زنگ نگارش 7 بهمن

سلام امروز اومدیم با اولین زنگ نگارش بهمن قبل از اومدن آقای نصر عبدلی رفته بود فضا تا یه شعر جدید طراحی کنه دوباره آقای نصر اومدن بعد تکلیف هارا چک کردن بعد بعضی ها هم اومدن خوندن دوباره کلاس بهم ریخت آقا بی حواس بچه ها هرکس یه کاری میکرد تا آخر کلاس شد آقا تکلیف دادن که باید فک کنید دارید از پنجره یکیو میبینید که پیره و یه نفرو با فامیلش اشتباه گرفته همین بای

زنگ نگارش 30 دی

سلام بعد از یک سیزن کالاف ورژن واقعی و قطعی نت اومدیم با مستند امروز تا رفتیم تو آقای نصر نمرات امتحان را گفتن بعد کلا کلاس از هم پاشید و هر کس یه کاری میکرد خلاصه بخوام بگم منم رفته بودم کلاه هودی مظاهری و جزی رو گره زدم بعد آقا شروع کردن به خوندن شاهنامه با عکس های گوگولی مگولی بعد از خوندن چند بیت شعر کتاب رو دادن به عبدلی که تازه از فضا برگشته بود اونم یه چند بیت خوند بعد آقا تکلیف داد باید یه داستان جدید برای کیومرث درست کنیم

همین

زنگ نگارش. 1404/10/30

مستند زنگ نگارش سه شنبه ۳۰ دی ماه ۱۴۰۴
ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها
نماز تمام شد و دوباره بچه ها سه دسته همیشگی تبدیل شدند، یه عده میرفتند سر کلاس و یه عده همونجا میمونن و وقت تلف میکنن و یه عده خیلی کم هم میرن به حیاط.
اون هایی که تو کلاس بودن از جاهای جدیدشون آگاه می شدن و بعضی ها خوشحال و بعضی ها ناراحت.
خلاصه،همه از جاهاشون و گروه جدیدشون آگاه شدن و درس شروع شد
نصف کلاس ما در دانستن موضوع انشاء شک داشتند و انشایی ننوشته بودند.(مثل من😁) ولی خداراشکر فمیدیم انشاء اختیاری بوده و خسارت زیادی ندیدیم‌
کمی بعد استاد ۳ نفر از بچه ها را انتخاب کردند و آنها انشا هایشان را خواندند و نشستند سر جاشون.
بعد رسیدیم به بحث تشنج آور نمرات.
استاد نمرات را به طور هیجان انگیزی گفتند
و همان طور که میدانید کل کلاس به مدت۲۰ ثانیه سکوت مطلق شد.استاد اول بچه هایی که ۲۰ نشده بودند را خواند و بعد هم گفتند: ((آنهایی که نخوانده ام ۲۰! ))همه خوشحالی کردن که بالاخره توانسته بودند یکی از امتحان ها را گل بکارند.اما غلط های املایی بچه ها واقعا تعجب آور بود.کلماتی مثل امتهان،عتراف،اُتراق و …
ولی در کل همه ی بچه های کلاس ما جان سالم به در بردند و نمره پایین تر از ۱۹ نداشتیم!
“”راستی راستی تکلیف هم داشتیم””
دوباره موضوع های منطقی استاد:داستان یک کرم که در قفسه کتابخانه شما زندگی میکند.
واسلام و مستند تمام

زنگ نگارش 16 دی

امروز بعد از گذشت N هفته اومدیم با زنگ نگارش اول بگم آقا تکلیف ندادن(فککنم الان خیلیا رفتن)بعد آقا تا اومدن برای ساکت کردن بچ ها با ریتم به میز بدبخت میزد که تازه بچه ها هم تازه فاز گرفته بودن و بعد رفتیم کتاب حل کردیم فک کنم یه 4 صفحه حل کردیم و بازم برای امتحان نکته گفتن مثلا بهت متن میدن باید به سبک امروزی بنویسیش همین

زنگ نگارش ۳شنبه دوم دی ماه

سلام به همگی

حالتون چطوره؟

نمیدونم چی باعث شده بیای اینجا و این متنو بخونی چون همون طور که میدونی امتحان ترم داریم😫
به جای خوندن این متن برو درس بخون که بیچاره شدیم!😓
راستی یه چیز جالب👇
میدونستی اگه ۵و۶ رو از عدد ۱۲۳۴۵۶ برداریم و حاصل که میشه ۱۲۳۴ رو از ۱۲۳۳ کم کنیم که در آخر به عدد ۱ میرسیم که صرفا یه عدده و هیچ معنای خاصی نداره و وقت باارزشت رو تلف کردی که این متنو خوندی🙃🙃

مثل مستند قبلی تو رو با حس فشاری شدنت تنها میزارم که دو برابر شه 👋👋

 

نگارش ۳شنبه ۲۵ آذر

سلام دوستان✋️✋️

قبل ازاینکه استاد وارد کلاس بشن ، آقای اخوان وارد کلاس شدند و نکاتی در مورد روز پدر و جوراب هاشون برامون گفتند.
گفتند که : آقای بقایی انشالله باغ بانوان را اوکی میکنن و یه جایی میبرن که سالن ورزشی داشته باشه.
استاد در حین گفتن این جمله کلمه باغ بانوان را یادشون رفته بود و میگفتند : همون جایی که خونه زن هاس🤣🤣
خلاصه آقای اخوان رفتند بیرون و آقای نصر جاشونو گرفتند.🔄
آقای نصر انشاء های اختیاریمون رو ازما گرفتند و گفتند که یه برگه بزارید جلوتون📖
هیچ کس حال نداشت انشا بنویسه اما خب استاد گفتند که : این یه فرصته برا محک زدن خودتون برا امتحان نوبت اول💯
با همین بهونه بچه ها یکی از موضوعات این …. چه بهش میگن آزمون خود محکی😂 رو انتخاب کردند و شروع کردند به نوشتن✍️
استاد گفتند که حداقل باید ۱ونیم صفحه باشه و اگر کمتر شد ازتون قبول نمیکنم. ( سر امتحان)
بچه ها یه زرنگیی کرده بودن و سریع برگشونو تحویل دادن و رفتن برای ادامه ی فیلم برداریشون.📽🎬
خلاصه که تمرین کنین برا امتحان که زیاد استرس نداشته باشید و بتونید با آرامش بنویسید.
تکلیفم که خب طبق بقیه درسا ندارشیم .

