تاریخ سه شنبه ۹ اردیبهشت




سلام

آقای مدنی پس از ورود به کلاس حضور و غیاب کردند. 

سپس برگه های امتحانی را به ما دادند و جواب های  سوال ها را دانه به

دانه گفتند. 

بعد آقای مدنی ما را صدا می زد و اگر ما اعتراض داشتیم می گفتیم

ولـــــــــی اگر اعتراض الکی کردیم منفی میگرفتیم. 

بعد از همه ی این کار ها آقای مدنی برگه ها را از ما گرفتند،  چون برای دیدار با والدین می خواستند. 

سپس آقای موسویان برای ارائه آمدند و درس ۲۳ را با پاور پوینت ارائه

دادند. 

وبعد آقای مدنی گفتند که اختلاف طبقاتی حتی در ورزش هم بوده است مثلا در تکواندو و…

آقا داشتند بیشتر توضیح می دادند که زنگ خورد.

تکلیف 

آقای مدنی چیزی درباره تکلیف نگفتند. 

تا هفته ی دیگر خدانگهدار

ف ا ر س ی 2/10

به نام نامی

یزدان

شاید بدونید که میخوام بازم:

(شروعش کنم با {سعدی})

 می برزند ز مشرق شمع فلک زبانه

 ای ساقی صبوحی درده می شبانه

امروز روز غیر عادی بود چون:

(قرمز یعنی مهم)

{این مستند کلا دارای نکات بسایر مهم است وجزئیات ندارد}{علامت تعجب}

در لحظه ی ورد آقای صادقی مطلبی بیان شد:من امروز نمیتوانم بلند صحب انجام دهم{علامت تعجب}”لطفا دو دقیقه گره “{علامت غم}

آقا گفت که چهار شنبه هفته ی آینده امتحان روخوانی از درس1 تادرس17+حفظ شعر رستگاری که بعد به صورت کتبی گرفته می شود ولیکن اگر کسی آن را خراب کند از او یک امتحان شفاهی گرفته میشود+اینکه آگر کسی املاء های قبلی خود را خراب کرده اند میتوانند یک املای جبرانی بدهند.{علامت خوش حالی}

البته به عنوان تکلیف کسانی که خواستند فردا یا چهار شنبه ی آن هفته باید دفتر را کامل کنند وبه استاد تحویل دهند.{تا درس 17}

فردا درس 17 ام را تمام میکنیم.

امتحان به تر تیب این گونه سئوال می آید:

1)معنی شعر.

2)معنی لغت.

3)دانش زبانی=فعل آینده/نقش دستوری/ضمیر و مرجع ضمیر/شخص شمار فعل/بن ومصدر/ساده و غیر ساده که فردا مرور میکنند.

4)دانش ادبی=ارایه ی ادبی /قالب شعری/داستان دهای نمادین ورمزی.

5)خود ارز یابی=درمطلب.

6)تاریخ ادبیات=فط از کتاب های آنها و اینکهد به چی معروف هستند می آید.

تاریخ ادبیات از:

1)نادر ابراهیمی.

2)علی اسفندیاری.

3)پروین اعتصامی.

4)اغبال اشتیانی.

5)قیصر امین پور.

6)خواجه عبد الله انصاری.

7)طاهره اُبید.

8)جامی.

9)حافظ شیرازی.

10)خواجوی کرمانی.

11)خواجه نصیر الدین طوسی.

12)ژیلسگای.

13)سعدی.

14)شبستری.

15)علی شریعتی.

16)شهریار.

17)عطار نیشابوری.

18)محمد رضا کاتب.

19)ناصر خسرو.

20)هوشنگ مرادی کرمانی.

21)ملک الشعرا.

22)محمد جواد محبت.

23)غلام حسین یوسفی.

24)نظامی.

.است.

