زنگ ورزش ۱ آبان ماه

به نام خدا 

 آقای اخوان کلاس را زود تمام کردند تا ما برای عوض کردن لباس وقت کافی داشته باشیم. وقتی تمام کارهایمان را کردیم و هر دو کلاس سوار اتوبوس شدیم، به سمت سالن حرکت کردیم. در اتوبوس والیبالی ها یک طرف و فوتبالی ها هم طرف دیگر اتوبوس نشسته بودند و هر کدام شعار مخصوص به ورزش خودشان را می دادند.

به سالن رسیدیم. و به کلی زحمت بچه ها آرام ایستادند تا آقای حامی صحبت کنند.

این هفته ما باید فوتبال می کردیم ولی دوباره با نامردی تعداد والیبالی ها بیشتر بود و مجبور شدیم والیبال بازی کنیم. هرچند ما فوتبالی ها پشت دروازه فوتبال بازی کردیم.برای همین والیبالی ها به دو گروه تقسیم شدند و تیم کشی کردند.

نظریه علمی: استخوان های عبدالهی از یک گربه نرم تر است، می پرسین چرا چون وقتی ما توپ فوتبال را شوت کردیم و به آن طرف نرده ها رفت. آقای عبدالهی به ما کمک کردند و از سوراخ نیم متری رد شدند و توپ را آوردند.

والیبالی ها بازی کردند و بازیشان تمام شد؛ ولی این هفته تیم آقای آزادی بردند و تیم آقای منعمیان باختند.

حالا یک سوال فوتبالی :《رونالدو نازاریو چند توپ طلا دارد؟》 لطفا از جایی تقلب نکنید جواب را حضوری یا در بله به من بگویید.

تا مستند بعدی خدانگهدار

💻زنگ فناوری کوشش 04/8/1💻

گل گل :(گل سوم فوتبال دستی)

-استاد دم کلاسه

-بدو بدو  تا منفی نگرفتیم.😯

بچه ها ساکت باشید.بلاخره استاد زمان بیشتری برای تکلیف داده است.🤩(الان قرار نیست تکلیف ها  دیده شود.)😎

یه اقایی دیدیم که صدا ی خیلی از شخصیت ها  رو در می اورد.(دوبلر بود)

الان ساعت 9:45 دقیقه است و حدود 45 دقیقه از کلاس باقی مانده.😯

اوه اوه الانه که استاد بگه که دفتر ها رو باز کنید.😒

به چه بچه ی زرنگی——–سوال های رنگی رنگی(شروع سوالات بدرد نخور بچه ها)

جالبه تازه یاد گرفتیم که فایل های مختلف را به فایل دیگرتبدیل کنیم.(مثلا-فایلaup3 به mp3)

الان ساعت10:15 دقیقه است و حدود 15 دقیقه ی دیگر جنگ جهانی چهارم (بر سر ورزش والیبال یا فوتبال)شروع می شود.

فلش ابطحی مثل موشک پاناسونیک از دست اقای اخوان پرتاب شد.

یه جمله ی سنگین:

یکی از بزرگان اهل خرد          برای خرش ساندویچ می خرد.😎

کلاس هندسه جلسه‌ی چهارم

. به‌نام خدا .


سلام این جلسه استاد اول از همه تمام تکالیف را چک کردند که شامل ص71 تا 74 کتاب کار بود( اجباری) وبعد تمام سوال ها دونه به دونه جلو رفتیم و تمام اشکال های بچه ها که در این صفحه ها بوده رو استاد دونه به دونه حل کرد و تکلیف برای جلسه‌ی بعد ص 42 کتاب بود و آخر با بود جوجه کباب کلاس رو ترک کردیم.

