مشهد, هشتم تلاش

اردو مشهد دوشنبه

به نام خدا من A pilot Alimirshamshirgaran✈️✈️ هستم

خب اول صبح که استاد اخوان بلندمان کردند و به نماز جماعت در حرم رسیدیم و بعد از یک مناجات در یکی از صحن ها برگشتیم و خوابیدیم البته یک سری ها هم بیدار ماندند و به هفتمی ها در پهن سفره کمک کردند
بعد از گذشت چند ساعت صبحانه شد صبحانه را خوردیم یکم مسخره باز…
چیز یعنی یکم بازی کردیم و بعدش به حرم رفتیم بعد نماز یکم تنها ماندیم و بعد دوباره به حسینیه برگشتیم
موقع برگشت دیدیم یک گروه امده بودند و داشتند نمایشنامه اجرا میکردند بعد از نمایش ناهار خوردیم و اقای جعفری از قدرت خارقالعاده ی خود استفاده کرد و در کسری از ثانیه خوابید
بعد از خواب بیدار شدیم وضو گرفتیم و حرم رفتیم و نماز خواندیم موقع برگشت از حرم دو گروه شدیم یک گروه سریع تر رفتند حسینیه و یک گروه دیر تر
گروهی که دیرتر رفتند از جمله خودم به نمایش جدید کمی دیر رسیدیم اما فهمیدیم نمایش از چه قرار است بعد از نمایش یکی از اعضای نمایشنامه کمی برایمان حرف زدند و در نهایت شام خوردیم
من که بعد شام کنار جعفری خوابیدم ولی بقیه بازی کردند و احتمالا ۱ساعت بعد ما خوابیدند

 

دیدگاهتان را بنویسید