تاریخ”1404/8/13″
{به نام نامیه GOD}
این جلسه آقا یک شکل کشیدند و درباره ی آن صحبت راندند/البته نکات مال درس تکراری 9 بود. {عکسش را میگذارم پایین مستند}
راستی هفته ی دیگه از این عکسی که گذاشتم آزمونک گرفته می شود.
خارج از بحث: چرا آقا باید از اول سال تا حالا فیلم بگذارد وفقط این جلسه توضیح دهد تازه باز هم فیلم بگذارد؟
بعد قسمت جنگ اول پیامبر یعنی جنگ بدر را گذاشتند و گفتند که در 10 دقیقه ی آخر برگه های کوییز را بدهد.
خلاصه ی امر که فیلم را قطع کردند و (راستی چرا توی این 6 جلسه تمام نمی شود؟☺☻)بعد که برگه ها را دادند بعضی از بچه ها ناراحت بعضی خوشحال و بعضی خوشحال بودند. راستی اگه می خاهید بدونید چرا بعضی خوشحال را دو بار گفتم باید بدانید که آنها نمرات خوبی نداشتند ولی اهمیت هم نمی دادند♥.
در زمن چون فقط نمره ی خودم را یادم می آید نمرات را نمی گویم ولی خوب این را بدانید که من ” 3/3 “ شدم.
اینم عکس:
“عکس مورد ذکر شده”
“این مست.ند هم تومام شد “
(یا علی حق مددی)
زنگ تاریخ(1404/8/6)
“هیچ لا موجود فقط GOD“
این زنگ قرار بود که امتحان از درس 9 باشد.
آقا یکسری از بچه هارا بیرون فرستاد تا آزمون بگیرد.ولی برگه ها چاپ نشد و زمانی از روحمان جدا شد. “دو دقیقه گریه”
اما اقا سئوال ها را روی دیتاشو گذاشت(4تا بود) وگفت که شماره بگذارید و اسم و فقط جواب
بچه ها خوشحال شدند.
درست سئوال ها را یادم نیست.
بعد از آزمون استاد نقشه ی تاریخی جهان را روی دیتاشو گذاشتند و زمان آن را تغیر میداند ودر این هنگام هم توضیح می دادند.
بعد هم قرار شد هفته ی بعد آزمون مستمر هم از همین درس باشد.
“دیگه دیگه تمام“
زنگ تاریخ
زنگ تاریخ
در این زنگ وقتی استاد وارد شدند(اسمشان را یادم رفت)گفتند امتحان داریم ولی به کلاس ما نگفته بودند چون حتی پاچه خواران هم یادشان نبود.
به هرحال استادبا دیدن جمعیت زیاد مخالفان گفتند امتحان از کل درس 9 برای هفته ی بعد
سپس کتاب را باز کردند و دو صفحه ی اول را خواندند در مورد ریشه ی بعضی از جهالت های اعراب مثل زنده به گور کردن دختران گفتند و در 20 دقیقه ی پایانی فیلم محمد رسول الله(ص) را گذاشتند و ما دیدیم
تکالیف:خواندن کل درس 9 برای امتحان هفته ی بعد
آخرین زنگ تاریخ
به نام خدا
بالاخره به آخرین کلاس تاریخ با استاد مدنی داشتیم.
امروز آقای مدنی پس از آخرین حضور و غیاب زنگ تاریخ شروع به آخرین درس زنگ تاریخ دادند.
استاد اختراعات و اکتشافات را توضیح دادند ولی گفتند زبان مهم ترین اکتشاف است.
چون ما بدون زبان نمی توانستیم با هم صحبت کنیم.
زبان نشانه ای بین افراد است.
سپس نصف کلاس را پانتومیم بدون علامت یا صحبت کردن بازی کردیم.
سپس استاد درباره شکل گنبد ها و مقرنس کاری توضیح دادند.
و به این گونه زنگ تاریخ هم تمام شد.
