کلاس حساب یکشنبه زنگ اول(1404/11/5)

سلام بچه‌ها

امروز کلاس جالبی داشتیم داشتیم چند تا اتفاق مهم افتاد که به ترتیب می‌گویند

اول: قرار بود این جلسه گروه بندی بشیم ولی این جلسه هم استاد دفترشان را نیاورده بودند و این اتفاق نیفتاد

دوم: امروز قرار بود تکالیف چک شود برای همین من خیلی خوب و تمیز نوشتم ولی استاد به دلیل نیاوردن دفترشان تکالیف را ندیدند متاسفانه

سوم: من به عنوان فردی برای پاک کردن تخته انتخاب شدم و استاد گفتند هر وقت گفتم تخته را پاک کن یه چیزایی تو مایه ح م ا ل

چهارم: این قسمت مهم ترین بخش است زیرا من اصلا این همه می نویسم برای این یه تیکه:

استاد درس تقسیم اعداد تواندار را دادند و صفحات106و107و108غیر از تمرین را حل کردیم

خلاصه درس: در تقسیم اعداد تواندار با توان‌های مساوی پایه‌ها بر هم تقسیم می‌شوند( فقط پایه های و توان همان چیز اول باقی می ماند)

در تقسیم اعداد تواندار با پایه‌های مساوی توان‌ها از هم کم می‌شوند( فقط توان ها و پایه ها همان اولین باقی می ماند)

این بود درس کل زنگ اول

خداحافظ

کلاسی که نبود زنگ اول1404/10/7

سلامی همواره با غم و اندوه

متاسفانه این هفته بدتر از هفته پیش بود زیرا حداقل هفته پیش آمدیم مدرسه و امتحان دادیم ولی این هفته یکشنبه در خانه خواب بودیم و امتحانی نداشتیم برای همین من هم نمی‌توانم چیزی برای شما بگویم زیرا از خانه تک تک شما خبر ندارم و نمی‌دانم که در ساعت ۸ تا ۹:۱۰ در خانه خواب بودید یا سر کالاف بازی آنلاین می کردید؟

خلاصه ی حرف های من:

خداحافظ!

حساب یکشنبه زنگ اول(1404/9/23)

سلام خیلی شاد به بچه ها

امروز یکی از بهترین زنگ های حساب هشتمم را تجربه کردم.

ماجرا از اونجا شروع شد که:آقای خدایی وارد کلاس شدند و گفتند:((بچه ها سریع دفتر و کتاب هایتان را روی میز بگذارید تا سریع چک کنم و کلاس را شروع کنیم.))

بچه ها کتاب و دفترهایشان را روی میز گذاشتند آنقدر سر و صدا شد که هیچکس حرف های آقای خدایی را نمی شنید آقای خدایی تقریبا ردیف اول کلاس را چک کردند ولی هیچکس نفهمید که چی شد که بقیه را چک نکردند در گوشی به شما بگویم که من خودم ننوشته بودم و این خیلی به نفع من که ردیف دوم بودم شد.

بعد که این کار تموم شد آقای خدایی گفتند سه نفر را می آوریم پای تابلو تا سوالاتی که میگوییم را بنویسند و چک کنیم. یکی از آنها ستاری بود دیگری مصر نژاد و دیگری هم بنده بودم من از این اتفاق خیلی خوشحال شدم حالا دلیل آقا چی بود که کسی مثل من با این اُباهَت را از جایم بلند کردند؟! دلیل استاد امتحان قبلی بود که گرفته بودند سه نمره اول را پای تابلو آوردند البته نصر به جای ستاری آمده بود ولی چون که من و نصر دست چپی بودیم نصر نشست و جای نصر،ستاری بلند شد خلاصه وایسادیم پای تابلو آقای خدایی به من گفتن که سوالات 2 و 8 و … ،مصر نژاد سوالات 4 و 10و … و ستاری سوالات 6 و 12 و … را انجام بدهند ما رسیدیم تا سوال پنجاه را حل کنیم البته کل سوالات زوج یک تا پنجاه را حل کردیم یه البته ی دیگه هم وجود دارد اونم میرزا بنویس بودن ما است چون در واقع ما سوال را می نوشتیم جواب را هم می نوشتیم بعد هر چی که آقای x می گفت را در جواب خودمان اعمال می کردیم (یعنی جواب ما اصلا مهم نبود) بعد هم همه را پاک می کردیم!

آقای x:یکی از بچه ها که توسط استاد به صورت رندم انتخاب می شد.

با این حال، زنگ خوبی بود چون بل اخره من به عنوان یکی از سه نفر بهتر کلاس معرفی می شدم.

کل کلاس همین بود و بس. و خیلی هم ناجور تمام شد زیرا سوال 50 مال من بود و وسط این سوال زنگ خورد!!!