کلاس علوم یکشنبه 27 مهر هشتم کوشش

سلام به همه دوستان برییم که همه چیز رو براتون تعریف بکنم . زجاجی طبق معمول با سخت گیری زیاد اسم همه رو مینوشت که اقای معتمدی وارد کلاس شدند . بعدش یکم باهامون شوخی کردند و پرسیدند بچه ها  شما میدونید چرا من از فصل هشت  شروع کردم برای تدریس طبق اقای سلطانی ( امیر پویا ) یک سری  چرت و پرت  گفت و همه خندیدن اما بعد اقای معتمدی گفتند که نه من به دلیل اینکه مدرسه بهم گفته بود از فصل هشت شروع کن شروع کردم به دلیل اینکه مدرسه ما رتبه اول رو دارهه توی اصفهان از لحاظ اهمیت دادن به سن بلوغ و شروع کردند به توضیح در مورد سن بلوغ اول گفتند که خانمها در طول زندگیشون چند اتفاق براشون میوفته که مثل این است که روی لبه تیغ راه بروند اما در مردان فقط یکبار این اتفاق میوفته   .
برای مثال یکی از مواردی که برای خانمها اتفاق میوفته افسردگی بعد از زایمان است اما در مردان سن بلوغ است و فوق العاده مهم است در اینن برای پسر ها خطر های زیادی وجود دارد
حالا بریم سراغ نکته ای هایی که اقای معتمدی گفتند .
1- اعتیاد که از خطرناک ترین اتفاق است . اعتیاد اولش کوچولو است ولی کم کم همین عادت کوچیک تبدیل میشود به خطرناک ترین و مضر ترین چیز برای بدن و اینکه عادت های کوچیک فوق العاده خطرناک است و کم کم بزرگ می  شود  .
2- اتفاق های بدنی مانند تغییر صدا – رویش مو در صورت و زیر بغل و اطراف اندام تناسلی – و ما در این برحه خیلی باید حواسمان رو جمع بکنیم وکار هایی نکنیم که بلوغمان به خطر بیوفته  مثلا از خوردن مواردی که گرم هستند خود داری کنیم  و اینکه مادرمان باید توی خونه نوع پوشش درسته داشته باشد و در بیرون از جامعه ما نباید به مواردی که باعث تحریک مان بشود نگاه کنیم  ویک سری موارد دیگر هم گفتند که روم نمیشه بگم خودتون بیایند مدرسه بپرسیند .
3- داشتن یک ادم که راز دار ما باشه اقای معتمدی گفتند که ما باید در برابر راستگو باشیم و همه راز هامون رو به مادرمون بگیم و هر وقت خواستیم کار بدی بکنیم به این فکر کنیم که اگر این کار رو انجام بدیم و اشتباه باشه بعدش باید به مادرمون دروغ بگیم و وقتی به این موضوع فکر کنیم دیگر این کار اشتباه رو انجام نمیدیم و کلا این که در سن بلوغ ما خیلی پرخاشگر میشویم ولی باید سعی کنیم همیشه با پدر و مادرمون با احترام حرف بزنیم  و بعد زنگ خوردددددددددددد………… .

مهارت هوش مصنوعی 04/7/28

هاشم جون با کیف و لپتاب گران قیمت شان وارد کلاس شدند.

– بچه ها خوراکی ها ها رو در اورید.

اول کلاس با اخراج اقا ی ذوالفقاری شروع شد.امروز قرار است ربات مصنوعی (GPT) خودمون رو بسازیم .،من (امیر پویا سلطانی) رفتم  که رابط کابل بیارم و چون خودکار خودم رو بردم  و با اون بردن رابط رو ثبت کردم و به خاطر همین استاد یکی از منفی ها ی من رو مثبت کردند.😎

رفیعی دارد تکچرخ در جا می زند و خرما می خورد .

اقا ی اخوان دیدن که ما بست ها ی صندلی رو در می اریم،گفتن که وای به حال تان.رفیعی  دعا کن که اقا ی اخوان این مستند را نبیند.

اقای هاشمی به خاطر گفتن اشتباه اسامی بچه ها یک منفی در پای تابلو گرفتند و اقا ی معاون انظباتی(شهیر)ان را ثبت کرد.به ربات خودمون یاد دادیم که

با اطلاعاتی که ما بهشون می دیم جواب بدند.🤞

استاد منفی 2و3 رو هم گرفتند.استاد تا یه جایی به رباظ اطلاعات دادند ولی منفی 4 رو هم گرفتند ولی در این جا استاد به خاطر سکوت(30ثانیه)یک منفی را پاک کردند.

 رفیعی عاشق کاغذ است در حدی که ان را می خورد.

ما به ربات گفتیم که مدرسه همت رو توی تصویر بکش؛جالبه چون مدسه را همچون مدرسه رسم کرد.

-رفیعی خوش مزه است؟

-چی؟

کاغذ؟

-اره خیلی؟!

