4 ابان کلاس علوم هشتم کوشش

سلام  سلام  اقای معتمدی وارد شدند و به من گفتند چرا کیک نیاورده ای من هم گفتم حنما جلسه بعد میارم و تو همین در گیری ها بین من وکیک  استاد میخواستند امیر پویا سلطانی رو اخراج کنند ولی حیف متاسفانه اخراج نشد  .خب بگذریم اقای معتمدی یک لیزر اوردند با خودشون سر کلاس و با امتحان صد روش سامورایی بالاخره روشن شد استاد نور لیزر رو گرفتند به یک لیوان چایی و درس رو شروع کردند و چون لیزر از چایی رد می شد به ما گفتن که چایی یک کلو ید هست و شروع کردند به نوشتن درباره مواد وتقسیم بندی های ان و توضیح کلوید ها که عکس هایش هم داخل کانال علوم در بله قرار دادند می تونید برید ببینید و گفتند که هفته بعدی یکشنبه امتحان از فصل یک و بچه هی اعتراض کردند و اقای معتمدی هو جواب همه ما رو دادند اما نمیشه پخش کرد پس به جاش بوق می زارم بووووووووووووق . خب سرتون رو در نیارم برم کیکم رو درست کنم وگرنه فردا اخراج می شم

کلاس علوم یکشنبه 27 مهر هشتم کوشش

سلام به همه دوستان برییم که همه چیز رو براتون تعریف بکنم . زجاجی طبق معمول با سخت گیری زیاد اسم همه رو مینوشت که اقای معتمدی وارد کلاس شدند . بعدش یکم باهامون شوخی کردند و پرسیدند بچه ها  شما میدونید چرا من از فصل هشت  شروع کردم برای تدریس طبق اقای سلطانی ( امیر پویا ) یک سری  چرت و پرت  گفت و همه خندیدن اما بعد اقای معتمدی گفتند که نه من به دلیل اینکه مدرسه بهم گفته بود از فصل هشت شروع کن شروع کردم به دلیل اینکه مدرسه ما رتبه اول رو دارهه توی اصفهان از لحاظ اهمیت دادن به سن بلوغ و شروع کردند به توضیح در مورد سن بلوغ اول گفتند که خانمها در طول زندگیشون چند اتفاق براشون میوفته که مثل این است که روی لبه تیغ راه بروند اما در مردان فقط یکبار این اتفاق میوفته   .
برای مثال یکی از مواردی که برای خانمها اتفاق میوفته افسردگی بعد از زایمان است اما در مردان سن بلوغ است و فوق العاده مهم است در اینن برای پسر ها خطر های زیادی وجود دارد
حالا بریم سراغ نکته ای هایی که اقای معتمدی گفتند .
1- اعتیاد که از خطرناک ترین اتفاق است . اعتیاد اولش کوچولو است ولی کم کم همین عادت کوچیک تبدیل میشود به خطرناک ترین و مضر ترین چیز برای بدن و اینکه عادت های کوچیک فوق العاده خطرناک است و کم کم بزرگ می  شود  .
2- اتفاق های بدنی مانند تغییر صدا – رویش مو در صورت و زیر بغل و اطراف اندام تناسلی – و ما در این برحه خیلی باید حواسمان رو جمع بکنیم وکار هایی نکنیم که بلوغمان به خطر بیوفته  مثلا از خوردن مواردی که گرم هستند خود داری کنیم  و اینکه مادرمان باید توی خونه نوع پوشش درسته داشته باشد و در بیرون از جامعه ما نباید به مواردی که باعث تحریک مان بشود نگاه کنیم  ویک سری موارد دیگر هم گفتند که روم نمیشه بگم خودتون بیایند مدرسه بپرسیند .
3- داشتن یک ادم که راز دار ما باشه اقای معتمدی گفتند که ما باید در برابر راستگو باشیم و همه راز هامون رو به مادرمون بگیم و هر وقت خواستیم کار بدی بکنیم به این فکر کنیم که اگر این کار رو انجام بدیم و اشتباه باشه بعدش باید به مادرمون دروغ بگیم و وقتی به این موضوع فکر کنیم دیگر این کار اشتباه رو انجام نمیدیم و کلا این که در سن بلوغ ما خیلی پرخاشگر میشویم ولی باید سعی کنیم همیشه با پدر و مادرمون با احترام حرف بزنیم  و بعد زنگ خوردددددددددددد………… .

