درباره محمّدمبین الماسی

سلام به همگی ✋ من محمد مبین الماسی هستم.💎😊 ✅ متولد 24 خرداد 1391 هستم. 🌟 بسیار بسیار فوتبالی هستم⚽️ و طرفدار تیمی به نام طوفان زرد آسیا 💛هستم. و از تیم خارجی هم طرفدار تیم ارتش آبی آسمانی💙 یعنی منچستر سیتی 🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿 هستم. ✨ از بین فوتبالیست های خارجی ، مانوئل نویر ، لیونل مسی ، پائولو دیبالا ،کوین دی بروینه ، ویرجیل فندایک، هالند و از بین فوتبالیست های ایرانی هم سردار آزمون ،رامین رضاییان ، مهدی طارمی و علیرضا بیرانوند را دوست دارم. 💥از بین ورزشهای دیگر، شطرنج♟ و شنا 🏊‍♂ و دوچرخه سواری 🚴‍♂ را هم دوست دارم و مهارت دارم . ✨در رباتیک (مکانیک الکترونیک )⚙🪛🔧 هم مهارت دارم.(دوره هاشو گذروندم) 🌟خیلی خیلی درس تاریخ را دوست دارم و فقط دوست داشتن نیست، بلکه تاریخ‌ بیشتر کشورهای جهان ، مخصوصاً ایران🇮🇷 را می‌دانم، عاشق دوره تاریخی هخامنشیان و اشکانیان هستم. 💥از بین ماشینها، ماشین فراری🚘 را دوست دارم . ‼️به بازیهای فکری خیلی علاقه دارم. 🍀 عاشق بازی ماینکرافت هستم و بازی میکنم. 🌟 حدود دو ساله کلاس زبان میرم . 🔠 🌟 یکی از اهداف من در زندگی این است که تایپ ده انگشتی سرعتی ⌨💻 را یاد بگیرم و دیگری این است که مسئول کتابخانه مدرسه بشوم ، چون عاشق کتاب خواندن📚 هستم . 💥یکی از هدف‌های مهم زندگی ام این است که در آینده فردی مفید برای جامعه و مملکتم باشم و باعث سر بلندی و افتخار پدر و مادرم بشوم. همچنین خیلی دوست دارم مورخ یا مخترع بزرگی بشوم.

زنگ ورزش ۸ آبان ماه

مستند من را طوری بخوانید که انگار در دوره باستان هستیم.

ساعت ۱۰:۳۳ دقیقه بود؛ دقیقاً همان لحظهٔ مانند پرندگانی از قفس رها شدیم. مأموریت: پیدا کردن مکانی برای تعویض لباس. انگار در حال برنامه ریزی برای یک عملیات مخفی بودیم.

بالاخره پس از گم کردن مسیر و پرسه زدن در راهروها، مثل کاروانی کوچک به سالن ورزش رسیدیم.

در سالن، معلم محترم با ایمان راسخی که به علاقهٔ ما به والیبال داشت، دوباره مجبورمان کرد تا بدن های بیتاب خود را با نرمش های عجیب و غریب گرم کنیم. و سپس، نبرد بزرگ آغاز شد.

در یک سو، تیم آقای آزادی، با اتحاد و همبستگی مثال زدنی. در سوی دیگر، تیم آقای منعمیان، با روحیهای که مدام در حال تبخیر بود. نتیجهٔ نبرد؟ تیم آقای آزادی، تیم آقای منعمیان را «بردند» (با تشدید روی کلمهٔ بردند). و باز هم آقای منعمیان، در سنت همیشگی خود، باخت را مانند میراثی خانوادگی پذیرا شدند.

گویا قانون جهان این است:

کلاس فناوری تمام شود، والیبال باشد، آقای منعمیان ببازد.

 

زنگ ورزش ۱ آبان ماه

به نام خدا 

 آقای اخوان کلاس را زود تمام کردند تا ما برای عوض کردن لباس وقت کافی داشته باشیم. وقتی تمام کارهایمان را کردیم و هر دو کلاس سوار اتوبوس شدیم، به سمت سالن حرکت کردیم. در اتوبوس والیبالی ها یک طرف و فوتبالی ها هم طرف دیگر اتوبوس نشسته بودند و هر کدام شعار مخصوص به ورزش خودشان را می دادند.