(من هنوز می توانم در رابطه با کوئیز ها وامتحانات کمک کنم )

{ایزی ایزی تومام تومام ایزی ایزی تومام تومام}

“:خدا حافظ:”

جلسه سوم مطالعات مسؤلیت

سلام دوستان قبل از اینکه بریم سراغ مستند :

1- برای فهمیدن تکالیف باید کل متن را خواند

مستند: بچه ها یادشان نبود که ـآقای محمودیان از اون معلمایی است که به تمیزی کلاس اهمیت زیادی میده برای همین هم یادشان نبود و کلاس را تمیز نکردندن و کل کلاس یک منفی انظباطی خوشگل گرفتند استاد از بچه ها از بچه ها پرسید جا های گردشگری و دلیل آن را بیان کنید ؟

آقای حاتمی= شیراز. تاریخی زیارتی     آقای جعفری هم پرسید فصلش رو هم باید بسنجیم؟        آقای حسن پور . اصفهان تفریحی     آقای موسویان . سیاحتی کرمان   آقای رفیعی سیاحتی یعنی چه؟      اقای خورشیدی  تهران زیارتی تفریحی      آقای عبد الهی یزد زیارتی سیاحتی    آقای جعفری همدان     و در همین هنگام هم آقای حاتمی داشت از سر گرسنگی اتود میجوید و آ قای یزدانی دهنوی و کیان هم به قول آقای فیروز نیا حموم زنونه راه انداخته بودند البته آقای جعفری و خورشیدی هم همین اتفاق براشون افتاده بود آقای موسویان هم با ماژیک هایی که روی میزش بود تمرین نقاشی میکرد  و همان موقع آقای آزادی یه خمیازه ای کشید که انگار از شب تا صبح به خاطر مسابقات خوابش نبرده و آقای خورشیدی به استاد گفت تا همدان 3 ساعت بیشتر راه نیست و استاد هم در جواب گفت چرت نگو خورشیدی و در ساعت 8:25 دقیقه آقای یزدانی پور آمدند و آقای محلوجی به باز پرسی آقای فیروز نیا رفتند و آقای زجاجی هم گشنش شد و شروع به جویدن خودکار کردند همان موقع حاتمی شروع به تمیز کردن عینک کرد یزدانی پور هم مثل همیشه تک میزد و یک مگس هم همان موقع به جعفری کرم میریخت و آقای آزادی یه جوری استاد را نگاه میکرد که انگار استاد براش منفی گذاشته و در همان موقع آقای حاتمی سر کلاس مزه ریخت و آقای میر عظیمی هم به هایلایترش ور میرفت و هی صدای تق تق تولید میکرد و آقای حاتمی و غیور هم با این کار آقای میر عظیمی را همراهی میکردند و همین الان همون مگس کرم ریختن به من را هم شروع کرد و آقای جزی هم پاهایش را روی میله های صندلی من گذاشت  آقای دبیعی هم همان موقع اجازه روشن کردن کولر گرفت  و آقای کمالی نژاد هم اجازه بیرون رفتن از کلاس را گرفت و رفیعی هم اسرار میکرد که از روی کتاب بخونه و همان موقع آقای یزدانی پور چشمش را مالید و انگاری کیان خوابش میآمد و البته آقای رفیعی و زجاجی سر کلاس لباس ورزشی پوشیده بودند البته آقای محمودیان هم نفهمید و راستی آقای محمودیان گفت تحقیق در باره  بوم گردی امتیاز داره  و آقای حاتمی هم دستش را کرد تو دهنش و آقای رفیعی هم سر کلاس یه مزه ای ریخت عماد هم سرش را روی نیمکت گذاشته بود و صدای معلم برایش مثل یک لالایی میموند و آقای خورشیدی هم داشت با خودکار قرمز روی نیمکت تمرین نقاشی میکرد و آقای فرخ نژاد هم همینطور کلا به نظر میرسید بچه ها از مطالعات بیزارند و آقای آزادی درباره آبشار آب ملخ پرسید چرا بهش میگن آب ملخ و آقای رفیعی هم در پاسخ گفت چون توش ملخ هست آقای محمودیان گفت هفته دیگه باهم کلاس نداریم و امتحان ترمیم نمره مطالعات از درس 9 تا 16 داریم  بچه ها از اینکه دیگه کلاس مطالعات ندارند آنقدر خوشحال شدند که انگار توی المپیاد مقام آوردن و تا سر امتحان باز شد غمگین شدند آقای خورشیدی به خاطر بی نظمی یک منفی انظباتی گرفت و همان موقع آقای محلوجی از باز پرسی بازگشتند و آقای شهیر رفتند و آقای مظاهری هم یک منفی انظباطی گرفت راستی کاربرگه شماره 9 را بنویسید البته ما کاربرگه 10 را در کلاس حل  کردیم و وقتی آقای محمودیان از کلاس خارج شد آقایان زجاجی رفیعی میرعظیمی صدای گوسفند را تقلید کردند و دو تا از بچه ها هم حمله بردند به نماینده تا اسم ننویسه و افرادی که سر و صدا کردند و منفی گفتند زجاجی میر عظیمی خورشیدی یزدانی حسن پور بودن راستی آقای محمودیان تکالیف دفتری از اول سال تا الان را چک میکنند  راستی خداحافظ

