بسم الله الرحمن الرحیم
استاد صادقی وارد کلاس شدند و مقداری با بچه ها صحبت کردند و گفتند امتحان املا را زنگ اخر می گیرند و بعد گفتند امتحان از درس ستایش تا درس هفتم است که امروزدرس خواهم داد .بعد پزشکی که بدون اجازه داشت چایی می خورد را استاد دیدندش و با نماینده و بطری فلاسکش او را در پی منفی انظباتی فرستادند. او هم ترسید و فلاکسش را بر بالایی ترین پله ی منتهی به پشت بام مدرسه انداخت و استاد گفتند حالا بشین سرکلاس و سلیمانی را بدلیل انکه پزشکی که توسط سلیمانی دست گیر شده بود را بدیل اینکه اجازه داده بوده پزشکی مدرک جرم را از بین ببرد خیلی سسرزنش کردند و بعد هم درس هفتم را درس دادند راستی فعالیت های نوشتاری را هم خودم جعفری که نماینده استاد بودیم چک کردیم. اقایان مصری نژاد و پزشکی ننوشته بودند. و من انها را در لیست ذخیره کردم و بعد از درس دادن درس هفت گفتند که برای زنگ اخر یک برگه برای املا جلویتان باشد. این بود سرگذشت ذنگ فارسی هفته ی گذشته.
پایان