خدا حافظ کوچولو های همتی

کلاس حساب مجازی یکشنبه زنگ اول(۱۴۰۴/۹/16)

سلام بِچا

امروز هم مثل هفته ی قبل چندتا اتفاق نه خیلی جالب ولی مهم افتاد:

1- کلاس مثل هفته ی پیش مجازی شد!

2-کلاس به جای ساعت 8،ساعت8:15شروع شد زیرا صدای استاد مشکل داشت.

خوب.بریم سر اصل مطلب.

کل کلاس با حل سوال 2 و 3 فعالیت صفحه ی 62 گذشت و بقیه ی کلاس برای حرف های بی ربط بعضی ها رفت. و قسمتی هم آقا درس دادند که فیلمش را گذاشتم.(حتما بببینید)

لطفا اگر زحمتی نیست اینجا را کلیک کنید.

خلاصه زیاد حرف نمی زنم تا شما بروید و فیلم را ببینید.

خداحافظ

کلاس حساب مجازی یکشنبه زنگ اول(1404/9/9)

سلام بچه ها

امروز چندتا اتفاق نه خیلی جالب ولی مهم افتاد:

1- کلاس مجازی شد!(برای اولین بار)

2-کلاس به جای ساعت 8،ساعت8:25 شروع شد و به درسمان به صورت کامل نرسیدیم

3-وسط کلاس حدود سه بار استاد صدایشان قطع شد و دوباره وصل شدند و همین موضوع به پیشروی درس خیلی ضربه محکمی زد

خوب.بریم سر اصل مطلب.

درس آقای خدایی دقیقاً همان چیزی است که آقای گنجی در فیلم صفحه 60 و 61 گفتند که حدوداً چهل دقیقه فیلم می‌شود اگر آن فیلم‌ها را ببینید دقیقاً درس آقای خدایی را یاد می‌گیرید فقط در کلاس یک تعدادی اتفاق افتاد که من آنها را برایتان می‌گویم.

وسط کلاس نصر دست گرفت و آقای خدایی به او میکروفن دادند تا بتواند حرف بزنند وقتی که آقای خدایی اسم نصر را دیدند به او گفتند آقای نصر می شود من یه چیزی به شما بگویم نصر گفت بفرمایید استاد. استاد گفتند که شما انقدر تعدادتان زیاد است که باید بروید و یک کشور مستقل ایجاد بکنید چون ما در ورزش در علم در همه چیز نصر داریم و اگر شما اعلام استقلال بکنید ما هم به شما نیازمند می شویم این بود یکی از مزه های سر کلاس.

مزه دیگر این بود که آقا وسط کلاس یکی از سوال ها در مورد پرچم پرتغال بود البته بهتون بگم که این رو خود آقای خدایی ساختن و آقای گنجی ازش حرفی نزدن در اون سوال آقا پرسیدن که عملیات این برای ما چی بود. دو نفر گفتن پرچم پرتقال استاد گفتن که اشتباه نکنیدپرتقال با (غ) نه با (ق) و آن دو نفر را مسخره کردند و گفتند که به معلم فارسیتان می گویم که این را اشتباه نوشته‌اید.

کل کلاس همین بود و کلا سی دقیقه ی غیر مفید داشتیم.

خداحافظ از طرف کربلایی

کلاس حساب یکشنبه زنگ اول(1404/9/2)00

سلام بچه ها! امروز به دلیل اینکه خیلی کار دارم و درگیر موضوعات خیلی مهمی از زندگیم هستم نمی توانم زیاد مقدمه چینی کنم برای همین زود میریم سراغ اصل مطلب.

آقا که وارد کلاس شدند اول از همه بیش از چهار بار گفتند:(( تکالیف روی میز)) همه ی بچه ها را به دقت چک کردند ولی من را فقط کتابم را چک کردند و کتابکار را چک نکردند (یعنی به این حد به من اعتماد داشتند.) این دفعه هم مثل دفعه های قبلی آقا وارد کردن نمره ها را به پاکدلان سپردند. در زمان چه کردن تکالیف سلیمانی بیرون بود برای اعلام غایبین وقتی برگشت دید که پاکدلان روی صندلیه او نشسته و دارد نمره های کثیف بچه ها را می گذارد به او گفت ((بفرمایید. بگم چایی بیاورند؟)) برای شروع مزه خوبی بود.

 بعد از اتمام تکالیف دیدن آقا،آقا گفتند خیلی گند زده اید امروز هفت نفر تکلیف نداشته اند !

