فارسی زنگ سوم

سلام امروز آقای صادقی در زنگ اول درس اول را کامل کردند.و زنگ سوم گفتن امروز می خواهم گلستان بخوانیم و از باب اول سیرت پادشاهان شروع کردن.وبچه ها حکایت های ۶.۹.۲۳.۳۱خواندن وآقای صادقی معنی آنها را می گفتند و بعد سراغ باب چهارم خاموشی در سخن بود که ما حکایت ۲.۴ را خواندیم و معنی آنها را آقای صادقی گفتند و ناگهان زنگ خورد وکلاس تمام شد.

 

 

زنگ ادبیات

زنگ ادبیات

ابتدااستاد وارد کلاس شدند و باشروع مبحث داستان های رمزی و نمادین کلاس را استارت زدند و برای مثال داستان تروم و شاپرک را مطرح کردندو سپس چند بار برای ریختن مزه (شل)به کدخدایی هشدار دادندبعد از چند تذکر استاد پایان درس 16 را اعلام کردندو شروع به خواندن از روی درس جدید کرد(شمشیرگران)که استاد با کنایه به شمشیرگران گفتند هفته دیگر امتحان رو خوانی دارید و همچنین هشدار مصرف نکردن (مواد)رابه رضایی دادندو چند ثانیه بعد مصری چنان زد پس کله رضایی که صدایه دبه ترشی داد……………………………….

استاد بازهم چند باری به پزشکی برای نریختن مزه(شل)به پزشکی هشدار دادند ونزدیک بود او اخراج شود وبازهم چند هشدار به کدخدایی…………….

پس از تمام شدن روخوانی استادساختار اسم را توضیح که اگر در پیام ها خواستید شرح کامل ان را در مستند دیگر برایتان خواهم گذاشت تا مستندی دیگر بدرود

 

 

 

 

در ضمن فراموش که نکردید

 

من یلی بیمه من جنگی بیمه من گنگستر بیمه

زنگ یکی مونده به آخر ادبیات

سلام شاید خیلی هاتون از تیتر این مستند ناراحت شده باشید خیلی هاتونم خوشحال پس لطفا برام در کامنت ها بگید که خوشحال شدید یا ناراحت 

خوب بریم سراغ اصل مطلب

 

آقای صادقی وارد کلاس شدند و مارا آماده امتحان شعر حفظ کردند امتحان شعر حفظ شروع شد وبعضی ها سریع نوشتند و تحویل دادندو بعضی ها هم در حال سرودن شعر جدیدی از خود بودند

 

امتحان تمام و برگه ها جمع اوری شد و آقای صادقی با چهره ای عصبانی بچه هایی که نمره کامل نگرفته بودند را صدا کردند و به ان ها فرصت داددند تا در 10 دقیقه زمان شعر راحفظ  وبرای ایشان بخوانند

بعضی ها نمره شان را درست وبعضی ها هم در ان ده دقیقه فقط با بقیه دعوا کردند

بعد از این امتحان نوبت به امتحان روخوانی رسید که فرصت خواندن همه بچه ها نشد و فقط بعضی توانستند نمره روخوانی بگیرند  و بقیه امتحان به روز دیگری موکول شد 

میدونم فراموش نکردید ولی…………………….

من یلی بیمه من جنگی بیمه من گنگستر بیمه

ف ا ر س ی 2/10

به نام نامی

یزدان

شاید بدونید که میخوام بازم:

(شروعش کنم با {سعدی})

 می برزند ز مشرق شمع فلک زبانه

 ای ساقی صبوحی درده می شبانه

امروز روز غیر عادی بود چون:

(قرمز یعنی مهم)

{این مستند کلا دارای نکات بسایر مهم است وجزئیات ندارد}{علامت تعجب}

در لحظه ی ورد آقای صادقی مطلبی بیان شد:من امروز نمیتوانم بلند صحب انجام دهم{علامت تعجب}”لطفا دو دقیقه گره “{علامت غم}

آقا گفت که چهار شنبه هفته ی آینده امتحان روخوانی از درس1 تادرس17+حفظ شعر رستگاری که بعد به صورت کتبی گرفته می شود ولیکن اگر کسی آن را خراب کند از او یک امتحان شفاهی گرفته میشود+اینکه آگر کسی املاء های قبلی خود را خراب کرده اند میتوانند یک املای جبرانی بدهند.{علامت خوش حالی}

البته به عنوان تکلیف کسانی که خواستند فردا یا چهار شنبه ی آن هفته باید دفتر را کامل کنند وبه استاد تحویل دهند.{تا درس 17}

فردا درس 17 ام را تمام میکنیم.

