بازم امده دوباره فارسی جون “سعدی”
“به نام خدا”
شروعش میکنم با سعدی
من آن بدیع صفت را ترک چون گویم؟
که دل ببرد به چوگان زلف چون گویم.
امروز اولین روزی بود که آقای صادقی شروع به تدریس کرد.
آقای صادقی درس 13هم را شروع کرد .
بچه ها که یکی از انها سلطانی بود درس را خواند ودرس بدون نکته تمام شد.
آقا معنی شعری که در متن درس آمده است را گفت، بفرمایید:
بیت یک:ماه با تمام زیبایی اش در برابرزیبایی پیامبر به چشم نمی آیدوسرو با آن همه زیبایی اش و بلند قامتی اش مانند قد وقامت پیامبر نیست.
بیت دو:ماه با تمام زیبایی اش در برابرزیبایی پیامبر به چشم نمی آیدوتمام پیامبران بلند مرتبه نیز در سایه ی پر مهر ایشان هستند.
بیت سه:ای سعدی اگر میخواهی عاشق باشی ودر زندگی از فرصت جوانی استغاده کنی،عشق به پیامبر وخدا
بعد ما خود ارزیابی را حل کردیم،جواب ها:
1،با بچه ها با لطوفت مهربان یرفتار میکردند.
2،پیشی گرفتن؟نه به معنایه سبقت گرفتن.
3،برای جلو گیری از قانون شکنی و ایشان حق بخشش حق دیگران را ندارند.
حالاآقا فعل های ماضی را توضیح دادند:
https://s6.uupload.ir/files/-2147483648_-210100_gash.jpg
و بعدش هم اقا گفت که کی گلستان سعدی میتواند بیا رد که شعر داخل متن را کامل بخوانیم وکار کنیم که چند نفر مسئول شدند وزنگ خورد…..