مهارت چرم

سلام 

من امروز نرفتم و نمیدونم چه اتفاقاتی افتاده 

برای همین یه معما میزارم و هرکس زود تر توی بله جواب داد یه شارژ دو تومنی بهش میدم ( فقط شمارشم بفرسته )

 

 

معما :

تو نمیتونی منو ببینی، نمیتونی به من دست بزنی، صدایم را نمی شنوی، تو نمیتونی طعم منو بچشی، می توانید از من استفاده کنید یا من را به وجود بیاوری، می تونی منو پیدا کنی و به راحتی بشکنی!

برخی از من لذت می برند و برخی دیگر از من می ترسند. من چی هستم؟

 

فناوری

امروز آقای اخوان تایپ رو رها کردن و چون یه جلسه دیگه داشتیم جلسه ی امروز و جلسه بعدی را برای فلوگوریتم گذاشتن ما امروز در فلوگوریتم کار با حروف انگلیسی را یاد گرفتیم (لطفا قبل از خوندن توضیحات ، زبان فلوگوریتم را انگلیسی کنید) ما توی این درس کار با دو تا چیز یکی (فوروارد) و دیگری (تِرن) را یاد گرفتیم (این دستور ها برای خط کشیدن استفاده میشه) (اگر می خواهید این دو گزینه براتون باز بشه روی فلش کلیک کنید و دوباره روی فلش پایینی صفحه ای که براتون باز میشه کلیک کنید) که با زدن کلمه ی فوروارد میتوانید یک خط صاف بکشید (همان اندازه که وارد می کنید خط می کشد) و با زدن بر روی کلمه ی ترن می توانید جهت خط را تغیر بدهید(همان درجه ای که وارد می کنید تغییر جهت می دهد) شما با این کار میتوانید انواع شکل های هندسی را رسم کنید خدانگهدار.

علوم13

سلام به بچه‌ها ایشالا حال دلتون عالی باشه اما حال منو زیاد خوب نیست چون آقا جونم مشکل گوارش پیدا کرده این این آقای فیروزنیا ما هم به فکر من نیست اما آقا جون من امروز بیمار شده میگن که امروز ه مشکل گوارشی پیدا کرده  این  دستگاه گوارش یعنی که غذا از ۴ طرف عبور پیدا می‌کنه وقتی که عبور پیدا وارد مری میشه وقتی که وارد مری شد سپس وارد معده میشه معده یه شیره‌ای با اون مخلوط میشه سپس برای همین غذا خیلی نرم میشه وقتی غذا نرم شد میاد وارد رود باریک میشه رود باریک با یک کسی رفاقت خیلی چندین ساله داره به نام جناب آقای لوزالمعده لوزالمعده آنزیم‌ها را تولید می‌کنه و از طریق یک لوله وارد روده باریک می‌شه سپس اون‌ها وارد خون‌هایی میشن چون اون‌ها خیلی ریز شدن غذاها وقتی که مواد غذایی هامون غذاها وارد خون‌ها شدن میان آنها وارد کبد می‌شود وقتی که وارد کبد شدند د مواد مغذی را به بخش‌های مختلف بدن می‌رساند سپس اگر آب و مواد معدنی چون وارد رود باریک می‌شوند موجب می‌شود وارد فراخ روده شود و از آن طریق دفع شود حالا من هر روز نیم ساعت ورزش می کنم تا سلامتی دستگاه گوارشی بدن من حفظ شود.