تاریخ ۱۶ اردیبهشت
سلام
امروز آقای مدنی در حالی وارد کلاس شدند که بچه ها داشتند برای یک نفر شعار می خواندند. شعار آنها:…….. حیا کن یک نمره را رها کن. توجه پاشته باشید اسم آن نفر را به دلایلی نیاوردم.
سپس آقای مدنی پس از حضور و غیاب شروع به درس دادن کردند. اول درباره انواع ورزش ها یعنی شرق و غرب و ایران گفتند. بعد درباره ورزش هایی که کاملا انسان نابود می کنند مثل بوکس توضیح دادند ولی گفتند ورزش مثل کشتی افراد اصلا به یکدیگر آسیبی نمی رسانند.
سپس فیلمی درباره گلادیاتور( یعنی شمشیر زن) گذاشتند. اگر می خواهید بیشتر بدانید فیلم گلادیاتور ها را ببینید. بعد آقایان امیر علی رفیعی و محمدسهیل یزدانی پور برای ارائه آمدند. بعد از ارائه آقای مدنی درباره فرهنگ یعنی خط و زبان گفتند. آقای مدنی داشتند صحبت می کردند که صدای زنگ آمد.
تکلیف
کاربرگ شماره ۲۱ اجتماعی صفحه یک مانده کتاب
مستند کلاس تاریخ
سلام
هاها میخوام سرتونو درد بیارم خوب اقا امدند و خواستد درس را شروع کنند که بعضی بچه ها از نمره خود اعتراض کردند و صادقی ه گفت من یه تحقیق کردم و پاور پوینت درست کردم در مورد جشن های ایرران باستان و اقا نوشتن روتخته سمت راست غرب وسط ایران و سمت چپ نوشتن غرب و یک سری ورزش گفتن که مثلا در غرب بکس والیبال و ایران مثلا کشتی زورخانه چوگان و در شرق نوشتن که تکواندو جودو کنگ فو و گفتن که تمدن یک جا به ورزش انجا هم بستگی داره و گفتن اصلا با ورزش هست که عقاید اتفاق مییفته و گفتن مثلا تو ایران فره ایزدی داره تو غرب نداره و بعد گفتن تو شرق که ایران هم جزوش هست ورزش برای تعالی هست و یه اداب و روسومی داره مثلا انیمی یه فارسی را پاس بداریم پویا نمایی پهلوانان نشون میده که در شرق و ایران علامه بر اینکه زورت زیاد شه ورزش نمیکنی بیشتر برای پهلوان شدن و مردونگی داشتن که ورزش میکنن و گفتن که ورزش برا ی اینه که زور و بازوت قوی بشه و در ایران برای این هم بوده که اخلاقت قوی بشه مثلا میدونی فردا امتحان داری ولی نمیری بازی و خودتو کنترل میکنی درست شد ورزش تو ایران شرق برای این کنترل اخلاق خوب بوده نه فقط این ها برای زور و بازو هم بوده ولی در غرب ورزش برای تفریح و زور بوده مثلا تو بکس که فقط یارو میخواد جلویشو بگیره بکشه یا گفتن دیکه خیلی بدترش مثلا MMA و اقا یه فیلم در مورد نبرد گلادیاتور ها در روم باستان برامون گذاشت که توش میگفت رومی ها برای سر گرمی ان دوره خود یک جایی دقیقا مثل ورزش گاه که میگفت ورزشگاه های امروزی از همونا تقلید شده و دور نشیم در ان زمان برده ها ی ان موقع را میبردن بهشون جنگ را یاد میدادن و2 تاشونو پرت میکردن تو زمین و میگفتن همو بکشین و این مثل لیگ بوده ومثلا پاداش نفر اول ازادی بوده چون اونا بردهه هایی که مثلا حبس ابد خورده بودن را می فرستادن جنگو بعد فیلم صادقی پاورش را اجرا کرد و ما کتاب ص147 را خواندیم
3 شنبه 2/9
