گذاشتند و به حل مسائل سخت کمک کردند.


در پایان زمان مشخص شده، معلم با برگزاری «پرسش کلاسی» از چند نفر از دانش‌آموزان خواست تا به تخته بیایند و پاسخ سوالات را بنویسند. این کار باعث شد تا میزان یادگیری دانش‌آموزان بررسی شود و اشکالات باقی‌مانده توسط معلم رفع گردد. کلاس با فضایی فعال و مشارکتی به پایان رسید.

پایان

زنگ نگارش 30 دی

سلام بعد از یک سیزن کالاف ورژن واقعی و قطعی نت اومدیم با مستند امروز تا رفتیم تو آقای نصر نمرات امتحان را گفتن بعد کلا کلاس از هم پاشید و هر کس یه کاری میکرد خلاصه بخوام بگم منم رفته بودم کلاه هودی مظاهری و جزی رو گره زدم بعد آقا شروع کردن به خوندن شاهنامه با عکس های گوگولی مگولی بعد از خوندن چند بیت شعر کتاب رو دادن به عبدلی که تازه از فضا برگشته بود اونم یه چند بیت خوند بعد آقا تکلیف داد باید یه داستان جدید برای کیومرث درست کنیم

همین

زنگ نگارش 16 دی

امروز بعد از گذشت N هفته اومدیم با زنگ نگارش اول بگم آقا تکلیف ندادن(فککنم الان خیلیا رفتن)بعد آقا تا اومدن برای ساکت کردن بچ ها با ریتم به میز بدبخت میزد که تازه بچه ها هم تازه فاز گرفته بودن و بعد رفتیم کتاب حل کردیم فک کنم یه 4 صفحه حل کردیم و بازم برای امتحان نکته گفتن مثلا بهت متن میدن باید به سبک امروزی بنویسیش همین

۱۰/۱۸ زنگ سوم فارسی

سلام بالاخره بعد از ۳ هفته برگشتیم به مدرسه خب بریم سراغ زنگ سوم فارسی آقای صادقی وارد کلاس شدند و دیدند که کلاس بهم ریخته است برای همین ما را مثل سرباز ها تو سربازی ما را سرا پا نگه داشتند و ما حق نداشتیم که که لبخند بزنیم . وبعد آقای صادقی تک به تک به ما می‌گفتند که بشینیم بعد آقای صادقی نمرات کسانی که زنگ قبل وقت نشد خواندند . بعد حکایت خودشناسی را خواندیم وآقای صادقی معنی حکایت را می گفتند وبعد سراغ درس ۸ رفتیم و آقای صادقی به بچه ها گفتند که چه کسی می تواند که درس ۸ را بخواند و بعد چند نفر از بچه ها خواندند و بعد آقای صادقی معنی شعر را تا بیت ۶ معنی را گفتند وبعد. زنگ خورد.

 

 

 

 

پایان

کلاس تاریخ (1404/10/23)

مانند History :

ONLIY GOD

اقای محمد محدقاسمی وارد شدند و یه بار دیگه نمره ی بچه هارو گفتن.

یکم در مورد تاریخ ورود اسلام به ایران حرف زدند و مثلا گفتند اخرین جنگی که ضربه ی محکمی بر تنه ی حکومت ساسانی زد یه جنگی که الان یادم نیست بود.

و گفتن اگه میخواین جز این ماجرا برای اطلاعات خودتون بیشتر اطلاعات کسب کنین کتاب تاریخ ورود اسلام به (ایران از شهید مطهری) خیلی خوبه.

و تامام