امتحان به تر تیب این گونه سئوال می آید:

1)معنی شعر.

2)معنی لغت.

3)دانش زبانی=فعل آینده/نقش دستوری/ضمیر و مرجع ضمیر/شخص شمار فعل/بن ومصدر/ساده و غیر ساده که فردا مرور میکنند.

4)دانش ادبی=ارایه ی ادبی /قالب شعری/داستان دهای نمادین ورمزی.

5)خود ارز یابی=درمطلب.

6)تاریخ ادبیات=فط از کتاب های آنها و اینکهد به چی معروف هستند می آید.

تاریخ ادبیات از:

1)نادر ابراهیمی.

2)علی اسفندیاری.

3)پروین اعتصامی.

4)اغبال اشتیانی.

5)قیصر امین پور.

6)خواجه عبد الله انصاری.

7)طاهره اُبید.

8)جامی.

9)حافظ شیرازی.

10)خواجوی کرمانی.

11)خواجه نصیر الدین طوسی.

12)ژیلسگای.

13)سعدی.

14)شبستری.

15)علی شریعتی.

16)شهریار.

17)عطار نیشابوری.

18)محمد رضا کاتب.

19)ناصر خسرو.

20)هوشنگ مرادی کرمانی.

21)ملک الشعرا.

22)محمد جواد محبت.

23)غلام حسین یوسفی.

24)نظامی.

.است.

(من هنوز می توانم در رابطه با کوئیز ها وامتحانات کمک کنم )

{ایزی ایزی تومام تومام ایزی ایزی تومام تومام}

“:خدا حافظ:”

این دفه هم اومدم با {فارسی}

“به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست”

میخوام دوباره با سعدی شروعش کنم :

 

                               خداوندی است تدبیر جهان را

                                                            بری از شبه و مثل و جنس و همتا

 

سلام گل

صفا باشه

عشق باشه

معرفت باشه

دوستی باشه

امروز این جوری شروع شد:{البته با جزئیات کامل}

آقا آمدند داخل و با بچه صحب انجام دادند وبعد گفتندکه کوئیز ها وامتحانات خود را گم نکنیدا {علامت تعجب}چون نمونه سئوال های ترم آخرتون است {قابل توجه دوستان اگه گم کردین تو بله بهم بگید تا براتون با جواب ارسال کنم}.

بعد دیدیم که کیف آقای فیروزنیا پیش ما مونده بود که من برا شون بردم.

آقای صادقی گفتند که درس آزاد نباید با خودکار باشد،آقا گزارش در آزاد را از بچه ها گرفت:

گروه سلیمانی 2نفر داشتند که کار نکرده بودند وبا آقا بحث وصحب انجام دادند.

در گروه مرتضوی آقا به آقای کامبیز گفتند که چه دست خط بدی دارد وچرا به مدرسه آمده است؟وبه آقای بیوک گفت که چرا چیزی در گروهتان گذاشی ودر فرارکردی ،تلفن جواب نمیدی ،تو گروهتان نیستی و…

آقا به گروه های :رمضان تاش،تاجمیر وستاری +ویژه داد وبه گروه های دیگر:مرتضوی وسلیمانی +ویژه نداد ولی فرجه داد تا هفته ی آینده.

بعد هم آقای بیوک اجازه ی دست شویی گرفت و رفت.

آقا گفت کتاب را باز کنیم که ناگهان اکبر واصغر اخطار آخر را از اقا گرفتند زیرا مدام هنگامی که آقا انها را میدید سرشان می چرخید.

دوباره رفتیم سر کتاب وبیت  فصل را معنی کردیم:

معنی مصرع اول:

خدا به آن ملت وقومی که بزرگی وبرتری میدهد.

معنی مصرع دوم:

که خودش تقدیرشان را رقم زده باشد.

درس 16ام را شروع کردیم:

اول خواند=مرتضوی.

دوم خواند:مساح.

سوم خواند :شیرانی.

بعد آقا مچ یکی از آن 2نفر گروه سلیمانی را گرفت زیرا حواسش نبود.

چهارم خواند:سلطانی.

پنجم خواند:رضایی.

دراین هنگام که درس درخط13ام صفحه ی7ام بودکه زنگ خورد.

