کلاس علوم 28 دی ماه یکشنبه

سلام سلام .چطورید 

خب استاد وارد کلاس شدند وقرار شد که درس 3 را تموم کنیم که جلسه بعدی درس 4 را شروع  کنیم 

استاد شروع کردند به درس داند ایزوتوپ ها را درس دادن  و بعد رفتند سراغ الفا وبتا وگاما که درس بدند

وسط درس دادن استاد درباره گاما سلطانی گفت که استاد این ها که تو کتاب نیست چرا میگید 

همین لحظه بود که اقای معتمدی برگشتند و با داد گفتند 

خب نباشه بزار درسمو بدم 

کلاس در سکوت خبری فرو رفت و زنگ خورد وهمه با ترس ولرز بیرون رفتیم  

کلاس مهارت روانشناسی 29 دی دوشنبه

به قول یکی بچه ها  اقای یاین خته چی روانشناس وارد کلاس  شدند 

شروع کردد به دوره کردن درس هایی که داده است وگفت جلسه بعد امتحان میگیره 

همین لحظه بود که اقای عبد الهی از تو کیفش قرص نعنایی در اورد  و  به  بچه ها گفت که 

این ها را که  بخوریند میروید تو فضا وما هم همگی خوردیم 

من در سیاره اورانوس بودم واز استاد پرسیدم اینجا کدوم سیاره است ول  استاد جنبه نداشت  وبرام منفی گذاشت  

کلا  که خلاصه کل کلاس تو فضا بودند که  زنگ خورد

کلاس روانشناسی دوشنبه9/24

سلام بیست دقیقه بود که استاد نیومده بودند و کلاس به دیوانه خانه تبدیل شده بود و یهو استاد وارد شدند 

استاد در مورد مورد سوم که واکنش وارونه است توضیح دادند

وبعد در مورد تکلیف توضیح دادند که باید یک انشا بنویسیم وبه آی دی آقا تو ایتا بفرستیم

تکلیف فقط باید انشا بنویسیم 

کلاس علوم یکشنبه بیست وسوم اذر

سلام سلام 

اقای معتمدی وارد کلاس شدندد و دفتر کلاسی را دادند دست من وسه تا از بچه  ها را صدازدند که بیاند پای تابلو وبه سوال استاد جواب دهند 

سوال هایی که استاد گفتند فقط باید تعداد الکترون و پروتون یک عنصر را مشخص می کردیم که هر سه بچه ها 20 گرفتند

بعد استاد شروع کردند به توضیح دادن لایه های عناصر که دو مدل داشت که ما اولیش را میخوانیم  و میخواهیم 

بهد چند عنصر را برای مثال گفتند و لایه هایش را مشخص کردیم و بعد تبدیل عنصر ها به یون را  توضیح دادند 

جمله  سنگین استاد  = بزرگترین عبادت خدمت به خلق است .

بعد کمی در مورد گاز های نجیب توضیح دادند و ……

تکلیف = نداریم ولی برای امتحان پیان ترم علوم فقط فصل 1و2 را از کتاب وزارتی مطالعه کنید  .

کلاس علوم یکشنبه مجازی 16 اذر

اقای معتمدی وارد کلاس شدند و رندوم از چند تا بچه ها سوال پرسیدند و چند تا از سوال هاای بچه ها را هم جوایب دادند و این توضیحات خیلی طول کشید. 

بعد شروع کردند به توضیح دادن درس 3 عدد اتمی و جرم اتمی عنصر ها و کلاس تمام شد کلاس انلاین به دلیل زمان کم نکته های زیادی رد و بدل نشد.

تکلیف = نداریم  ولی یکشنبه هفته اینده از درس 1و2 امتحان داریم.

کلاس مهارت روانشناسی 10 اذر دوشنبه

استاد تا بیست دقیقه اول  نبودند و به جاشون اقای محمودیان اومدند و درباره چهار علوم حرف زدند و بعد از بیست دقیقه استاد اومدند و یک سری حرف ها راجب جابجایی احساسات گفتند و در همین  موارد صحبت کردند و زنگ خورد ورفتند 

تکلیف  = نوشتن داستان   درباره دروغ هایی که به خودمون گفتیم تا جلسه پنجم هم وقت داریم

 

کلاس علوم یکشنبه نهم اذر هشتم کوشش

سلام اقای معتمدی کلاس انلاین را شروع کردند اول یک مهکی زدند از بچه ها ببینند کی سرکلاس حاضره ویک سوال پرسیدند و بعد ادامه درس دو را با توضیحات کامل دادند و به  یک سری سوالات بچه ها هم راجب فصل یک جواب دادند 

سپس اقای معتمدی گفتند که امروز امتحان نمیگیرم و به جاش توی همکلاسی تکلیف میدم 

بعد فصل سه را شروع کردند  و توضیحاتی راجب پایداری هسته واین چیزها دادند و بعد گفتنر ادامش برای کلاس حضوری چون اینجا خیلی خوب نمیشه درس داد 

تکلیف= توی همکلاسی باید سوال ها را تحلیل کنیم  وشاید امتحان بگیرند یکشنبه ودرس 3را هم یه پیش مطالعه ای داشته باشیم

 

کلاس علوم یکشنبه 25 ابان هشتم کوشش

سلام به هممگی .

