کلاس علوم یکشنبه 27 مهر هشتم کوشش

سلام به همه دوستان برییم که همه چیز رو براتون تعریف بکنم . زجاجی طبق معمول با سخت گیری زیاد اسم همه رو مینوشت که اقای معتمدی وارد کلاس شدند . بعدش یکم باهامون شوخی کردند و پرسیدند بچه ها  شما میدونید چرا من از فصل هشت  شروع کردم برای تدریس طبق اقای سلطانی ( امیر پویا ) یک سری  چرت و پرت  گفت و همه خندیدن اما بعد اقای معتمدی گفتند که نه من به دلیل اینکه مدرسه بهم گفته بود از فصل هشت شروع کن شروع کردم به دلیل اینکه مدرسه ما رتبه اول رو دارهه توی اصفهان از لحاظ اهمیت دادن به سن بلوغ و شروع کردند به توضیح در مورد سن بلوغ اول گفتند که خانمها در طول زندگیشون چند اتفاق براشون میوفته که مثل این است که روی لبه تیغ راه بروند اما در مردان فقط یکبار این اتفاق میوفته   .
برای مثال یکی از مواردی که برای خانمها اتفاق میوفته افسردگی بعد از زایمان است اما در مردان سن بلوغ است و فوق العاده مهم است در اینن برای پسر ها خطر های زیادی وجود دارد
حالا بریم سراغ نکته ای هایی که اقای معتمدی گفتند .
1- اعتیاد که از خطرناک ترین اتفاق است . اعتیاد اولش کوچولو است ولی کم کم همین عادت کوچیک تبدیل میشود به خطرناک ترین و مضر ترین چیز برای بدن و اینکه عادت های کوچیک فوق العاده خطرناک است و کم کم بزرگ می  شود  .
2- اتفاق های بدنی مانند تغییر صدا – رویش مو در صورت و زیر بغل و اطراف اندام تناسلی – و ما در این برحه خیلی باید حواسمان رو جمع بکنیم وکار هایی نکنیم که بلوغمان به خطر بیوفته  مثلا از خوردن مواردی که گرم هستند خود داری کنیم  و اینکه مادرمان باید توی خونه نوع پوشش درسته داشته باشد و در بیرون از جامعه ما نباید به مواردی که باعث تحریک مان بشود نگاه کنیم  ویک سری موارد دیگر هم گفتند که روم نمیشه بگم خودتون بیایند مدرسه بپرسیند .
3- داشتن یک ادم که راز دار ما باشه اقای معتمدی گفتند که ما باید در برابر راستگو باشیم و همه راز هامون رو به مادرمون بگیم و هر وقت خواستیم کار بدی بکنیم به این فکر کنیم که اگر این کار رو انجام بدیم و اشتباه باشه بعدش باید به مادرمون دروغ بگیم و وقتی به این موضوع فکر کنیم دیگر این کار اشتباه رو انجام نمیدیم و کلا این که در سن بلوغ ما خیلی پرخاشگر میشویم ولی باید سعی کنیم همیشه با پدر و مادرمون با احترام حرف بزنیم  و بعد زنگ خوردددددددددددد………… .

مهارت هوش مصنوعی 04/7/28

هاشم جون با کیف و لپتاب گران قیمت شان وارد کلاس شدند.

– بچه ها خوراکی ها ها رو در اورید.

اول کلاس با اخراج اقا ی ذوالفقاری شروع شد.امروز قرار است ربات مصنوعی (GPT) خودمون رو بسازیم .،من (امیر پویا سلطانی) رفتم  که رابط کابل بیارم و چون خودکار خودم رو بردم  و با اون بردن رابط رو ثبت کردم و به خاطر همین استاد یکی از منفی ها ی من رو مثبت کردند.😎

رفیعی دارد تکچرخ در جا می زند و خرما می خورد .

اقا ی اخوان دیدن که ما بست ها ی صندلی رو در می اریم،گفتن که وای به حال تان.رفیعی  دعا کن که اقا ی اخوان این مستند را نبیند.

