زنگ حرفه و فن

سلام 
خوب امروز هم اومدیم با یک مستند سازی دیگه :
زنگ حرفه وفن با استاد موذنی .

خوب مثل همیشه استاد وارد شدن ، و شروع به معرفی خود و روند کلاس کردند .

همین اول تکلیف رو بگم : شماره 1- فعالیت هست که در ادامه گفته شده است .

1 دفتر نداریم یعنی چی یعنی 10 برگ A4 برای این کلاس نیاز هست که به اسم برگه های گزارش کار هست .

نکته : این کلاس امتحان کتبی ندارد و نمرات کار های عملی نمره ترم هارو میسازه شاید براتون سوال بشه که کار عملی ها چی هست ؟

1– خلاصه کردن متن های اول کتاب {سخنی با دانش آموز و سخنی با معلم اجباری و سخنی با خوانواده مثبت دارد } 

2- ساخت جعبه ی آهنگین 

3- نقشه صفحه ی 66

4-نقشه ی 72و73 

5- ساخت قاب عکس فلزی 

6- جوشکاری 

7- دیدن کار پوشه {چی هست ؟ یک پوشه ای هست که کاملا ماله حرفه وفن هست که تمام گزارش کارها در این پوشه نگهداری میشود و در پایان  با بادیدن استاد نمره گزاشته میشود .}

سخنی از استاده بزرگوار : نگران نمره نباشید ، نگران یاد گرفتن باشید.

یک موضوع که بیان شد این بود که برای فعایت جعبه ی اهگین میشود یک فرد برود طالقانی و قیمت وسیله های مورد نیاز  را گرفته و با رضایت دانش اموزان ان را خریداری کند . یا هرکسی که دوست داشت از بیرون خریداری کند من اسم وسایل را مینویسم .

 

1- میکروسعیچ   2- بلند گو 8 اوهم کوچک   3- جاباتری قلمی 2تایی   4- کیت مولودی

حوب اینهم از کلاس امروز امید وار هستم خسته نشده باشید و تا خلاصه نویسیی بعدی خداحافظ.

 

مهارت کتابخوانی

خووووووووب بالاخره رسیدیم جلسه آخر

جلسه آخر هم استاد 30 دقیقه دیر کردند و بچه ها باز هم سر جایشان باهم دعوا کردند ( بابا ناسلامتی جلسه آخر هست کوتا بیاین دیگه ) 

پس از آمدن آقای محمودیان و ساکت شدن نشستنمان وقتی که آقای محمودیان رفتند بچه ها دوباره سرو صدارا شروع کردند که یکی از دبیران که انگاری داشت آزمونک های شاگرد هایش را چک میکرد گفت: (سسسسسسسسسسسسسساااااااااااااااااااااااااااااااااااکککککککککککککککککککککتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت)

و بچه ها 2 دقیقه ساکت شدند و یکی از اون طرف داشت چیز به یکی پرت میکرد اون یکی هم تخته ( تخته که چه ارز کنم چوب ام دی اف معمولی که حالا مثلا تخته وایت برد هست ) را داشت پاک میکرد و معاده مینویشت ا حل کند  که یکدفعه برق رفت ولی بچه ها آنقدر داشتند کرم میریختند که اصلا نفهمیدند که کی برق رفت  و پس از یکربع کرم ریختن بالاخره آقای صبری آمدند و بچه هارا ساکت کردند  و قتی که بچه ها ساکت شدند اتاد داش میپرسی که چند صفحه کتاب خواندید و آیا باروشی که گفتم یعنی pq4r  یاهمون پسختام و روش حلزونی که از بچه ها پرسید و از بچه ها پرسید که روش حلزونی را بگید و چند نفر جواب دادند و زنگ خورد

                                                                                          پایان

به دنیای هشتم خوش اومدید

سلام به هشتمی‌های عزیز 🌟
خوش اومدید به یه سال تحصیلی جدید؛ سال هشتم، یعنی همون سالی که نه دیگه اونقدری کوچیکین که کسی بهتون بگه “بچه‌ دبستانی”، نه هنوز اونقدری بزرگ که بگن “مرد گنده!” 😄
قراره با هم توی این سال، چیزای تازه یاد بگیریم، اشتباه کنیم، بخندیم، و رشد کنیم و یاد بگیریم. مهم نیست همیشه نمره‌هامون 20 بشه یا کی از همه بهتره؛ مهم اینه که هرکدوممون نسبت به دیروزِ خودمون یه قدم جلوتر بریم.

من هم مثل شما از این شروع تازه هیجان‌زده‌ام و قول می‌دم تا جایی که بتونم کنارِتون باشم—نه فقط توی درس، بلکه توی مسیر رشد و رفاقت. 💬
پس بیاین از همین امروز با انرژی، با ذهن باز، و کمی شیطنت کنترل‌شده (!) شروع کنیم!

به دنیای هشتم خوش اومدید 🎒✨

اخرین زنگ حرفه وفن سال 1404/2/22

سلام ( سرت تو کلام )

امروز اقای عزیز گفتند که اگر امروز پودمانی رو اوردید به دلیل تاخیر زیاد پودمان ها را با کسر نمره وارد میکنه .