روز خوبی داشته باشید👋👋

 

زنگ نگارش 25 آذر

آقای نصر وارد کلاس شدند و بعضی از بچه ها جبرانی شان را دادند بعد آقا خواستند بتهوون بزارن که گذاشتن ولی چون دیدن بچه ها خیلی دارن حرف میزنن یه عکس آوردند رو دیتاشو و گفتن یه کدوم از متن ها را انتخاب کنیم بعد هم نشستیم و متن هارا به دلخواه نوشتیم آقا هم برای اونایی که نوشتن مثبت گذاشت راستی آقا هم در  و حین نوشتن متن برامون آهنگ ارامش بخش گذاشتن

زنگ نگارش 18 آذر

امروز آقای نصر وارد کلاس شدند و اول نوضیح دادند که انشا باید چه خاصیت هایی داشته باشد که نمره 20 بگیرد بعد چند نفر را گفتند که بیاید و انشایشان رو بخونن بعد گفتند هر نفر باید جبرانی بیاورد یا نیاورد برای گرفتن 20 حالا میخواهم برایتان بگویم باید انشا چه خاصیتی داشته باشد تا 20 بگیرد

1-ساختار زبانی که تشکیل میشود از 3 شاخه ی کوتاهی جمله ها و روان بودن و سادگی که هر کدام 0/5 نمره پس ساختار زبانی 1/5 نمره دارد

2-نگارش که از 4 شاخه ی نشانه گذاری و نداشتن غلط املایی و (پاکیزه نویسی و میزان نوشته ) که هرکدام 1 نمره دارد

3-ساختار بیرونی که خودش به تنهایی 1/5 نمره دارد حالا ساختار بیرونی از 3 شاخه ی آغاز میانه و پایان تشکیل میشود حالا آغاز خودش 2 شاخه دارد جذابیت با 1 نمره و نشان دهنده کلیت با 1 نمره پس یعنی قسمت آغاز 2 نمره دارد حالا میانه که از 3 شاخه تشکیل شده یک خلاقیت با 4 نمره دو سیر منطقی با 3 نمره و سومی توصیف خوب با 3 نمره و شاخه سوم پایان با 2 شاخه جدا یک تاثیرگذاری با 1 نمره و جمع بندی با 1 نمره

پایان

زنگ نگارش 11 آذر

خب امروز آقای نصر وارد کلاس شدند و خواستند یک فیلم بزارند که یهو بچه ها شروع کردن به سر و صدا کردن بعد دیدیم آقای نصر ویدیو سرود ملی پاکستان را گذاشتن و توضیح دادند که زبانشان اردو هست بعد هم یه نقشه آوردند و گفتند که زبان رسمی کشور های اطراف ایران چیست و یک ذره که نه خیلی کلاس رفت به سمت کلاس تاریخ بعد هم انشای بچه ها را گرفتند بعد چند نفر رو آوردن که بیان و انشاشون رو بخونن و بعد 3 موضوع پای تابلو نوشتن و گفتن هر کی میخواد نمره اش بره بالا این 3 تا فعالیت رو انجام بده که موضوع ها یکیشون این بود که باید ص 46 کتاب رو حل کنن دومی گفتن یه موضوع انشا و موضوع این بود که صبح از خواب پا میشین و میبینین که به جای فارسی به زبان آدم خوار ها صحبت میکنید چیکار میکنید و سومی این بود که مجبور هستید برای گرفتن0/75 نمره نگارش روحتون رو بفروشین به شیطان مدرسه همت بفروشید اونم قسطی و اینها هم خودش تکلیفه

تمام

زنگ نگارش آنلاین 4 آذر

خب خدارو صد هزار مرتبه شکر کلاس امروز آنلاین بود و من هم به زور و با هزار بدبختی وارد کلاس شدم طبق معمول آقای نصر زنگ فرهنگ و هنر و نگارش  رو با هم مخلوط کردن و یک قطعه بتهوون گذاشتن و بعد یه عکس از یک رزمنده گذاشتن و گفتن 5 خط دربارش بنویسید و بفرستید تا دونه دونه عکس هارا روی تصویر بیارن و بخونن بعد از اینکه همه رو خوندند آقای نصر یک پاورپوینت خواستن بیارن رو تصویر که آخرش نشد و کنسل شد بعد یه عکس از یه روز برفی گذاشتن و گفتن درمورد این هم بنویسید و بفرستید واسه اینکه به قول آقای نصر حس بگیریم با عکس یه آهنگ دلنشین هم گذاشتن و من هم به عنوان اولین نفر عکس رو فرستادم ولی از اون سلطانیان تو زندگی نامه داشت آسمونو به زمین میرسوند چون نمیتونست وارد هیچ کلاسی بشه بسکی این بشر سیاهه و بعد اقا یه توضیحی درباره ی عکس دادند بعد هم شروع کردن به خوندن متن ها جالب بود که بچه ها خیلی هاشون متن هاشون حماسی بود و کلاس تمام شد

تمام