وقتی تقای معتمدی وارد کلاس شدند یکم خوش و بش کردند و با بچه ها شوخی کردند  و بعد شروع کردن به تدریس

 

من پای تخته رفتم  از من پرسیدند  اگر هوا پیما اتش بگیره ما باید چگونه حرکت کنیم داخل هوا پیما بایستیم یا چهار دست و پا بریم ؟ من جواب سوال رو بلد نبودم و یک چک خوردم و نشستم استاد جواب سوال را دادند و نسبت به همون تدریس کردند

استاد پنج شیش تا از همین دسته سوالات از بچه ها پرسیدند و نسبت به همون ها خاطره گفتند و تدریس کردند و بعد کتاب وزارتی را باز کردند و چند صفحه را خواندند و فرمول حفاظت کاتدی را گفتند و زنگ خورد

پایان

کلاس مهارت هوش هوش مصنوعی 12 آبان

سلام سلام  اول از همه که وقتی آقای هاشمی می خواستند وارد کلاس شوند رفیعی و سلطانی رفتند دم در و به اقا التماس کردند که چون این روز روز اخره استاد سخت نگیرند وراحت بگیرند بالاخره استاد وارد کلاس شدند .

یکمی گذشت واستاد به  سلطانی برای اینکه  ساکت بود یک مثبت داد و من هم حین کلاس با جواب دادن به دو تا سوال ساده دو تا مثبت گرفتم .

استاد از بچه ها پرسید که توی این چند جلسه چه چیز ها یی  یاد گرفتید و ماهم چون کل کلاس را  مشغول حرف زدن بودیم و چیزی نفهمیهده بودیم یه چرت و پرتی گفتیم  .

استاد بعد که دیدند ما هیچی بلد نیستیم دوباره داده و پرامپت را توضیح دادند ( البته ما باز هم نفهمیدیم چون حرف میزدیم ) و کم کم  کلاس تموم شد و لحظهی خدا حافظی با استاد رسیده بود که شاعر میگه لحظه ی خداحافظی به سینه ام فشردمت . عه عه ببخشید شعونات اسلامی را رعایت بفرمایید خب راستی داشت یادم میرفت قرار شد که استاد تکلیف را هم داخل کانال بله بفرستد  .

خدا نگهدار 

کلاس علوم یکشنبه دهم آبان

سلام به همگی . 

اول از همه که وقتی وارد کلاس شدیم امتحان مستر اجتماعی داشتم و بالاخره بعد از نیم ساعت با هزار مشقت و سختی امتحان تمام شد . 

بعد اقای معتمدی بافاصله بعد از امتحان وارد کلاس شدند و در را بستند و گفتند دیگه کسی را راه نمیدهم .خوشبختانه من داخل کلاس بودم و طبق معمول سلطانی و چند نفر دیگه از بچه ها بیرون از کلاس بودند که بعد با وساطت اقای صیاد زاده  به کلاس بازگشتند . 

بعد اقای معتمدی به غیور گفتند که از روی درس بخوان و جلو برو غیور هم خواند و جلو رفت و در حین خواندن غیور استاد توضیحاتی راجب درس و صحبتهای قبلیشون میدادند .

همونطور که میدونید طبق قرار های قبلی بین من و اقای معتمدی قرار بود که من یک جعبه کیک برای کل کلاس بیارم و بالاخره این هفته آوردم  .

اقای معتمد که دیگه  طاقت نداشتند در جعبه کیک را باز کردند و تعدا د رو شمردند و گفتند که من اول برم به  دفتر پایین تعارف کنم و بعد بقیش رو به بچه بدهم من هم رفتم به تمام کسانی که در دفتر پاین بودند تعارف کردم و اومدم و به بچه های کلاس هم تعارف کردم و اخر سر دوتا موند که یکیش رو خودم خوردم و یکی دیگش را هم اقای معتمدی خوردند .

بعد از اینکه همه ی بچه ها کیک هاشون رو خوردند دوباره غیور شروع کرد به خواندن بقیه در سو اقای معتمدی دوباره حل شونده /حلالو محلول رو توضیح  دادند که این وسطا هم کلی  خاطره از کربلا برایمان تعریف کردندد و زنگ خورد