زنگ اول علوم کلاس کوشش یکشنبه

سلام به همه بچه ها آقای معتمدی تا وارد کلاس شدند آزادی و حسن پور بیرون از کلاس بودند و مجبور شدند برند برگه بگیرند بعد استاد شروع کرد به صحبت درباره چگونگی به وجود آمدن دوقلو های همسان و غیر همسان که توضیحش مفصل توی کتاب هست برید بخوانید. بعد درباره اینکه جامعه ما هنوز قبول نکرده افراد دو جنسه را و گفتند افراد دو جنسه موقع دو ماهگی اگر قرار باشد پسر باشد ولی در اثر دارو ها یا خوراکی ها این هورمون مردانه تسترون به وجود  نیاد و به جاش هورمون زنانه یعنی پروژسترون تولید شود این بچه دختر می شود ولی در آینده نمی تواند ازدواج کند چون مشکل دارد  . بعد به من گفتند برم از دفتر ۲۱ برگه a5 بگیرم  و بیارم تا امتحان بگیرند تو این مدتی که من رفتم و بیام آقای معتمدی یک بار دیگه تقسیم میتوز و میوز را توضیح دادند و بعد چهار تا سوال روی تخته نوشتند و و ما هم شروع کردیم که حل کنیم .      سوال ها .۱ تفاوت میوز  و میتوز را توضیح دهید.    ۲ تفاوت تولید مثل جنسی و غیر جنسی را بگوید .      ۳ چهار نوع تولید مثل غیر جنسی را بنویسید.   ۴.   گرده افشانی رو توضیح دهید.              بعد از اینکه امتحان تمام شد رفتیم سراغ کتاب اصلی و از روش تا وسط فصل خوندیم و بعد هم زنگ خورد

کلاس علوم ۶ مهر ماه 🧪🔭

سلام به نام خدا بریم که نکات کلاس علوم را براتون بگم اول که آقای معتمدی وارد کلاس شدند من را صدا کردن تا سوال بپرسند ایشون پرسیدند پاستوریزه را توضیح دهید من هم بلد نبودم 😆بعد آقای معتمدی توضیح دادند که در فرانسه زمان قدیم کسی به نام لویی پاستور به دلیل اینکه فرانسوی ها اون زمان خیلی کثیف بودند هر چی می خوردند کثیف و پر میکروب بود ایشون با آزمایشات اش کشف کرد میتوان با یک روشی میکروب های بد را پاک کرد و میکروب های خوب بمونند ولی برعکس اون استرلیزه که تمام میکروب ها کشته میشن و ارزش غذایی ندارد مثل شیر های پاکتی در شیر استرلیزه کازین وجود ندارد و این شیر تبدیل به پنیر نمی شود  ما برای پاستوریزه کردن کمپوت ها و چیز های دیگه بطری ها را برعکس می کنند و داخل قابلمه آبجوش می گذارند و پاستوریزه می شود.      بحث بعدی در مورد فصل هشت بود : خارجی ها نیاز به ژن های ما نیاز دارند و اینکه ضریب هوشی و بیماریها از ژنتیک به یکدیگر میرسد ازدواج قبیله ای باعث می شود یا ژن بهتر شود یا بد تر  و اینکه هدف تولید مثل بقای فردی و تنوع در ژنتیک می باشد . ما نباید درون قبیله ای ازدواج کنیم .         تولید مثل غیر جنسی یعنی ساخت یک کپی از یک چیز و توسط یک فرد انجام می شود و خوب نیست ولی در تولید مثل جنسی نیاز به دو نفر هست  . آلبینو یا ژن زالی خیلی نادر و کمیاب است .  پسر ها از پدر یک کروموزوم y دریافت می کنند و از طرف مادر x که ژن مادر اکثر اوقات غالب است بر پدر البته در پسران !    ولی دختر هم از پدر و هم از مادر کروموزم ایکس دریافت می کند.      ودر آخر گفتند که ازدواج کردن بده و ازدواج نکردن هم بده 🤣😅