 

استاد گفتند که امروز نمرات خرداد همه بچه ها را در اخر زنگ میخونند .

 

استاد امروز در مورد طرز تولید نخود چی حرف زدند .

 

استاد گفتند : برای تولید پفیلا بهتره که اول ذرت ها را در اب به مدت 10 دقیقه بخیسونید بعد بپزیدش چون اینگونه مواد معدنی بیشتری داره و دونه های پفیلا هم بزرگتر میشه .

 

اقای عزیز گفتند : فرق گوسفند با بز اینه که گوسفند دمبه و پشم داره ولی بزغاله مو داره و چربی نداره و گوسفند طبعش گرمتر از بز است .

 

استاد گفتند : گوشت سینه های مرغ و بوقلمون سفید ولی گوشت پاهاشون قرمزه .

 

اقای عزیز گفتند : خوشمزه ترین و بهترین ناگت ناگتیه که از پوست مرغ تولید بشه .

 

استاد گفتند : برای اینکه مرغ ها بیشتر تخم بدند اونها رو در یک محفظه ای که همش رنگ سیاه است میذارند و هر 6 ساعت یک بار چراغو خاموش روشن میکنند تا زودتر و بیشتر تخم بده .

 

استاد گفتند : دود کباب سرطان زا است و ما با 5 یا 4 لیتر لیمو فقط  1 لیتر ابلیمو بدست میاریم .

 

استاد گفتند : نمرات خرداد را یا 19 یا 20 دادم .   

 

 

تکلیف : نداریم

 

امیدوارم از مستند سازی های من راضی باشید . خدانگهدار .

 

آخرین زنگ تاریخ

به نام خدا

بالاخره به آخرین کلاس تاریخ با استاد مدنی داشتیم. 

امروز آقای مدنی پس از آخرین حضور و غیاب زنگ تاریخ شروع به آخرین درس زنگ تاریخ دادند. 

 استاد اختراعات و اکتشافات را توضیح دادند ولی گفتند زبان مهم ترین اکتشاف است. 

چون ما بدون زبان نمی توانستیم با هم صحبت کنیم. 

زبان نشانه ای بین افراد است. 

سپس نصف کلاس را پانتومیم بدون علامت یا صحبت کردن بازی کردیم. 

سپس استاد درباره شکل گنبد ها و مقرنس کاری توضیح دادند. 

و به این گونه زنگ تاریخ هم تمام شد. 

 

مستند سازی ورزش4

سلام با چهارمین و آخرین مستند سازی من همراه هستید.

تنها چیزی که می توانم بگویم این است که مدرسه ها تمام شدند و دیگر شنبه ها آقای اخوان به ما فلوگریتم درس نی دهند.برای آقای مجیدی انشا نمی خوانیم و دیگر برایشان انشا هایی همراه با پاچه خواری نمی نویسیم.دیگر برای آقای ناصری فعلی را صرف نمی کنیم.دیگه به آقای ادیب نمی گوییم که سوال امتیازی بگیرید.دیگه با آقای عزیز کلاس نداریم.با تیچر عباسی یا مهری که معلم ها خیلی خوبی بودند کلاس نداریم.دیگه با آقای قاسم زاده کلاس که همیشه دیر می آمد کلاس نداریم.

دیگه با هیتلر کلاس ندارییییییم. دیگه با آقای پورواسعی کلاس نداریم. دیگه با آقای مدنی کلاس نداریم. دیگه با آقای صادقی کلاس نداریم و دیگر نمی خواهد فعل و نهاد جمله ها را پیدا کنیم.دیگه با آقای صیاد زاده کلاس نداریم. دیگه با آقای محمودیان کلاس نداریم و در آخر دیگر با آقای نصر کلاس نداریم.من که خیلی ناراحتمhttps://uploadkon.ir/uploads/e62f15_25c38e6790-9a4c-45fc-b99a-519df13603d7.pngشما چی.

پایان.

کلاس پیام ها امروز

د رکلاس امروز اقای ناصری برگه های مارا دادند. اقای ناصری از دست ما خیلی ناراهت بودند چون امتهان های خود را خراب کرده بودیم.اقای ناصری بعد از سر زنش کردن ما اقای ناصری صفحه 111را معنی کردند و بعد باهم   صفحه112و113راحل کردیم. و این هم جواب سوالات

التمرین الاول:

1.غلط
2.غلط
3.درست
4.غلط
5.درست

التمرین الثانی:

1.بعداز شهرین

اقا توی این سوال من رو خیلی اذیت کردند

2.نعم
3.صاحب المصنع
4.السوق
5.اخشاب
6.النجار

التمرین الثالث:

1.گزینه 2
2.گزینه 3
3.گزینه 4
4.گزینه1
5.گزینه 3
6.گزینه 3
7.گزینه 1


اقای ناصری چون زنگ زود خورد دیگر نتوانستند بیشتر برایمان تمرین هارا حل کنند.

