زنگ اول کلاس پیامها
بعد از اینکه اقای محمودیان گفتند هشتم بره کلاس اقای عاسمی هنوز نیومده بودن بعد ما فهمیدیم که استاد دیر میاند.چون امتحان داشتیم بعضی از بچه ها که درس را نخوانده بودند شروع کردن به خواندن بعضی ها هم که بافتنی نبافته بودن شروع کردن به بافتن .
بعد از 20 دقیقه یا نیم ساعت اقای عاسمی اومدن.بعضی از بچه ها فکر کردن چون زمان کمه استاد امتحان نمیگیرن ولی استاد برگه های کوچکی را دراوردند.برگه ی ما با بقلدستی هایمان یکی نبود و نمیشد از روی هم تقلب کنیم.
بعد از گرفتن امتحان استاد جواب سوالات را گفتن.بعد از گفتن جواب امتحانات گفتن کتاب ها را دربیاوریم و با بقل دستی هایمان از یک جای کتاب 5 سوال تستی دربیاوریم.بعد از طرح کردن سوالات بعضی از سوالات بچه ها را خواندند و زنگ صبحانه خورد.
تکلیف:فععععععک نکنم داده باشن