به سالن رسیدیم. و به کلی زحمت بچه ها آرام ایستادند تا آقای حامی صحبت کنند.

این هفته ما باید فوتبال می کردیم ولی دوباره با نامردی تعداد والیبالی ها بیشتر بود و مجبور شدیم والیبال بازی کنیم. هرچند ما فوتبالی ها پشت دروازه فوتبال بازی کردیم.برای همین والیبالی ها به دو گروه تقسیم شدند و تیم کشی کردند.

نظریه علمی: استخوان های عبدالهی از یک گربه نرم تر است، می پرسین چرا چون وقتی ما توپ فوتبال را شوت کردیم و به آن طرف نرده ها رفت. آقای عبدالهی به ما کمک کردند و از سوراخ نیم متری رد شدند و توپ را آوردند.

والیبالی ها بازی کردند و بازیشان تمام شد؛ ولی این هفته تیم آقای آزادی بردند و تیم آقای منعمیان باختند.

حالا یک سوال فوتبالی :《رونالدو نازاریو چند توپ طلا دارد؟》 لطفا از جایی تقلب نکنید جواب را حضوری یا در بله به من بگویید.

تا مستند بعدی خدانگهدار

زنگ ورزش 24 مهر ماه

سلام بچه ها
ما وارد سالن شدیم آقای نصر در حال آماده کردن وسایل بودند.
و ما هم در حال گرم کردن بودیم.
سپس آقای نصر همه بازی ها را برای ما توضیح دادند.
بعد گروه بندی شدیم. و رتبه بندی تیم ها مسابقه ها:
دور اول
۱- تیم آقای آزادی
۲- تیم آقای سلطانی
۳- تیم آقای طباطبائیان
۴- تبم آقای عبدالهی
دور دوم
۱- تیم آقای آزادی
۲- تیم آقای سلطانی
۳- تیم آقای طباطبائیان
۴- تیم آقای عبدالهی

اردوی فناوری 15 مهر ماه

سلام

ابتدا سوار اتوبوس شدیم و به سوی آنجا حرکت کردیم.

وارد سالن شدیم و ابتدا ربات پیانیست با سیستم پنوماتیک را دیدیم

بعد به ما درباره شگفتی های نقطه کانونی گفتند و ما دو آینه مقعر دیدیم که رو به روی هم بودند و با منعکس شدن صدا، صدا از این طرف به آن طرف می رسید.

بعد ما آزمایش رسانایی بدن انسان را انجام دادیم و بطور حلقه ایستادیم و دو نفر سر و ته حلقه دستشان را به گوی آهنی ای می زدند و حلقه مانند سیم عمل می کرد.

سپس ما دور یک قفس دایره ای شکل ایستادیم که اسمش بوبین تسلا و قفس فارادی بود و وقتی دستگاه روشن شد همه ما ترسیدیم.

وسیله بعدی هم چیزی بود که سایه های رنگی و تلفیق رنگ را درست میکرد.

بعد یک سازی دیدیم به نام چنگ دیجیتال و سازی بود که صدای زیبایی داشت.

و بعد آن وسیله ای برق درست میکرد را دیدیم و سپس به اتاق خفنی رفتیم که چراغ ها بصورت سریع خاموش و روشن میشد و زمان به چند ثانیه عقب رفت.

بعد ما را به سینمای سه بعدی بردند و فیلم های خفنی گذاشتند.

بعد هم چند آینه باحال بود که شکل ما را عوض میکرد.

در آخر ما رفتیم و از وسایل استفاده کنیم.

از همینجا از کسانی که که این اردو را برای ما فراهم کردند تشکر میکنم.

زنگ ورزش 17 مهر ماه

سلام

ما وارد سالن شدیم و به دلیل محدودیت زمان سریع نرمش کردیم.

آقای حامی به بچه ها گفتند امروز فوتبال داریم و بعد که گفتند کسانی که نمی خواهند فوتبال بازی کنند به بیرون زمین بروند. و متاسفانه بیشتر بچه ها رفتند و فقط 6 نفر فوتبالی ماندند و برای همین بچه ها والیبال بازی کردند. و ما فوتبالی ها پشت زمین بازی کردیم. 