👏the end👏

مهارت کشف دنیای درونی (روان شناسی)

به نام خدا

اول کار باز هم مثل همیشه بچها سروصدا میکردند تا اینکه استاد وارد کلاس شدند اول جلسه درباره حرف هایی که درباره جلسه قبل زدیم بود

وسط کار آقای اخوان وارد کلاس شدند و بچها آرام …

امممم نه باز هم آرام نگرفتند

در ادامه جلسه باز هم درباره اینکه چه کسی بیمار است و چه نشانه ها و یا ریشه هایی میتواند داشته باشد صحبت کردیم

گفتیم که یکی از اصلی ترین روش های شناخت بیمار این است که فرد در واقعیت حضور دارد یا نه

ریشه اصلی این مشکل دروغ است یعنی فرد از ترس یا احساس شرم درباره چیزی که برایش مهم است دروغ میگوید تا از آن مشکل (از نظر خودش) رهایی یابد

فرد این کار را انقدر تکرار میکند که خودش هم باورش میشود و کم کم (بدون اینکه خودش متوجه شود) وارد دنیای خیالی خودش میشود و از دنیا دیگران فاصله میگیرد

راهکار برای بوجود نیامدن این مشکل این است که دروغ نگوییم و با ترس خود مواجه شویم افراد معمولا فکر میکنند که اگر واقعیت را بگویند دچار مشکل میشوند غافل از اینکه اگر اینکار را بکنند دچار مشکل های شدید تر و بد تری میشوند

در کلاس درباره تشخیص این مشکل هم صحبت کردیم و گفتیم افرادی که خیلی زود و بی دلیل از چیزی به شدت عصبانی میشوند دچار این مشکل هستند این افراد از قبل عغده ای داشته اند که باعث این اتفاق شده است و معمولا سعی میکنند به خودشان دروغ بگویند و آن مشکل را بزرگ جلوه دهند

باتشکر

کیان سعیدی

بازدید از کاوشکده فناوری شهرک علمی تحقیقاتی اصفهان محلوجی1404/7/15

به نام خدای زیبایی ها

 

 

امروز میخوام خلاصه ای از اردوی علمی را بگم.

مدرسه و اتوبوس

اول از همه از مدرسه و آقای اخوان و اقای مقدس تشکر می کنم بابت این اردو .خب امروز در مدرسه قبل از اینکه سوار کوتوبوس
بشیم  آقای اخوان به بچه ها گفتند که دفتر وقلم بیارید که مستند سازی امروز رو بکنید.سپس در اتوبوس شهیدی آیت الکرسی
خوند.

 

کاوشکده

 

وقتی وارد کاوشکده شدیم یک چیزی حواسمان را پرت کرد و آن چیزی نبود جز ایینه کوچک کننده پا و بزرگ کننده سر مثال:قد پای
ستاری را این آیینه کوچک وکله اش را گنده کرد.

 

سپس مسئول اونجا رباتی را به مانشان داد که بدون دخالت انسان سرود ملی ایران رو با پیانو میزد.

 

بعد مسئول اونجا منو فرستاد دم چیز ایینه مانندی که صدا رو از راه دور منعکس میکرد .مثل ماهواره

 

سپس به ما وسیله ای رانشون دادند که فرق لامپ پر مصرف و کم مصرف را نشون میداد.سپس تفنگی را به ما نشون دادند که
توسط لیزر ونور میتونست توپی را بدون دخالت دست به بالا شلیک می کرد.

 

سپس گوی هایی را به ما نشون دادند که توسط خون و گرفتن دست ها لامپ را روشن می کرد.ا«این یکی توضیحش یکم سخت
بود برا همین خیلی توضیح ندادم

 

سپس تسلایی را به ما نشون دادند که برق شهری که 220 ولته را به 1000 ولت تبدیل میکنه وصدای ترسناکی را ازخود تولید
میکنه.سپس رنگ هایی را به مانشون دادند که میگفتند این رنگ ها در گوشی ها هست.

 

سپس به ما وسیله ای را نشون دادند که میتونست برق شهری را به 100 ولت تبدیل کنه  سپس شیرانی را به انجا مسئوله برد
ودستش را روش گذاشت و جرقه های کوچکی زد.

 

سپس به ما وسیله را نشون دادند که توسط اشتباهات مغزی ان اتاق را به فیلم سینمایی تبدیل میکرد.«این یکم توضیحش
سخته»

 

سپس به ما فیلم سه بعدی نشون دادند و تمام.سپس عکس دسته جمعی و پیش به سوی مدرسه.

 

در کل اردوی خوبی بود خدانگهدار.