ریاضی زنگ سوم

اول وقتی آقای ادیب وارد کلاس شدند

چند لحظه ساکت بودند تا بچه ها ساکت شوند و بعدش گفتند برگه های امتحان را با امضا بدید بهم و کدخدایی و تاجمیر منفی گرفتند چون نیاورده بودند

بعد استاد شروع کرد به درس دادن درس زاویه البته قبلش چند تا سوال از پاره خط ها حل کردیم

بقایی بلند شد که بره پای تابلو که شیشه رفت تو پاش و بعدش ۵ دقیقه آقای شمشیر گران داشت کلاس را جارو می کرد

و جهان بخش و پزشکی که سه شنبه قایب بودند امتحان دادند

و استاد بقایی را دعوا کرد چون خیلی حرف می زد

تا نوشته ای دیگر فعلا خداحافظ 🥰🥰🥰💋💋💋💋❤❤🧡🧡💛💛💚💚💙💙💜💜🤎🤎🖤🖤🤍🤍👋👋

خلاصه درس ریاضی روز یکشنبه زنگ سوم

زنگ اول که آقای ادیب یک درس فوق العاده سخت به نام معادله دادند که هیچی

زنگ سوم نمونه سوالات معادله کار کردند

مثل =معادله در هندسه

مثل =معادله برای حل مسائل بزرگ

و غیره ….

البته این را هم بگم که فشار همگیمون افتاد و غش کردیم و مثل لشکر شکست خورده

و از مغز هممون دود بلند شد

معرفی محمد حسن رمضان تاش

من محمد حسن رمضان تاش هستم مهربان هستم زود ناراحت میشم. وسواس قرینگی دارم از شلوغی خیلی خوشم میاد خیلی آهنگ گوش میدم وفقط آهنگ های شاد ،از توی خونه موندن متنفرم و عاشق طبعیتگردی و سفر هستم به بازی بدمینتون علاقه خیلی زیادی دارم به رنگ بنفش علاقه دارم لباس های رنگی رنگی دوست دارم گیتار و بافتنی و آشپزی انجام میدهم به کارتون دیدن و فیلم های هری پاتر علاقه زیادی دارم عاشق سیب زمینی سرخ شده هستم کیک پزی بلدم من در ۹ خرداد سال ۱۳۹۱ به دنیا آمدم و با مربی بدمینتون ام در یکروز به دنیا آمدیم شنا و ژیمناستیک بلدم و کمربند سبز نینجا را داشتم در ۳ سالگی به کلاس شطرنج رفتم ولی چون خیلی کوچیک بودم یادم رفته خیلی مذهبی نیستم ،نماز را در این مدرسه یاد گرفتم ،خیلی آدم برونگرایی هستم عاشق بازی فکری استوژیت و قایم موشک هستم به کتاب خواندن علاقه دارم ودر اصفهان ساعت ۱۰ شب به دنیا آمدم در شرکت کردن در مراسم های اردو علاقه دارم و شرکت می کنم . یه عادت بدی یا یه تیک هم دارم اون هم اینکه وقتی یه حرفی میزنم دوباره همون را بدون صدا تکرار می کنم ،وقتهایی که اعصاب ندارم آشپزی می کنم و آروم میشم. خیلی پرحرف هستم خدانگهدار👋💜