اجتماعی ستاری فر 🤎🤎🤎🤎
به نام خدا من محمد امین ستاری فر هستم
سلام من آمدم با جلسهی اول مستند سازی مطالعات اجتماعی اقای سنبلستانی وارد کلاس شدند همه بر پا شدند اقای سنبلستانی مارا با سبک تدریس خود آشنا کردند چگونه بود ؟
ما هر جلسه از روی متن کتاب میخوانیم و اقای سنبلستانی نکات مهم را به ما میگویند که هایلایت کنیم و جلسه های بعد بدونه اینکه بگویند از ما آزمونک می گیرند.
بعد از توضیح سبک تدریس رفتند سر حضور و غیاب وقتی در حضور و غیاب به پزشکی رسید همه دستشان را بالا بردند☝🏻
بعد حضور و غیاب رفتند سر اینکه کدام درس های کتاب مال من و کدام مال آقای تاریخ است آخر های کلاس بود که طبق معمول سلطانیان ۵۰ثانیه آخر هر زنگ ساعتش زنگ می خوره ساعتش زنگ خورد و همه به سوی زنگ تفریح رفتند این هم از یک زنگ مطالعات ما 😀
امید وارم بتوانید از مستند سازی من بهره ببرید♥️
انگلیسی گروه A
سلام!!!من علی میرشمشیرگران هستم وقتی استاد آمد وارد کلاس شد چند نفری که استاد را اذیت کردند وایساند بگذریم استاد درباره تکلیف حرف زدیم که نصف کلاس اشتباه نوشتن می گفتند که درباره جمله برای مثال:I GO TO GMY ON MONDAY که برای هر روز سه تا جمله مثل این را باید می نوشتیم من و بعضی بچه ها این را نوشته بودیم و استاد به بقیه منفی داد🤐 و درباره این جور سوال ها توضیح داد که من فعععععععک نکنم کسی یادش باشد حتی من ممنونم که به این حرف ها گوش دادید (یا علی)
زنگ فارسی
سلام به افراد محترم خواننده
شروع مستند امروز با شعری از جناب خیام می باشد.
خیام اگر ز باده مستی خوش باش با لاله رخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش
پس از یه آزمونک دردسر ساز و یهویی همه با توجه به بیماری و ناراحتی آقای صادقی آماده یه زنگ تلخ بودند.
چهارشنبه 1404/7/24 فیزیک ادامه ی فصل 9
سلام به دوستان
آقای عمو مهدی بعد از مرور هفته ی پیش شروع به درس دادن ادامه ی فصل 9 کردند که در ادامه جزو ارسال می شود.
آخر کلاس آزمایش انتقال بارهای اکتریکی را انجام دادند که دو بادکنک یکسان باد کردند و به سر مالش دادند چون بارهای آنها همنام بود از هم دور شدند یعنی نیروی دافعه داشتند.
آزمایش بعدی شانه ی پلاستیکی را با سر مالش دادند و به خرده های کاغذ آلومینیوم نزدیک کردند و چون بادکنک بار منفی و خرده های کاغذ بار مثبت دارد همدیگر را جذب و خرده کاغذ به بادکنک چسبید یعنی نیروی جاذبه داشتند.
برای هفته ی آینده حتما درس را مطالعه کنید.
برای یادگیری بیشتر فیلم را مشاهده کنید.