اقای هاشمی به خاطر گفتن اشتباه اسامی بچه ها یک منفی در پای تابلو گرفتند و اقا ی معاون انظباتی(شهیر)ان را ثبت کرد.به ربات خودمون یاد دادیم که

با اطلاعاتی که ما بهشون می دیم جواب بدند.🤞

استاد منفی 2و3 رو هم گرفتند.استاد تا یه جایی به رباظ اطلاعات دادند ولی منفی 4 رو هم گرفتند ولی در این جا استاد به خاطر سکوت(30ثانیه)یک منفی را پاک کردند.

 رفیعی عاشق کاغذ است در حدی که ان را می خورد.

ما به ربات گفتیم که مدرسه همت رو توی تصویر بکش؛جالبه چون مدسه را همچون مدرسه رسم کرد.

-رفیعی خوش مزه است؟

-چی؟

کاغذ؟

-اره خیلی؟!

👏the end👏

مهارت کشف دنیای درونی (روان شناسی)

به نام خدا

اول کار باز هم مثل همیشه بچها سروصدا میکردند تا اینکه استاد وارد کلاس شدند اول جلسه درباره حرف هایی که درباره جلسه قبل زدیم بود

وسط کار آقای اخوان وارد کلاس شدند و بچها آرام …

امممم نه باز هم آرام نگرفتند

در ادامه جلسه باز هم درباره اینکه چه کسی بیمار است و چه نشانه ها و یا ریشه هایی میتواند داشته باشد صحبت کردیم

گفتیم که یکی از اصلی ترین روش های شناخت بیمار این است که فرد در واقعیت حضور دارد یا نه

ریشه اصلی این مشکل دروغ است یعنی فرد از ترس یا احساس شرم درباره چیزی که برایش مهم است دروغ میگوید تا از آن مشکل (از نظر خودش) رهایی یابد

فرد این کار را انقدر تکرار میکند که خودش هم باورش میشود و کم کم (بدون اینکه خودش متوجه شود) وارد دنیای خیالی خودش میشود و از دنیا دیگران فاصله میگیرد

راهکار برای بوجود نیامدن این مشکل این است که دروغ نگوییم و با ترس خود مواجه شویم افراد معمولا فکر میکنند که اگر واقعیت را بگویند دچار مشکل میشوند غافل از اینکه اگر اینکار را بکنند دچار مشکل های شدید تر و بد تری میشوند

در کلاس درباره تشخیص این مشکل هم صحبت کردیم و گفتیم افرادی که خیلی زود و بی دلیل از چیزی به شدت عصبانی میشوند دچار این مشکل هستند این افراد از قبل عغده ای داشته اند که باعث این اتفاق شده است و معمولا سعی میکنند به خودشان دروغ بگویند و آن مشکل را بزرگ جلوه دهند

باتشکر

کیان سعیدی

هندسه جلسه‌ی 2 مستند سازی 16مهر

به نام خدا

سلام امروز جلسه‌ی دوم مستند سازی و روز 16 مهر امروز اول از همه استاد رفع اشکال جلسه‌ی قبل رو کرد و بعد از رفع اشکال تکالیف را چک کرد که برای این جلسه ص66 تا 70 کتاب کار بود و برای جلسه‌ی بعد ص41 داخل دفتر (تمرین).
و بعد کمی کتاب را جلو رفتیم

این از جلسه‌ی 16 مهر

مستند فارسی 1403/7/24

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام اقای صادقی وارد کلاس شدند بعد رفتند بعد دوباره امده اند و یکدفعه 4 تا شعر رو تابلو نوشتند  و گفتند این کوییز است و معنی هایش را بنویسید  و بعد گفتند زمان پونزده دقیقه است و و اکثربیت  ها هم از شعر صورتگر ماهر بود و ایشان هیچ سوالی را جواب ندادند و انگار هم کمکی که نه ولی یکمکی هم که نه ولی حالشان خوب نبود و بعد اقا سر کلاس برگه ها را زود تصحیح کردند و بهمون دادند و انهایی که زیر 3و5ام شدند را کنار کلاس نگه داشتند و بعد تقربا دیگه نصف کلاس در گوشه کلاس ایستاده بودند حدود 6 نفر. و بعد کلی اون های که گوشه کلاس بودند رو بازخواست کردند و بعد گفتند من با اینا چی کا رکنم و صبر کردن و صبر کردن  صبر کردن و بعد گفتند دیگه تکرار نشه و کپن تون را تا اخر سال سوزوندین و تکرار  نشه و بعد همه نشستند و به منعمیان گفتند فعالیت نوشتاری  های درس 2  رو ببینه و بعد توضیحاتی درباره امتحان ناگهانی گفتند و بعد زنگ خورد

