مستند زنگ نگارش سه شنبه ۳۰ دی ماه ۱۴۰۴
ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها
نماز تمام شد و دوباره بچه ها سه دسته همیشگی تبدیل شدند، یه عده میرفتند سر کلاس و یه عده همونجا میمونن و وقت تلف میکنن و یه عده خیلی کم هم میرن به حیاط.
اون هایی که تو کلاس بودن از جاهای جدیدشون آگاه می شدن و بعضی ها خوشحال و بعضی ها ناراحت.
خلاصه،همه از جاهاشون و گروه جدیدشون آگاه شدن و درس شروع شد
نصف کلاس ما در دانستن موضوع انشاء شک داشتند و انشایی ننوشته بودند.(مثل من😁) ولی خداراشکر فمیدیم انشاء اختیاری بوده و خسارت زیادی ندیدیم
کمی بعد استاد ۳ نفر از بچه ها را انتخاب کردند و آنها انشا هایشان را خواندند و نشستند سر جاشون.
بعد رسیدیم به بحث تشنج آور نمرات.
استاد نمرات را به طور هیجان انگیزی گفتند
و همان طور که میدانید کل کلاس به مدت۲۰ ثانیه سکوت مطلق شد.استاد اول بچه هایی که ۲۰ نشده بودند را خواند و بعد هم گفتند: ((آنهایی که نخوانده ام ۲۰! ))همه خوشحالی کردن که بالاخره توانسته بودند یکی از امتحان ها را گل بکارند.اما غلط های املایی بچه ها واقعا تعجب آور بود.کلماتی مثل امتهان،عتراف،اُتراق و …
ولی در کل همه ی بچه های کلاس ما جان سالم به در بردند و نمره پایین تر از ۱۹ نداشتیم!
“”راستی راستی تکلیف هم داشتیم””
دوباره موضوع های منطقی استاد:داستان یک کرم که در قفسه کتابخانه شما زندگی میکند.
واسلام و مستند تمام