زبان روز دوشنبه = چی کار بکنی ؟
سلام به دوستان من در حال حاضر در کشور روسیه هستم و الان در حال پرواز به سمت افغانستان هستم نام من دوشنبه سه شنبه است من الان در هواپیما در حال استراحت هستم . جمعه هم می خواد با جمعه ی شماره ی دو صحبت بکنه همان لحظه مهمان دار هواپیما آمد. داشت می گفت چچه قدر حرف می زنید جمعه و جمعه ی شماره دو گفتند داریم انستیکین می کنیم مهمان دار هواپیما همان لحظه گفت چی چی اون ها هم همون کلمه را تکرار کردند مهمان دار لبخندی زد و گفت آهان دارین زبان می خونین بعدم این انستیکن نیستو اسپیکینگ هستش speaking. و داشتن با هم می گفتن what do you do in morning? یعنی اینکه شما در حال چه کاری هستید بعد هم آن گفت I fly in the morning یعنی در حال پرواز هستم و به هم توضیح می دادن که روز های هفته به دو قسمت تقسیم می شود یکی روز های هفته و یکی آخر هفته که قبل از آن با نشانه ی on نوشته می شود که این به معنای در می باشد . Weekend و Weekdays که آخر هفته همان جمعه و پنجشنبه ی ماست اما در کشور های دیگر شنبه و یکشنبه تعطیل هستند سپس ساعت را با at نشان می دهند و in را برای شب 🌙 و روز که به بین روز noon گفته می شود و به بین شب midnight 😄 می گویند .
که راستی جمعه تکلیف آقای مهری در همکلاسی ببین .
روز های هفته (on) + شب و روز و … (in) + ساعت ⏰️(at)
The end
فناوری 17 مهر.
استاد اخوان اول تکالیف را چک کردند و بین چک کردن تکالیف چند آموزش هم دادند.مثل اینکه چطوری وقتی صدا کم است صدا را زیاد کنیم اول در منوی بالای صفحه گزینه Effectرا می زنیم بعد گزینه ی Volume and Compression را می زنیم بعد هم گزینه Amplify را می زنیم و در آخر هم گزینه ها را طبق جوری که می خواهیم می نویسیم و بعد هم گفتند واحد بلندی صوت Db یا دسی بل است.برای حذف نویز دوباره گزینه Effect را می زنیم بعد هم Noise Removal and Repair بعد هم گزینه Noise Reduction را می زنیم و باز گزینه ها را طبق چیزی که می خواهیم پر می کنیم.برای بریدن قسمتی که می خواهیم وارد گزینه Edit می شویم بعد گزینه Audio Clips می زنیم و بعد هم گزینه Split می زنیم ولی باید قبل از همه ی اینها روی قسمتی که می خواهیم بریده شود را کلیک کنیم بعد کار هایی را که گفتم را انجام دهید.یا از Ctrl+I هم می توانید استفاده کنید. و بعد هم گفتند که تکلیف این است که روی صوت قبلی یک موسیقی بی کلام بگزارید و بیاورید بدهید به تاجمیر.
چهار شنبه 1404/7/16 فیزیک ادامه ی فصل 9
سلام به دوستان
امروز آقای عمو مهدی یک کوییز از درس هفته پیش گرفتند و ادامه ی فصل را تدریس کردند در ادامه تصویر جزوه ارسال می شود.
فیلمی از خودم در مورد آشنایی با بارهای الکتریکی حتما مشاهده کنید.

مستند سازی بازدید علمی از کاوشکده فناوری شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان سه شنبه 15 مهر یزدانی پور
بازدید علمی از کاوشکده فناوری شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان 15 مهر
سلام ما روز سه شنبه 15 مهر همراه دوستان و آقای اخوان وآقای مقدس با اتوبوس به بازدید علمی از کاوشکده فناوری شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان رفتیم. وقتی وارد سالن شدیم خانمی به ما خوش آمد و در مورد وسایل آنجا برای ما توضیح دادند. اول سالن آینه های محدب و مقعر بود که تصاویر کوچک و بزرگ و بلند و کوتاه می کرد بعد در گوشه ی دیگر سالن ربات پیانیست بود که خودش پیانو می نواخت خیلی باحال بود. در سمت دیگر سالن انعکاس صدا و شگفتی نقطه کانونی بود که خانم اهسته صحبت می کرد و لی محلوجی که خیلی از ما دور بود صدا را می شنید و همان حرکت انجام میداد .در قسمت دیگر آزمایش رسانایی بدن انجام دادیم که دست هایمان را به هم دادیم لامپ روشن می شو و اگر کسی دستش جدا می شد اتصال قطع می شد و بوق می زد. در قسمتی دیگر تفنگ لیزری بود که باید به سیبل کوچک نشانه می رفتیم تا توپ به بالا پرتاب میشد.قسمت سایه های رنگی هم خیلی با حال بود که با رنگ های مختلف روی پرده سایه های رنگی ایجاد میشد. از همه باحال تر تسلا و قفس فارادی بود که بچه ها مثل ضریح به آن چسبیده بودند که ناگهان ار درون قفس جرقه ای زد که همه ترسیدیم. همچنین وسایلی بود که با پدال زدن و حرکت دست برق تولید می شد. چنگ دیجیتال هم خیلی خوب بود که با 9 فتوسل کار میکرد و آهنگ مینواخت ولی هیچ سیمی نداشت .
