هنر

۶ ابان استاد داخل کلاس شده و دوباره ابدالاه ۴خوان رستم با یکم کمتر تپق را گفت و یزدانب ۳خوان بعدیرا گفت او با۱ تپق که رکرد ابدالاهی هنوز سر جاشه

وبعد اقای رمزان تاش با اهنگ ها الیشان به همراه کیان و شایان صادقی مارا تا پایان زنگ همراهی کردند (با کمی تپق)

تکلیف هم نداشتیم 

هنر

۱۵ مهر استاد وارد شدند و گفتند برای مان فیلم می کزارند و هر کس جک کند منفی می گرد و بعزی ها ۳تا۳تا منفی هارا زدن لا بقل فیلم دربارهی بچه ها بود که از انها باز پرسی میکردند استاد گفتند این جور فیلم ها خوب نیستند

در انتها باز هم ما تکلیفی نداشتیم

فیلم بسیار جزاب بود اگر اشک های ان پسر درون کلاس میریخت میتوانستیم شنا کنیم

هنر؟

۸ مهر استاد وا رد شدند و گفتند ما باید تا اخر سال باکمک اقای اخوان پادکستی درست کنیم وبرایما یک پاور پنت دربارهی پاد کستی به ما اراعه دادند و دوپاد کستی که یکی خوب و یکی بدمود را به ما نشان دادند استاد میخواستند به ما بگویند پدکست بسازیم اما چون بلد نبودیم از زورش در رفتیم

در نتیجه تکلیفی نداریم

هنر

۱ مهر استاد وارد شدند گفتند ای بابا دیکه نمیشود وقت را با معرفی گزراند به ما گفتند که ما هفتوم گوگولی بودیم هشتم نیمه گوگولی و نهم گوریل هستیم

و بقیی کلاس به خنده و شادی باچند منفی گزشت

تکلیف ..نداشتیم

شنبه 04/08/10 درس پیامهای اسمانی اقای عاصمی

زنگ اول کلاس پیامها

زنگ اول که امتحان داشتیم در حد نیم ساعت امتحان دادیم و بعد کلاس شروع شد.

همه بچه ها برای ازمون مخصوصا قسمت درست و نادرست اعتراض داشتند.اقای عاصمی هم گفتندمن با ارفاق به همه نمره می دهم بچه ها هم با این حرف استادخوشحال شدند.

استاد بعد از حل کردن سوال های امتحان شروع به درس دادن کردند.اول به یکی از بچه ها گفتند که از روی متن بخواند.بعد از خواندن درس استاد شروع به توضیح دادن درس کردند.بعد گفتند که هر کسی در این دنیا تسبیحات اربعه را بگوید در ان دنیا برایش خانه و یا قصری از خشت های طلا و نقره می سازند.سلطانی گفت در بچگی به ما می گفتند هر صلواتی که در این بفرستد در ان دنیا یک اجر برایش درست می کنند.بعد بچه ها شروع به صلوات فرستادن کردند.

پایان این زنگ

زنگ نگارش 6 آبان

سلام من شایان صادقی هستم و این اولین جلسه ی نگارش تو ماه آبانه آقای نصر با ورود به کلاس شروع کردن به حضور و غیاب و البته در حین حضور و غیاب تکلیف ها هم میدیدند و مثل همیشه در حین اجام این کار کلاس رو هوا بود بعد از اتمام حضور و غیاب آقای نصر گفتند امروز همه انشا هایشان را میخونند و بعد دونه دونه همه اومدن برای خوندن انشا ها و آقای نصر هم برای انشاهای ترسناک آهنگ ترسناک میذاشتن و چراغ هارا هم خاموش و پرده رو هم میکشیدند تا کلاس وایب ترسناک پیدا کنه چون موضوع انشا بیماری گوشت خواری گاو و گوسفند ها بود که البته مال بعضی ها هم مثل خودم ترسناک نبودن آقای نصر هم بعد از تموم شدن هر انشا نمره هارا میدادند و چون دیگه امتحان ها شروع شده آقا هیچ تکلیفی برای جلسه ی بعد ندادند                                                                                                               پایان