به نام خدا اقا امدند و حضور قیاب کردند و اقا برگه های امتحان تاریخ را دادند و گفتند اعتراض کردید و نابجا بود نمرو کم میکنند و برگه هارا دادند ووو وووو ووو غیره در ایران باستان شاه قدرت مطلق داشت درسته اقا به این صور ت سوال هارا خواندند و جواب را گفتند ووووو وو میدونستید رونالدو مامانش میخواسته سقدش کنه ولی نمیکنه بعد میشه رونالدو#هاشیه وو و بچا اعتراض هایشان را کفتند اول پزشکی بعد ستاری و بعد انصاری نمرش رو 14 کرد 1نمره اضافه کرد و ذوالقاری از 15 15 شد! به عنوان پدیدهی سال و ابطهی وسط کلاس رقص مکزیکی رفت و وقت کلاس همینطور به اعتراض های بچه ها گذشت و درود بر این معلم بعضی معلم هها حتی واینمیسن تا ما حرفمون رو بزنیم ووو وو و ما هم این وسطه داشتیم مسخره بازی که نه ولی مینشستیم و یا حرف میزدیم و اقا 2 نفر اول را که شیطونی کردند را از ابطهی که نوشته بود را پرسیدند که ابطهی گفت کد خدای و جهان بخش که دوی با اعتراض همراه شد و کدخدایی ناراحت شد و اقا گفتند بازو خیزم افرادی هستن که خو زنی میکنند و سادیسم هم بقیه را میزنند و یه روز این 2 تا به هم میرسم و اولیه میکه بیا منو بزن و این حکایت اقا و جهان بخش هست و برای روشن کردن دیتاشو همه دویدن و جنک فیل ها و پرنده ها شد و اقا کفتند بقایی مسبب بدبختی همس و بجه های پاچه دوست ریختن سر لبتاب و مانیان یک کنفرانس اجرا کرد و اولین اسلاید موضوعش این بود خدای خاک وو و گفت که خاک عنصری با ارزش در ایران باستان بوده مردم ان موقع ان را مقدس میدونستند و گفت در جهان زرتشت ما اب و خاک و باد و اتش بوده و خاک خیلی مقدس بوده برا همین هم مردگان را در خاک میکردند و در مورد الهیه زمین و باربری حرف زد و بع د در مورد ایین های تقدیس خاک حرف زد ومثال در دوران هخامنشی بوده و اشکانیان و ساسانی بوده و اقا نذاشت بقیشه بگه و خودشون خواستند حرف بزنن و درس بدن و اقا گفتند این درس راجب ورزشه و بچه ها که ورزش حرفه ای میکنند ورزشاشون رو گفتند کثل والیبال کب دی واتر پلو کونگ فو تنیس که نصفش مثل اینترنت دروغ بود و بعد نوشتن تمدن و شاخه هایش را نوشتند مثالا عقاید که گفتند ورزش در عقاید هم میاد و تاجمیر عقاید کونگ فو را گفت مثلا گفت که تو احترام باید بگی توا وغیره بقیه هم گفتند و دسته بندی ورزش ها را کفتند که غربی یا شرغی یا ایرانی و اقا گفت یه لحظه خ سکوت تا بگم و در مورد مقدس بودن زمین در ورزش بود که مثلا در کشتی یا تکواندو و بعد زور خونه رو مثال زدن و مثلا در ورزش کشتی هرچه قدر سابقه ت بیشتر باشه احترام بیشتری داد و سید ها هم ارزششون بالا ترهو گفتند ورزش یه سلوک برا رشدن بدن نیست و رشد عقلانی است و اقا استاد اقا که از کجا مدرک داشت میگفت یه کی از روشاش و تکنیکاش تایچی و روحت به ارامش برسه و فول قدرت شی و گفتند استاد اقا از معبد شانکچی مدرک ووشو داره وووو و پزشکی گفت 2 دقیقه تازنگه و گفتند یکی از ورزش های اروپا بکس که هیپچی مقدس نیست و میخاد بزنه بکشه و در کشتی متناسب به فرهنگ پهلوونی و اینا مهمه و زنگ خورددددددددددددد زنجره زد دلیلیلیلیلیللیلیلیلییللینگ
تاریخ سه شنبه ۹ اردیبهشت
سلام
آقای مدنی پس از ورود به کلاس حضور و غیاب کردند.