ادامه ی مستند سازی تاریخ 2/2

و بعد طبقه   اخر   خداین کشاورز وصنععت گر هستند و اینا عقاید ایرانی ها قبل از زرتشت و بعد زرتشت   میاد و میگه که این خدایان که شما می پرستید همه اش دیو هستند و باید شما فقط اهورا مزدا را بپرستیدو خدای اصلی و بزرگ اهورا مزدا است و زرتشت اینا را میگه و هیشکی ازش حساب نمی بره و این هی میکه و هیشکی هم کاریش نداره که دیگه خسته میشن و مغ  mogh ها روحانیان ان زمان میکفتند که ما باید دیو ها را بپرستیم و مجیک ها magic   جادوگران ان موقع هم بودن و مجیک ها از نسل مغ ها ن  و اینا با زرتشت مخالفت میکنه و زرتشت را میبرن و میندازن زندان  و بعد گرشاسب پادشاه  ان زمان ایران  خواب بوده و خواب عجیبی میدیده که وقتی بیدار میشه میبینه که اسب شاه دستاش رفته تو شکمش و هی درباریان زر میزن دست را در بیارن کهه نمی نتونن  و بعد خبر به زرتشت میرسه ه همچی شده وا اینا بعد زرتشت میکه دواش دشت منه وزرتشت را میبرن پیش اسب و زرتشت شروع میکنه به دعاع خوندن یه چیزای میخونه مثلا میگه بک یا اهورا مزدا و اینا و همین طور که میخونه دستا اسب از تو شکمش در میاد و گرشاسب پادشاه ایران میگه به به  منم زرتشتی شدم و وقتی شاه زرتشتی میشه همه زرتشتی میشن و همه اهورا مزدا را میپرستن و تاااا این که زرتشت میمیره                و متاسفانه یا خوشبختانه مردم دئباره شروع میکنن به دیو پرستی و بعد هم که کتاب اوستا نوشته میشه اوستا 2 بخش بوده یه بخش گات ها بوده که در ان اهورا پرتی بوه و در بخش دیگری که نام دارد یشت دیو پرستی بوده و گفتند ما تو دنیا 2تا ادم داریم که اسم یکی دروج و دیگره واشع بوده دروج یعنی دروغ و واشع یعنی عدالت و گفتن دین و عقاید رو اداب و روسوم تاثیر میزاره و بعد من ص 144 و 145 ررا خوانم                     خیلی ممنون که خوندین تا دیداری دیگر بدرودددددددددددددد