به نامه خدا

سلام آمدیم با جلسه ی مهارت روانشناسی زنگ آخر بود اقا معلم روانشناسی مون سرشون شلوغ بود و این جلسه نیامدند ‌بجایشان داداششون آمدند

داداششون خیییلی شبیه خود استاد بودند خوب بگذریم استاد وارد کلاس شدند مقدمه ای درباره ی خودشون گفتند وبه ما گفتند اگر تا آخر زنگ آرام باشید یک مثبت به کل کلاس میدهم

بچه ها خیییلی سعی کردند ارام باشند اما نتوانستند تازه چند تا منفی گرفتیم استاد درباره ی جلسات قبلی میگفتن که در جلسه ی قبلی چی می گفتیم ؟

میگفتم که نباید به کسی دروغ بگوییم مثلا من امتحان ریاضی ام را۰ گرفتم اما برای اینکه مامانم دعوا نکنند یک ۲بغلش گذاشتم تا بشود ۲۰اما این بود که مامانم باور کردند اما خودم باور کردم که من خودم ۲۰گرفتم و برای امتحانات بعدی ریاضی لای کتاب را باز نکردن و هیچی نخواندم به این کا میشه گفت دروغگویی به خود البته به بقیه هم دروغ میگوییم که کار خیییلی بدی هست اما ما نباید خودمان باور شود که واقعا من ۲۰ گرفتم یا کار های روزمره ..

معلم داشت این حرف هارا میزد تا زنگ خورد و بچه ها مثل … از زندان آزاد شدند البته اشتباه گفتم زنگ آخر نبود زنگ یکی مونده به زنگ بود .😀♥️

«امید وارم از مستند سازی جلسه ی اول من خوشتون بیاد تا مستند سازی دیگه خدانگهدار🖐️

تهیه کننده :محمد امین ستاری فر

هندسه 5

به‌نام خدا

سلام من محمد حیدر مساح هستم و این مستند جلسه ی 5 هندصه است خب این جلسه رو با جمله‌ی معروف خودم یعنی( خشک ترین کلاس) شروع کردیم بعد استاد برای چک تکالیف که شامل ص45کتاب اصلی سؤال 62 تا 69 کتاب کار وبعد استاد بچه ها را یکی یکی صدا کرد تا تکالیف را چک کند و ما در بین چک کردن تکالیف باید صفحه 46 تا47 را حل میکردیم و تا آخر کلاس تمام کلاس بعد از چک تکالیف رفع اشکال بود و تکلیف ص49 کتاب برای فردا

4 ابان کلاس علوم هشتم کوشش

سلام  سلام  اقای معتمدی وارد شدند و به من گفتند چرا کیک نیاورده ای من هم گفتم حنما جلسه بعد میارم و تو همین در گیری ها بین من وکیک  استاد میخواستند امیر پویا سلطانی رو اخراج کنند ولی حیف متاسفانه اخراج نشد  .خب بگذریم اقای معتمدی یک لیزر اوردند با خودشون سر کلاس و با امتحان صد روش سامورایی بالاخره روشن شد استاد نور لیزر رو گرفتند به یک لیوان چایی و درس رو شروع کردند و چون لیزر از چایی رد می شد به ما گفتن که چایی یک کلو ید هست و شروع کردند به نوشتن درباره مواد وتقسیم بندی های ان و توضیح کلوید ها که عکس هایش هم داخل کانال علوم در بله قرار دادند می تونید برید ببینید و گفتند که هفته بعدی یکشنبه امتحان از فصل یک و بچه هی اعتراض کردند و اقای معتمدی هو جواب همه ما رو دادند اما نمیشه پخش کرد پس به جاش بوق می زارم بووووووووووووق . خب سرتون رو در نیارم برم کیکم رو درست کنم وگرنه فردا اخراج می شم