حساب, هشتم تلاش

حساب یکشنبه زنگ اول(1404/9/23)

سلام خیلی شاد به بچه ها

امروز یکی از بهترین زنگ های حساب هشتمم را تجربه کردم.

ماجرا از اونجا شروع شد که:آقای خدایی وارد کلاس شدند و گفتند:((بچه ها سریع دفتر و کتاب هایتان را روی میز بگذارید تا سریع چک کنم و کلاس را شروع کنیم.))

بچه ها کتاب و دفترهایشان را روی میز گذاشتند آنقدر سر و صدا شد که هیچکس حرف های آقای خدایی را نمی شنید آقای خدایی تقریبا ردیف اول کلاس را چک کردند ولی هیچکس نفهمید که چی شد که بقیه را چک نکردند در گوشی به شما بگویم که من خودم ننوشته بودم و این خیلی به نفع من که ردیف دوم بودم شد.

بعد که این کار تموم شد آقای خدایی گفتند سه نفر را می آوریم پای تابلو تا سوالاتی که میگوییم را بنویسند و چک کنیم. یکی از آنها ستاری بود دیگری مصر نژاد و دیگری هم بنده بودم من از این اتفاق خیلی خوشحال شدم حالا دلیل آقا چی بود که کسی مثل من با این اُباهَت را از جایم بلند کردند؟! دلیل استاد امتحان قبلی بود که گرفته بودند سه نمره اول را پای تابلو آوردند البته نصر به جای ستاری آمده بود ولی چون که من و نصر دست چپی بودیم نصر نشست و جای نصر،ستاری بلند شد خلاصه وایسادیم پای تابلو آقای خدایی به من گفتن که سوالات 2 و 8 و … ،مصر نژاد سوالات 4 و 10و … و ستاری سوالات 6 و 12 و … را انجام بدهند ما رسیدیم تا سوال پنجاه را حل کنیم البته کل سوالات زوج یک تا پنجاه را حل کردیم یه البته ی دیگه هم وجود دارد اونم میرزا بنویس بودن ما است چون در واقع ما سوال را می نوشتیم جواب را هم می نوشتیم بعد هر چی که آقای x می گفت را در جواب خودمان اعمال می کردیم (یعنی جواب ما اصلا مهم نبود) بعد هم همه را پاک می کردیم!

آقای x:یکی از بچه ها که توسط استاد به صورت رندم انتخاب می شد.

با این حال، زنگ خوبی بود چون بل اخره من به عنوان یکی از سه نفر بهتر کلاس معرفی می شدم.

کل کلاس همین بود و بس. و خیلی هم ناجور تمام شد زیرا سوال 50 مال من بود و وسط این سوال زنگ خورد!!!

خدا حافظ کوچولو های همتی

دیدگاهتان را بنویسید