و در آخر من از اعضای هر دوتیم که پرسیدم اعضای هر دوتیم گفتند ما بردیم.

و

سلام بچه ها 

ما وارد سالن شدیم آقای نصر در حال آماده کردن وسایل بودند.

و ما هم در گرم کردن بودیم.

سپس آقای نصر همه بازی ها را برای ما توضیح دادند.

بعد گروه بندی شدیم. و رتبه بندی مسابقه ها:

دور اول

۱- آقای سلطانی 

۲- آقای طباطبائیان

۳- آقای آزادی

۴-آقای اکبری

دور دوم

۱- آقای آزادی 

۱- آقای سلطانی

۱-آقای اکبری

۲-آقای طباطبائیان

سلام بچه ها 

 

ما وارد سالن شدیم آقای نصر در حال آماده کردن وسایل بودند.

و ما هم در گرم کردن بودیم.

سپس آقای نصر همه بازی ها را برای ما توضیح دادند.

بعد گروه بندی شدیم. و رتبه بندی مسابقه ها:

 

دور اول

۱- آقای سلطانی 

۲- آقای طباطبائیان

۳- آقای آزادی

۴-آقای اکبری

دور دوم

۱- آقای آزادی 

۱- آقای سلطانی

۱-آقای اکبری

۲-آقای طباطبائیان

زنگ ورزش 9 مهر ماه

سلام بچه ها 

ما وارد سالن شدیم آقای نصر در حال آماده کردن وسایل بودند.

و ما هم در گرم کردن بودیم.

سپس آقای نصر همه بازی ها را برای ما توضیح دادند.

بعد گروه بندی شدیم. و رتبه بندی تیم ها مسابقه ها:

دور اول

۱- تیم آقای سلطانی 

۲- تیم آقای طباطبائیان

۳- تیم آقای آزادی

۴- تبم آقای اکبری

دور دوم

۱- تیم آقای آزادی 

۱- تیم آقای سلطانی

۱- تیم آقای اکبری

۲- تیم آقای طباطبائیان

آخرین زنگ تاریخ

به نام خدا

بالاخره به آخرین کلاس تاریخ با استاد مدنی داشتیم. 

امروز آقای مدنی پس از آخرین حضور و غیاب زنگ تاریخ شروع به آخرین درس زنگ تاریخ دادند. 

 استاد اختراعات و اکتشافات را توضیح دادند ولی گفتند زبان مهم ترین اکتشاف است. 

چون ما بدون زبان نمی توانستیم با هم صحبت کنیم. 

زبان نشانه ای بین افراد است. 

سپس نصف کلاس را پانتومیم بدون علامت یا صحبت کردن بازی کردیم. 

سپس استاد درباره شکل گنبد ها و مقرنس کاری توضیح دادند. 

و به این گونه زنگ تاریخ هم تمام شد. 

 

تاریخ ۱۶ اردیبهشت


سلام

امروز آقای مدنی در حالی وارد کلاس شدند که بچه ها داشتند برای یک نفر شعار می خواندند. شعار آنها:……..  حیا کن یک نمره را رها کن.  توجه پاشته باشید اسم آن نفر را به دلایلی نیاوردم.

سپس آقای مدنی پس از حضور و غیاب شروع به درس دادن کردند. اول درباره انواع ورزش ها یعنی شرق و غرب و ایران گفتند. بعد درباره ورزش هایی که کاملا انسان نابود می کنند مثل بوکس توضیح دادند ولی گفتند ورزش مثل کشتی افراد اصلا به یکدیگر آسیبی نمی رسانند.

سپس فیلمی درباره گلادیاتور( یعنی شمشیر زن)  گذاشتند. اگر می خواهید بیشتر بدانید فیلم گلادیاتور ها را ببینید. بعد آقایان امیر علی رفیعی و محمدسهیل یزدانی پور برای ارائه آمدند. بعد از ارائه آقای مدنی درباره فرهنگ یعنی خط و زبان گفتند. آقای مدنی داشتند صحبت می کردند که صدای زنگ آمد. 

تکلیف

کاربرگ شماره ۲۱ اجتماعی صفحه  یک مانده کتاب