بعد وارد اتاقی شدیم که مرتب نور اتاق خاموش روشن می شد و تمام کارها برعکس میشد مثلا طناب راست می تاباندیم برعکس چپ می شد.
در آخر هم وارد سالن سینما 3 بعدی شدیم که با عینک های مخصوص چند فیلم را تماشا کردیم در آخر هم یک عکس دسته جمعی گرفتیم.به طور کلی اردوی علمی و هیجان انگیزی بود با تشکر از کادر مدرسه بابت برگزاری این اردوی علمی و جذاب.
پایان
برج فناوری
سلام و درود فراوان به دوستان عزیز اسم من پرومتوئین هست . من خیلی به فناوری علاقمندم و به کار های عجیب و جالب آقای اخوان معلم کلاس هشتم خیلی دوست دارم . منم برای مستند سازی اومدم بکنم که چند وقت لپ تاپ و حتی گوشیم خراب شد . اما امروز امدم که در مورد ان روز که به برج فناوری رفتیم برایتان تعریف کنم . برایتان زیاد از حد نمی گم که خسته بشید .
داستان برج فناوری
عجب جایی این دیگه چیه واقعا خیلی جالبه رباتی که با فشار باد می توانه پیانو بزنه اون خانم گفتن که 10 مهندس حرفه ای و عالی برای این ربات برنامه ریزی کردند .
دومین وسیله یک آینه ی مقعر بود که با امواج می توانست صدا را به آینه ی دوم انتقال بدهد من از این خیلی خوشم می داد من هی داد میزدم اما کسی متوجه صدایم نمی شد .
هواسم نبود نشستم روی یک دوچرخه و پا زدم دیدم که یک چراغ روشن شد و وقتی یک دسته ای کشیدم یکم سخت تر پا می زدم چون این چراغ کم مصرف تر می باشد .
رفتیم سراغ یک وسیله ای که با ان می توانستیم لیزر ها رو پخش کنیم با یک اینه ی مقعر و با مه ها می توانستیم لیزر ها رو مشاهده کنیم .
وسیله ی بعدی وقتی لیزر یا مور به ان برخورد می کرد توپ پرتاپ می شد یعنی تو به هدف زدی و حتی فلش گوشی هم موجب پرتاب ان هم می شد .
یا حضرت عباس این دیگه چیه چقدر وحشت ناک هستش اندازه ی 220 ولت برق شهری رو می گیره و به 1 میلیون ولت تبدیل می کند و حتی در کنارش وسیله ای بود که رنگ ها رو با هم ترکیب می کرد .
دستگاه بعدی 220 ولت رو به صد هزار ولت تبدیل می کرد و هر کس می توانست به دیگری انتقال بدهد و همین دستگاه موجب می شد که رسانایی بدن ما برساند مثل دستگاهی که مثل یک ربات که هر کس دو دست با دوستانش می گذاشت رسانایی را نشان می داد .
و دو اتاق که یکی از انها با سرعت بالای خاموش و روشن کردن چراغ موجب می شد که ما یک بند را با یک چرخش مشاهده کنیم در اتاق بعدی هم یک عینک هایی به دو تا دی تاشو بود که در کنار یکدیگر موجب می شد روی صفحه چیز بدی بسازه اما با عینک موجب می شد که ان سع بعدی بشود .