دومین جلسه چاپ لینو

به نام خدا

سلام به دومین جلسه چاپ لینو خوش آمدید
این دفعه هم فکر نکنم به درد کسی بخوره اما خوب دیگه مینویسم که شاید به درد یکی خورد
وقتی وارد کلاس شدیم استاد در کلاس بودند و داشتند لینو هایی را که برایمان خریده بودند¹ به اندازه های استاندارد (15*25 و 15*10) برش میزدند
همینطور که داشتند برش میزدند 17 تا کاغذ به دادند
میدونی روی کاغذ ها چی بود ؟
بله روی هر کاغذ یک طرح چاپ شده بود
استاد به ما گفتند که از بین این طرح ها یکی را برای خودمان انتخاب کنیم
هر کس یک طرح برای خودش انتخاب کرد و بعضی ها طرح هایشان را با هم معاوضه میکردند
بعد استاد لینو هر کس را نسبت به طرحش به او داد و با طرح پزشکی به ما آموزش داد
اول باید لینو خود را با تینر تمیز کنیم (تینر باید از 12 هزار تا 24 هزار باشد و باید تینر فوری باشد تا طرح را خراب نکند)
بعد باید طرح را روی لینو تطبیق دهیم و با تینر (محکم) روی آن بکشیم تا طرح روی لینو چاپ شود
بعد باید تمام قسمت های سفید طرح را با مغار بتراشیم
ما دو مدل مغار داریم² که یک نوع مغار V و یک نوع مغار U (کلیک کن رو اسمش)است مغار V (کلیک کن رو اسمش) برای برش دور کار یعنی مرز قسمت های سیاه و سفید استفاده میشه و مغار U برای قسمت های سفید استفاده میشود
زمانی که استاد داشتند این ها را درس میدادند یک دفعه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آقای اخوان (یک کلیک بکن روی اسمشون)از پشت سرمان ظاهر شد و مشغل عکاسی و فیلمبرداری شد در حدی آقای اخوان ساکت بودند که چند تا از بچه ها متوجه ایشان نشدند
بعد استاد گفتند که برای جلسه بعد باید لینو های خود را آماده کنیم

پایان

راستی من هنوز نفهمیدم که چرا مدرسه به اون اسم لینو رو صدا میکنه اگه کسی میدونه بگه
¹=آقای شفیعی پنجشنبه در گروه اعلام کردند هر کسی که لینو نخریده من میتونم براش بخرم و یک تعدادی توی گروه اعلام کردند که برای من بخرید
²=ما ۵ مدل مغار داریم که دو تا از آنها برای تراش چوب و یک نوع از آنها خیلی کمتر استفاده میشود

اینم از انواع مغار

زبان دوشنبه گروه A

سلام و ادب خدمت شما دوست عزیز. امروز مسابقه بین گروه دینامیت ومهین تاج (فکر نکنم درست باشه) بود و برنده مهین تاج بود.

شنبه بین گونی پور(برنده) و بویوک(بازنده) است….

اولین جلسه چاپ لینو

به نام خدا 
میدونم دیره ولی خب بلاخره شاید به درد یکی خورد
سلام 

جلسه اول چاپ همه مشتاق بودیم که ببینیم که این کارگاه چاپ چیه که اینقدر توی مدرسه سر وصدا کرده 
استاد کمی دیر وارد کلاس شدند و اول خودشونو معرفی کردند 
حالا شاید بپرسید توی معرفی چی گفتند 
اسم ، فامیل ، سن ، رشته تحصیلی و از اینجور موارد رو بهمون گفتند
بعد گفتند که هر سوالی که دارید بپرسید¹
و یکی پرسید : 
چرا دندون جلوییتون نیست (بی ربط و شاید بی ادبی باشه ولی پرسید
مشخص شد که توی تصادف با موتور دندون شکسته و دچار عفونت شده و ایشون به ناچار دندون رو کشیدند (البته مقصر خودشون بودن)
بعد درباره این کار بهمون توضیح دادند و گفتند که …
گفتند که باید چه موادی رو تهیه کنیم ، چه موادی رو برای جلسه بعد نیاز داریم و چه موادی رو میتونیم خرد خرد تهیه کنیم 
اصلی ترین ماده برای چاپ لینو
مغارِ
احتمالا خودتون متوجه شدید که مغار نیست و قطعا از اسمشم پیداست که لینو 
و در یکی مونده به آخر آقای شفیعی گفتند که برای جلسه بعد یک نفر یک گروه بزنه 
و این بار در آخر چون کاری برای انجام دادن نبود درباره فیلم صحبت میکردیم 
تا شنبه بعدی (جلسه بعدی رو میگم که گذشت) بدرود
¹ = با اینکه گفتند هر سوالی دارید بپرسید من هنوز یه چیزی برام مبهمه 
اینکه چرا با اینکه خود استاد میگن لینو مدرسه میگه لئونیوم تازه اگه دو تا اسم هم داشته باشه لینو راحتتره