سپس برگه های امتحانی را به ما دادند و جواب های سوال ها را دانه به
دانه گفتند.
بعد آقای مدنی ما را صدا می زد و اگر ما اعتراض داشتیم می گفتیم
ولـــــــــی اگر اعتراض الکی کردیم منفی میگرفتیم.
بعد از همه ی این کار ها آقای مدنی برگه ها را از ما گرفتند، چون برای دیدار با والدین می خواستند.
سپس آقای موسویان برای ارائه آمدند و درس ۲۳ را با پاور پوینت ارائه
دادند.
وبعد آقای مدنی گفتند که اختلاف طبقاتی حتی در ورزش هم بوده است مثلا در تکواندو و…
آقا داشتند بیشتر توضیح می دادند که زنگ خورد.
تکلیف
آقای مدنی چیزی درباره تکلیف نگفتند.
تا هفته ی دیگر خدانگهدار
ادامه ی مستند سازی تاریخ 2/2
و بعد طبقه اخر خداین کشاورز وصنععت گر هستند و اینا عقاید ایرانی ها قبل از زرتشت و بعد زرتشت میاد و میگه که این خدایان که شما می پرستید همه اش دیو هستند و باید شما فقط اهورا مزدا را بپرستیدو خدای اصلی و بزرگ اهورا مزدا است و زرتشت اینا را میگه و هیشکی ازش حساب نمی بره و این هی میکه و هیشکی هم کاریش نداره که دیگه خسته میشن و مغ mogh ها روحانیان ان زمان میکفتند که ما باید دیو ها را بپرستیم و مجیک ها magic جادوگران ان موقع هم بودن و مجیک ها از نسل مغ ها ن و اینا با زرتشت مخالفت میکنه و زرتشت را میبرن و میندازن زندان و بعد گرشاسب پادشاه ان زمان ایران خواب بوده و خواب عجیبی میدیده که وقتی بیدار میشه میبینه که اسب شاه دستاش رفته تو شکمش و هی درباریان زر میزن دست را در بیارن کهه نمی نتونن و بعد خبر به زرتشت میرسه ه همچی شده وا اینا بعد زرتشت میکه دواش دشت منه وزرتشت را میبرن پیش اسب و زرتشت شروع میکنه به دعاع خوندن یه چیزای میخونه مثلا میگه بک یا اهورا مزدا و اینا و همین طور که میخونه دستا اسب از تو شکمش در میاد و گرشاسب پادشاه ایران میگه به به منم زرتشتی شدم و وقتی شاه زرتشتی میشه همه زرتشتی میشن و همه اهورا مزدا را میپرستن و تاااا این که زرتشت میمیره و متاسفانه یا خوشبختانه مردم دئباره شروع میکنن به دیو پرستی و بعد هم که کتاب اوستا نوشته میشه اوستا 2 بخش بوده یه بخش گات ها بوده که در ان اهورا پرتی بوه و در بخش دیگری که نام دارد یشت دیو پرستی بوده و گفتند ما تو دنیا 2تا ادم داریم که اسم یکی دروج و دیگره واشع بوده دروج یعنی دروغ و واشع یعنی عدالت و گفتن دین و عقاید رو اداب و روسوم تاثیر میزاره و بعد من ص 144 و 145 ررا خوانم خیلی ممنون که خوندین تا دیداری دیگر بدرودددددددددددددد