 

 

مستند اردوی تکنولوجیاه 1404/7/15

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

ما وارد قسمتی که براممون طراحی شده بود رفتیم اولین چیزی که با ان مواجه شدیم ایینه هایی بود که بالای سر همشون یک چیز نوشته بود ولی فرق های زیادی داشتند که عکس هایش دست استاد اخوان است . و بعد با یک پیانو مواجه شدیم که یک ربات انسان نما پشت ان نشسته بود و بعد یکم در باره ساختارش برامون حرف هایی زده شد . گفتند که این ربات با سیستم پروماتیک اگه اشتباه نکنم کار میکنه و در ادامه گفتند انگشت هاش مثل درهای اتوبوس با پمپ هوا کار میکنه و ربات برامون ای ایران روزد. و بعد یک ایینه بزرگ نشونمون دادن که اون طرف سالن یکی دقیقا عین همین انونجا بود که گفتند این جور ایینه ها نور وصدا رو میتونه متمرکز کنه و به اون طرف سالن که ان ایینه بود پرتاب میکنه و ما ان را امتحان کردیم و بعد مارا بردن و بعد تولید برق ونیروی که لامپ نیاز داره برای تا روشن شه را ما با رکاب زدن امتحان کردیم و با خود د یدی م  که چقدر لامپ پر مصرف انرژی بیشتری نیاز داشت تا به حرکت دراید پس دیگه لامپ های پر مصرفت استفاده نکنیم  بعد با دستگاهی مواجه شدیم که با ان میتوانستیم نو ر لیزر را متمرکز کینم و با مه میتوانستیم لیزر هارا ببینیم وگفتند هدف دستگاه نشون دادن نقطه کانونی است. و بعد یه تفنگ لیزری نشون دادن که با نور لیزر اگر به هدف میزدیم یه سنسور حساس به نور وا کنیش نشون میداد و یه توپ را پرت میکرد و بعد گفتند تفنگ لیزر های قوی تری هم وجود داره که حتی سنگ رو هم سوراخ میکنه بعد یه دستگاهی بود که برق رو بین رسانا ها انتقال میداد و بعد رفتیم پیش یه دستگاه که رعدو برق با ولتاژ 100ولت میدادو با یک لایه ی فلزی محافظت میشد دستگاه بعدی با فتوسل کار میکرد و سازی بود که بالیزر ها کار میکرد و وقتی دست رو به لیزر ها میزدی صدا  میداد و دستگاه بعدی برق با ولت بیشتر ی بین بچه ها پخش میکرد. و بعد یه دستگاه یکه توش توپ  تنیس پرت میکرد و بعد هی لامپ ها رو خاموش و روشن کردن و ما حس میکردیم داره همه چی برمیگرده و انگار حرکت اهسته بود و جالب  بعد رفتیم اتاقی و برایمان سینما 3بعدی گذاشتند و بعدش ما را با دستگاه ها و تکنولوژی ها تنها گذاشتند در ضمن اسمش برج فناوری بود ولی  ما که برجی ندیدیم و یک زمین فوتبال کوچیک طور بود که بازیکنانش که ماشین بودن کار نیمی کرد…………………..

 

 

 

هندسه جلسه‌ی 2 مستند سازی 16مهر

به نام خدا

سلام امروز جلسه‌ی دوم مستند سازی و روز 16 مهر امروز اول از همه استاد رفع اشکال جلسه‌ی قبل رو کرد و بعد از رفع اشکال تکالیف را چک کرد که برای این جلسه ص66 تا 70 کتاب کار بود و برای جلسه‌ی بعد ص41 داخل دفتر (تمرین).
و بعد کمی کتاب را جلو رفتیم

این از جلسه‌ی 16 مهر

مستند فارسی 1403/7/24

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام اقای صادقی وارد کلاس شدند بعد رفتند بعد دوباره امده اند و یکدفعه 4 تا شعر رو تابلو نوشتند  و گفتند این کوییز است و معنی هایش را بنویسید  و بعد گفتند زمان پونزده دقیقه است و و اکثربیت  ها هم از شعر صورتگر ماهر بود و ایشان هیچ سوالی را جواب ندادند و انگار هم کمکی که نه ولی یکمکی هم که نه ولی حالشان خوب نبود و بعد اقا سر کلاس برگه ها را زود تصحیح کردند و بهمون دادند و انهایی که زیر 3و5ام شدند را کنار کلاس نگه داشتند و بعد تقربا دیگه نصف کلاس در گوشه کلاس ایستاده بودند حدود 6 نفر. و بعد کلی اون های که گوشه کلاس بودند رو بازخواست کردند و بعد گفتند من با اینا چی کا رکنم و صبر کردن و صبر کردن  صبر کردن و بعد گفتند دیگه تکرار نشه و کپن تون را تا اخر سال سوزوندین و تکرار  نشه و بعد همه نشستند و به منعمیان گفتند فعالیت نوشتاری  های درس 2  رو ببینه و بعد توضیحاتی درباره امتحان ناگهانی گفتند و بعد زنگ خورد