بریم سراغ درس. آقا در حال گفتن حرف های زیر بودند :

جبر یکی از مهمترین درس های ریاضی است و خیلی از بچه ها از اون فرار می کنند. راستی آقا گفتند که مقداری از درس هفته پیش مانده است که اول آنها را می دهیم و بعد الله اعلم. بعد دقیقاً سوال یک کاردرکلاسی صفحه 54 را که قبلاً با آقای گنجی دیده ایم را استاد حل کردند و فقط یک موضوع متفاوت از آقای گنجی گفتند که آن هم این است قسمت آخر همین سوال نکته ای دارد: اتحاد مزدوج که میشه تو پرانتز a به علاوه ی x ضرب در تو پرانتز دوباره a منهای ایکس که جوابش میشه a به توان دو به علاوه ی منفی ایکس به توان دو. این سوال روش های زیادی دارد این بود مهم ترین موضوع کلاس خسته نباشید خدا نگه دار.

کلاس حساب یکشنبه زنگ اول(1404/8/25)

سلام بچه ها

امروز دوباره آمده ام با یک مستندسازی خواندنی و حال به هم زن از زنگ حساب

امروز فرق جالبی با روزهای قبل دارد اونم اینکه الان که دارم این مستند را مینویسم ده دقیقه از کلاس گذشته و هنوز معلم نیامده است از طرفی بچه ها می گویند آقا که نیامده پس باید مریخی ببینیم از طرفی هم رفیعی جعبه آهنگینش را ساخته و پشت سر هم درش را باز می کنند و صدای ماشین آشغالی اش را در مخ ما فرو میکند .

بعد از پانزده دقیقه ناگهان آقای محمودیان وارد کلاس شدند. ما گفتیم که حالا مریخی را میبینیم ولی استاد در لپ تاپ صفحه ی کتاب را باز کردند و من گفتم وای به حال زمانی که آقای محمودیان معلم ریاضی شوند. ولی بعد فیلم مریخی را گذاشتند. (فقط میخواستند ما را بترسانند)

در دقیقه ی 1:54:6 فیلم بودیم که ناگهان یک نفر با کلاه و ماسک وارد کلاس شد. وقتی ماسک را برداشت دیدیم که خدا به ما رحم کند آقای خدایی است با خود گفتیم حالا که فقط یک ربع از کلاس مانده حتماً آقا اجازه میدهند که بقیه ی فیلم را ببینیم ولی آقای خدایی از این پانزده دقیقه آخر هم نگذشتند و گفتند دقیقه فیلم را حفظ کنید تا برویم سراغ درس. بعد گفتند: من فیلم آقای گنجی را می گذارم هر کس اشکالی داشت وسط فیلم دست بگیرد و بگوید تا رفع اشکال شود .حالا شاید سوال شود که چه قسمتی از فیلم آقای گنجی را گذاشتند زیرا آقای گنجی قسمت های زیادی از کتاب ریاضی را تدریس کرده اند آقای خدای قسمت صفحه ی 52 را گذاشتند یک موضوعی که وسط فیلم وقت گرفت این بود که آقای گنجی خیلی از واژه ی ایگرِگ استفاده کردند و برای بچه ها سوال شد که چرا ایگرگ؟ مگه y نیست؟! آقا کلی حرف های مهم ولی بی ربط راجع به این موضوع گفتند ولی چون بی ربط بود توضیح نمی دهم.

در وسط فیلم مزه دار آقای گنجی بودیم که ناگهان زنگ وقت نشناس خورد!

خدانگهدار

کلاس حساب زنگ اول یکشنبه(1404/8/18)

سلام بچه های خوب(البته در امتهان)

امروز روز عالی داشتیم. شاید بپرسید: چرا؟ اگر جواب می خواهید، باید کل متن را دقیق ولی بدون دقت بخوانید.

وقتی آقا وارد کلاس شدند، مثل هفته ی پیش به ما گفتند:((بچه ها! امروز به دلیل امتهان وقتمان بسیار محدود است پس لطفا همکاری لازم را داشته باشید.))

از همان بعد این حرف استاد ، آقا گفتند:(( دفتر های خود را باز کنید و از عدد 1 تا 30 را قشنگ و با فاصله بنویسید.))

حدود یک ربع وقتمان برای نوشتن این رفت حالا چرا؟برای اینکه وسط نوشتن پشت سر هم بچه ها حرف های بی ربط می زدند و بعد حرف آنها آقا می گفتند: ((راستی یه حرف بی ربط به درس…………………..بچه ها نوشتید؟))نقطه های متن یعنی حرفی که استاد در رابطه با حرف بی ربط هر کس می گفتند.

بعد که واقعا نوشتیم آقا فعالیت کتاب را با ما انجام دادند.

بعد از کلی وقت که کارمان با1 تا 30 تمام شد آقا همان کار را با 31 تا60 انجام دادند و بعد به طور ناگهانی زنگ خورد!!!!

مثل همیشه از دیدن شما (با اینکه ندیدمتان) خیلی خوشحال شدم خداحافظ