۱۶
مهر
۰۵
مهر
مستند سازی زبان انگلیسی با علی میرشمشیرگران.
بسمه تعالی
علی میرشمشیرگران:
وقتی که استاد وارد کلاس شد سلام کرد و یکم بحث کردیم وقتی تمام حرف هایمان را باهم زدیم.
رفتن سراغ اصل ماجرا یعنی انگلیسی که چه جوری بگوییم ما اهل ایران هستیم و مثال زدن گفتند : معنی این چه می شود.
I’m from Iran
بعضی ها جواب دادن یعنی من ایرانی هستم که استاد گفت آفرین این کلمه هایی که می نویسم با کلمات دوم شان به این جمله کمک می کند
You are, We are,They are
.Iam
It is, She is ,He is
می تواند جای آن حرف هایمان را پر کند و همین طور صفحه اول را باهم حرف زدیم و آنها را به انگلیسی می گفتیم
و استاد گفت: یک نکته برای جلسه بعد گروه aوb تشکیل می شود تا جلسه بعد یا علی.
((THE END))
۱۴
اردیبهشت
چرم
( به نام خدا )
سلام بر همه دوستان عزیز فقط 2 جلسه دیگر برای چرم مانده استاد گفتند می توانید این دو جلسه با لیزر برویم که همه قبول کردند و قرار شد 400000 هزار تومان پرداخت کنید می پرسید دوخت چی شد که استاد درباره ی دوخت هم توضیح دادند مثل این
لطفا یادتان نره پوللللل را واریز کنید بای بای بای
( پایان)
![]()
۰۴
اردیبهشت
چرم دوست داشتنی
به نام خدا
آقای مطهری توی آبدار خونه بودن و نماز که تموم شد الگو های کیف پول رو بهم دادن و گفتن توی کلاس بهم بده.
بچه ها سریع فرش رو جمع کردند و تابلو رو آوردند و آقای مطهری گفتن فعلا هیچ کی هیچ کاری نکنه تا صداش کنم و ببینم توی چه مرحله ای هست . فک کنم امروز فقط من نمره کامل رو گرفتم . آقای مطهری گفتن بیا جلو و یه پس گردنی بهم زدن و گفتن آفرین. بعد قرار شد اونایی که کیف پول دارند 7 تا و اوناییکه کیف کارت دارن 3 تا مستطیل 7*10 روی استر بکشیم و با کاتر ببریم.
برای آستر کشی باید یه کارت بانکی رو روی برش بالای زاریم و بکشیم بعد چسب بزنیم و همین کار رو ادامه بدیم تا جای کارت اخری که باید کل تیکه چرم رو آستر بزنیم.
خب دیگه کلاس تموم شد و بقیه کار ها هم موند برای خونه.
دوستان خدانگهدار
۲۶
فروردین
چرم
(به نام خدا)
استاد وارد شد که آقای ………… سر استاد را خورد و استاد هم خودش را خورد.
وارد بحث های متفرقه نشیم که برای شنبه قرار بود وسایلی که خریدم را برای شروع کار شروع کنیم هر کسی وسایلش را آورد ولی خودم خودکار چرم نداشتم که آقای ستاری با گذشت و مهربان به من خودکارش را داد همین طور به یک نفر دیگر بگذریم شروع به کار کردیم استاد الگو هایی که سفارش داده بودیم را آورد و قرار شد روی شکل کار بکنیم همه داشتیم کارمان را انجام می دادیم که زنگ خورد و قرار شد برای هفته ی آینده همه کارشان کامل شده باشد
{پایان}
۲۲
فروردین
۰۶
آبان
داستان زندگی علی میرشمیرگران
سلام من علی میر شمشیر گران هستم و در سال ۱۳۹۱/۳/۵ به دنیا آمدم در شهر زیبای اصفهان
من خیلی از آدم های با ادب خوشمم می آید
علاقه زیادی به ورزش شنا،رزمی،فوتبال،والیبال
دارم آدم باحالی هستم
و به غذا خوردن علاقه دارم و به خصوص غذای سنتی و فست و فود دارم ممنون برای توجه
🙏🙏