زنگ ورزش 24 مهر ماه

سلام بچه ها
ما وارد سالن شدیم آقای نصر در حال آماده کردن وسایل بودند.
و ما هم در حال گرم کردن بودیم.
سپس آقای نصر همه بازی ها را برای ما توضیح دادند.
بعد گروه بندی شدیم. و رتبه بندی تیم ها مسابقه ها:
دور اول
۱- تیم آقای آزادی
۲- تیم آقای سلطانی
۳- تیم آقای طباطبائیان
۴- تبم آقای عبدالهی
دور دوم
۱- تیم آقای آزادی
۲- تیم آقای سلطانی
۳- تیم آقای طباطبائیان
۴- تیم آقای عبدالهی

عربی/04/7/25

سلام

استاد فهامی ابتدا که وارد کلاس شدند گفتند کاربرگ ها را بدهید من که کاربرگ ها را دادم گفتند 

که نمره ریزان داریم وقتی که خواندیم سوال ها را پرسیدند و بعد تمارین کتاب را حل کردند و بعد

کاربگ های روز قبل را دادند و بعد گفتند که نمراتش در هم کلاسی است و ازمونک ها هفته ی 

پیش را دادند و گفتند این هفته را استثنا این هفته کوییز نداریم 

در اخر هم کاربرگی را دادند که تکلیف ما است

کلاس قرآن

سه شنبه                   بسمه تعالی                     ۱۴۰۴/۷/۲۲
آقای پورواسعی وارد کلاس شدند و زنگ آخر هم بود و آقای پورواسعی اردو رفته بودند و خسته بودند مخصوصا که زنگ آخر بود.
بعد روخوانی درس دوم جلسه اول را کار کردیم دو مرتبه با استاد گوش کردیم و بعد با استاد زمزمه کردیم .
رفتیم سراغ حفظ استاد چند دقیقه ای وقت دادند تا حفظ درس یک و دو را کار کنیم و بعد از بچه ها پرسیدند .
بعد از حفظ تمرین های جلسه اول درس دوم را با بچه ها حل کردیم
در آخر کمی وقت اضافه داشتیم که استاد از همه حفظ را پرسیدند، و اینگونه کلاس به پایان رسید .

 

تکالیف : حل کردن جلسه دوم درس دوم و تمرین کردن روخوانی های درس یک و جلسه اول درس دو 

زنگ فناوری پنچشنبه 04/07/24

سلام به افراد خواننده

به یه جمله ی سنگین که توی زندان دیدم موضوع رو شروع می کنم؛اگه وجود خدا باورت بشه یه نقطه می زاره زیر باورت،(یاورت)میشه.

ساعت ۹:۲۱ دقیقه بود که استاد با همون لپتاب همیشگی وارد شدند.چرااااا پنج شنبه زنگ کلاس به جای ساعت ۹:۲۵ دقیه

ساعت۹:۲۱ می خورد.

حضور و غیاب؛اقا حضور چه غیابی.

تکلیف ها رو میز(فلش ها).

چه اهنگ های پس زمینه ی قشنگی (اهنگ پت و مت و آنه شرلی)

رمضان،چرا اهنگت انگار اهنگ فوت شده هاست.

به به چه نمرات درخشانی.عکس های جدیدی به دیوار کلاس اضافه شد.(رقابت بین عکس های فوتبال و  ماشین ها).

درس جدید داده شد.(تنظیم صدای زیر و بم و سرعت صدا)

نازه دادن اکو و تکرار صدا را هم یاد دادند.

قصه ی ما به سر رسید نمره ی صفر ثمر رسید.