زنگ نگارش 6 آبان

سلام من شایان صادقی هستم و این اولین جلسه ی نگارش تو ماه آبانه آقای نصر با ورود به کلاس شروع کردن به حضور و غیاب و البته در حین حضور و غیاب تکلیف ها هم میدیدند و مثل همیشه در حین اجام این کار کلاس رو هوا بود بعد از اتمام حضور و غیاب آقای نصر گفتند امروز همه انشا هایشان را میخونند و بعد دونه دونه همه اومدن برای خوندن انشا ها و آقای نصر هم برای انشاهای ترسناک آهنگ ترسناک میذاشتن و چراغ هارا هم خاموش و پرده رو هم میکشیدند تا کلاس وایب ترسناک پیدا کنه چون موضوع انشا بیماری گوشت خواری گاو و گوسفند ها بود که البته مال بعضی ها هم مثل خودم ترسناک نبودن آقای نصر هم بعد از تموم شدن هر انشا نمره هارا میدادند و چون دیگه امتحان ها شروع شده آقا هیچ تکلیفی برای جلسه ی بعد ندادند                                                                                                               پایان

زنگ نگارش 1 مهر

خب سلام میکنم از اولین روز مدارس تا آقای نصر وارد کلاس بچه ها خوشحال شدند و جیغ و هورا کردند بعد آقا برایمان گفتند که کلاس امسال قرار است چگونه بگذرد و چه کار هایی قرار است انجام دهیم بعد با باز کردن کتاب شروع کردن به توضیح و درس دادن کتاب بعد هم تکلیف دادند بعدش یه کم وقت اضافه آوردیم و با هم کلی خندیدیم و با خوردن زنگ کلاس هفته ی اول ما به پایان رسید

زنگ نگارش 29 مهر

سلام امروز آقای نصر تا وارد کلاس شدند گفتن آزمون نداریم و تا اینو گفتن بچه ها شروع کردن به خوشحالی ولی بعدش گفتن ولی آزمونک داریم و بعدش بچه ها افسرده شدند بعد آقا چند نفر از بچه ها را بیرون بردند تا امتحان را شروع کنند بعد آقا آزمون را شروع کردن اما این امتحان بیشتر شبیه آزمون بود تا آزمونک چون 13 تا سوال بود وسط امتحان کلی خندیدیم به چند دلیل یک چون سلطانی داشت چشاش زرد میشد و هر چقدر هم التماس کرد بازم آقا نذاشتن که بره دستشویی دومی اینکه اونور تو کلاس تلاش صدای انسان های اولیه میومد سومی اینکه سلطانی یه طوری تو سالن وسط امتحان دراز کشیده بود انگار تو ساحل دراز کشیده بود چهارمی اینکه آقای نصر دم در یه صندلی گذاشته بودن بعد خواستن ازش برن بالا که بهو سرشون دارقی خورد به میله قهوه ای بالای در و ما از خنده پاره شدیم اونم نه یه بار بلکه 2 بار بعد آقا خیلی یهویی برگه هارا ازمون گرفتن و امتحانم تموم شد بعد که رفتیم تو کلاس آقا موضوع انشای جلسه بعد را گفتن و جلسه تمام شد

خداحافظ

مهارت کارگاه چوب

روز شنبه زنگ آخر آقای بیات 20 دقیقه بهمون وقت دادند تا با دریل میخ ها رو بزنیم تو یا بکشیم بیرون تا اینکه ساعت 1 شد و برقا رفت بعد آقا شروع کردند توضیح دادن مدل پیچ ها و کار باهاشون و 50 دقیقه توضیح در مورد دریل ها و میخ ها و قیمت دریل ها دادند بعد هم با کمک همدیگه چوب ها و میخ ها و دریل ها را جمع کردیمو رفتیم خونه

معرفی نامه شایان صادقی

به نام خدا
من شایان صادقی هستم ۱۲ ساله زاده اصفهان و متولد ۱۰ آبان ۹۰
من آدم مهربان و شوختبی هستم و کلا آدم شادی هستم
من آدم برون‌گرایی هستم و به بازی های ویدئویی علاقه دارم و به ورزش های فوتبال،پینگ پنگ،تکواندو،بدمینتون،فوتسال و شنا علاقه و استعداد دارم
من به بازی های معمایی و فکری علاقه دارم
من تقریبا ۵ سال است که به کلاس گیتار میروم و در گیتار زدن استعداد دارم و ۷ سال است که به کلاس زبان میروم
من به غذا های برگر بریانی پیتزا و کباب علاقه دارم

من در تکواندو کمربند قرمز هستم
من به فیلم ها کارتون ها و انیمیشن های کمدی علاقه زیادی دارم
رنگ مورد علاقه من نارنجی است و معمولا هر چیزی را بخواهم انتخاب کنم رنگ نارنجی آن را
انتخاب میکنم من هم مثل خیلی از بچه ها از توی خانه ماندن خیلی خیلی متنفرم و به طبیعت گردی و رفتن به اماکن معروف خیلی خیلی علاقه دارم من تا الان ۲ بار به شمال بیشتر از ۱۰ بار به تهران
۲ بار به اهواز و ۱ بار هم به کیش رفته ام
من کلاس اول تا سومم را در مدرسه بانو قبه و کلاس چهارم تا ششم را در مدرسه بعثت گذراندم و الان هم در مدرسه همت نو هستم