“تمام”

زنگ فارسی

به نام خدا

خب از اونجایی که پنجشنه بخاطر کسالت خدمت دوستان نبودم از یکی از دوستان نسبتا محترمم یعنی آقای پ ز ش ک ی خواهش کردم تا اتفاقاتی که در زنگ فارسی افتاده است را برای من شرح دهند. 

بریم سراغ اصل مطلب آقای صادقی وارد کلاس شدند انقدر ما را سر پا نگه داشتند تا مثل انسان های شریفی وایسیم.

البته از حضور جناب دکتر فیروزنیا هم نمی شود گذشت.

بالاخره آقای صادقی اجازه نشستن را صادر کردند و هنوز چند ثانیه ای نگذشته بود که آقای صادقی با صدایی قاطعانه فرمودند یک برگه برای امتحان املا جلوی خود قرار دهید.

پس از اتمام املایی که خداراشکر در ان شرکت نکردم آقای صادقی تکالیف را ملاحظه و برگه های نمرات درخشان مستمرمان را که هنوز ان را ندیدم به بچه ها دادند البته باید این را هم ذکر کنم که آقای فیروزنیا تکالیف خود را ننوشته بودند و از آقای عبودتیان( فیروزنیای سابق )تکلیف را گرفتند وبه آقای صادقی نشان دادند تا برای ایشان منجر به منفی نشود .

 

پایان

 

هرگز فراموش نکنید که من یلی بیمه من گنگستر بیمه من جنگی بیمه 

 

 

تامستند سازی دیگر خدانگهدار

زنگ اول فارسی

خب خب خب نوبتی هم باشه نوبت مستند سازی فارسی

اقا اصلا می دونید فعل ماضی و مضارع چیه یا مثلا چطوری یه فعل رو باید به این شکل تبدیل کرد

معلومه که نمی د.نید 

فعل مضارع 

بچه ها مضارع یعنی حال 

خب برای این که یک فعل رو مضارع کنید باید اول اون رو امری اش کنید بعد اینه امری کردید بایدباید حرف برو ازش کم کنید

حالا فعل مضارع اماده است

 

زنگ اول فارسی

سلام عیلکم
به ادامه فعل های ماضی و مضارع این هفته خوش اومدید
فعل ماضی 

ماضی به معنای گذشته است برای اینکه یک فعل را ماضی کنیم باید اول مصدر را پیدا کنیم

مصدر 

خود انجام کار اما بدون شخص و زمان 

خب برای مثال فعل رفتند 

مصدر فعل رفتند مساوی با رفتن می شود حالا (ان ) ان را بر می داریم می شود رفت

و در نهایت فعا ماضی ما اماده است

 

زنگ اول فارسی

خب همون جوری که می دونید امروز امتحانفارسی داشتیم 

امزوز استاد صادقی همون موقع جواب سوال های ازمون رو گزاشتن جاتون خالی من شدم 9/5از 10

بعد از اونهم یه نمایش کوتاه اما جذاب داشتیم که در موذد حکایت کتاب فارسی بود

حواستون باشه فردا املا از درس 13 و 14 داریما نخونده نیاین سر کلاس

بای بای


زنگ فارسی کلاس مسءولیت

بسم الله الرحمن الرحیم

استاد وارد کلاس شدند. به دلیل اینکه ما درست در برپا نایستاده بودیم مارا چند دقیقه مارا در برپا  نگه داشتند.بلا فاصله بعد از ورودشان امتحان املا از دروس13و14 گرفتندو بعد از آن جواب امتحان ها را دادند که خودم هم 20 (بدون ارفاغ )شدم.

استاد بعد از تصحیح برگه های املا ،برگه های امتحان میام ترم ( مستمر) را دادند و گفتد:(هر دو برگه را همراه باامضای ولی برای هر کدام از برگه ها  بیاورید.!) اقای سلطانی( امیر پویا) هم که مدام باصدای گرمشان می گفتند:(  عدل علی کجاست؟ آخه این عدالته؟).

 

پایان

لیست افرادی که در املا 20 شدند

  1. سیدامیر عباس موسویان  
  2. محمد مبین الماسی
  3. امیر طاها محلوجی
  4. علی سلطانیان
  5. محمد متین یزدانی جزی
  6. محمد صدرا منعمیان
    با عذر معذرت اگر فردی بوده است که نامشان بردع نشده است.