کسب‌و‌کار

امروز آقای صیادزاده درباره این که هر شغلی جه تبلیغاتی دارند

برای مثال مغازه های کوثر تبلیغات به صورت تخفیف  میگزارند وسایلی که نیاز دارید را درآخر فروشگاه میگزارند که ما اول آنهارا می خریم

 

تا جلسه بعد

 

کلاس ریاضی سه شنبه(زنگ آخر)

سلام

احتمالا حدس زده اید که چی می خواهم بنویسم! ولی اشتباه حدس زدید !! امروز چند فرق با هفته های گذشته داشت. اصلا بگذارید تا امروز را کامل شرح دهم.

ماجرا از وقتی شروع شد که آقا وارد کلاس شدند. وقتی وارد شدند، گفتند:((بفرمایید.تا شما کتاب کار صفحه ی 150 تا 153 را حل میکنید من امتهان هایی را که زنگ قبلی گرفتم را تصحیح می کنم))

همگی شما می دانید که من در کلاس کجا نشسته ام. یکی از چیز های جالبی که جای من دارد این است که پیش 4 نفر کلیدی کلاس نشسته ام. اولی شهیدی که کنار من است و دیگر خودتان او را می شناسید و نیازی به توصیف ندارد.دومی رضایی که جلوی من است. آن را هم می شناسید.سومی پورحقانی که پشت من است و توصیف او غیر قابل پخش است!!! و آخری که از همه جالب تر است، ستاری است!که او را هم به خوبی می شناسید.

بل اخره بروم سر اصل مطلب.وقتی در حال نوشتن کتاب کار بودیم،(البته من در حال نوشتن این مطالب بودم و باید کتاب کار را  در خانه بنویسم)شهیدی گفت:((من امتهان تیزهوشان را 27% زدم و کمترین درصدی که قبول شد30%بود!))

گفتم:((#خیلی_بد_شانسی!))

در همین حین بود که ستاری از عقب گفت:((من70%زدم!))

نمی دانم که در آن لحظه چه باید می گفتم برای همین گفتم:((باشههه))

دوباره همگی رفتیم در حالت نوشتن.ناگهان آقای فیروزنیا آمدند و به آقای ادیب گفتند:((برنامه شروع شده لطفا یکی یکی بچه ها را به پایین بفرستید.))

آقای ادیب گفتند:((کسانی که برگه ی خود را گرفته اند می توانند بروند.))

همه ی ما کنجکاو شدیم که بدانیم برنامه چیه؟برای همین مثل…رفتیم. ولی آقای فیروزنیا ما را گرفتند و گفتند:((یکی یکی))

بل اخره مشخص شد که جشن برای روز معلم است

برای اینکه اینها جزو کلاس نیست یه خلاصه ای می گویم که فقط بدانید چه شد.

این جشن را مادران چند تا از بچه ها بر پا کردند از جمله مادر آقای جهانبخش.

خلاصه اینکه به معلمینی که حضور داشتند هدایایی اهدا شد و به معلمینی که حضور نداشتند بعد اهدا میشود.

در آخر هم یک پزیراییه کوچکی شدیم

راستی آقای ادیب مشقی ندادند تا برای آزمون جامع خوب بخوانیم

خداحافظ

کلاس در اختیار بچه ها در حرفه و فن

امروز یکی ازپاچه خوار اعظم امد درس بدهد حتما شما میشناسیدش خوب ان معلم کوچولو درباره ی غذا های مختلف صحبت کرد مثلا سوپ کباب وغیره ان انواع پوخت غذا ها را یا داد خوب بعد رفتیم سراغ فلافل وقتی فلافل را گفت همه ی بچه بقایی نگاه میکردن چون هرروز فلافل میخورد بقایی انقدر فلافل خورده که کله اش مثل فلافل گرد شده است راستی معلم کوچولومون پرسید کسی طرز پخت فلافل را بلده؟ هیچ کس بلد نبود الا بقایی چون با فلافل زندگی میکردخوب رفتیم سراغ انواع پخت مثل دودی کردن اب پز کردن سرخ کردن و غیره و برای هر کدام مثال زد مثلا برنج دودی تخم مرغ اب پز سیب زمینی سرخ کرده حتی کنسرو ها راهم گفت مثل کنسرو ماهی وغیره خوب نوبت معلم کوچولوتمام شد ویکی دیگه امد اون مانیان است خر خون کلاس مانیان امد درباره ی تغذیه ی مناسب کربوهیدارت های ساده و پیچیده بعد گفت این ها ربط به کیمیا دارد میدونیند که کیمیا کی اقای فیروز نیاخوب بگزریم رفتیم سر بحث باحال مسابقه با جایزه های باحال مسابقه طوری بود مانیان حروفی میگفت و بچه ها باید با اون حروف اسم یک غذا را بگند مثلا میگفت با ر بگو بچه ها میگفتند رانی یعنی منم موندم رانی غذا هست و مثلا ت گفت بگو بچه ها گفتند تی تاب من دیگه داشت باورم میشد رانی وتی تاب غذا هست فقط پورحقانی ومصری نژاد غذای درست حسابی میگفتند بعد اخر برنده انصاری وتاجمیر شد وزنگ به صدا امد و بچه ها مثل زندانی ها فرار کردند